پس از صحبتهاي مختلفي که در خصوص لزوم تغيير در دولت مطرح ميشد بالاخره شاهد بوديم که نخستين خروجي دولت از وزارت تعاون و کار بود؛ اين مساله را چطور ارزيابي ميکنيد؟
تغيير اخيري که در بدنه دولت و يکي از وزارتخانهها انجام شد به نظر من جزئيترين تغييري است که ميتوانست در دولت انجام شود. به نظر ميرسد دولت قبل از اينکه به تغييرات بپردازد بايد جايگاه خود را پيدا کرده باشد. دولتها به نحوي نتوانستهاند تواني که در قانون اساسي برايشان تعريف شده را بازيابي کنند. لذا معتقدم دولت ابتدا بايد قدرت خود را بازيابي کند تا بتواند عملکرد بهتر و مطلوبتري از خود به نمايش بگذارد. به لحاظ اشخاص و نيروهايي که امروز در مجموعه دولت هستند دولت به نقطه جريانات سياسي در حوزه اصولگرايان تبديل شده است. يا به عبارت ديگر گروههاي مختلف و اشخاص تاثيرگذار در جريان اصولگرا ميخواهند سهم و نمايندهاي در دولت داشته باشند. طبيعتا وقتي اين افراد از اين مراکز به دولت معرفي و حمايت ميشوند جداي از توانمندي شخصي که بحث جداگانهاي است هماهنگي لازم را با يکديگر نخواهند داشت. بنابر اين مساله بعدي اين است که دولت و رئيسجمهور با دقت و تدبير افرادي را به کار بگمارند که کارآمدي، تخصص و تعهد لازم را براي حضور در مدارج مختلف مديريتي از وزارتخانهها گرفته تا ساير مديريتهاي دولتي داشته باشند امروز تجربه گرانبهاترين عنصري در افراد است که در کنار علم و دانش بسيار به کار خواهد آمد که متأسفانه برخي از مديران تجربه چنداني ندارند. وزير کار که از دولت کناره گيري کرد يکي از اين افراد بود اما تنها او نبود. بلکه در حوزه بهداشت و درمان صنعت و معدن، سياست خارجي و... نيز با مشکلاتي مواجه هستيم. به ويژه حوزههاي اقتصادي دولت بهطور کلي نياز به تغييرات جدي دارد.
از نظر شما با توجه به احتمال بالاي تغييرات در دولت و مطرح شدن برخي اسامي مثل آقاي زاکاني براي حضور در دولت ؛ اين تغييرات چگونه انجام خواهد گرفت؟
بحث تغيير يک وزير ميتواند يک نمــاد باشد، بر کسي پوشيده نيست دستــــگاه اجرايي با مشکلاتي مواجه است و اگر بخواهد حتي همين شرايط را حفظ کنند بايد يک خانهتکاني در دولت انجام شود و مجموعه دولت بايد در يک کلاس و ابعاد ديگري تعريف شود. به نظر من افرادي که براي مسئوليتهاي مختلف مطرح هستند، مجموعهاي از يک شاخصه و خط فکري در جريان اصولگرايي هستند. آقاي زاکاني يک پزشک است که به نظر من تخصصي در حوزه وزارت کارندارد. بنابراين معتقدم اين جابهجاييها تا زماني که تغييري نگرشي نسبت به قوه مجريه وجود نداشته باشد و شرايط محيطي تغيير نکند مشکلي را حل نخواهد کرد.
نوع رويکرد مجلس را که ابتدا نسبت به دولت سويه حمايتي داشت و اکنون چندي است که به سمت انتقاد و نظارت رفته را چگونه ارزيابي ميکنيد؟
ما پيش از انتخابات رياستجمهوري 1400 ديديم که 220 نفر از نمايندگان مجلس، همه اصولگراها و ساير کانديداها از رئيسجمهور فعلي حمايت کردند امروز اصولگراها هيچ بهانهاي ندارند که بخواهند بين خودشان و دولت خطي بکشند.
اقدامات اخير دولت در حوزه جراحي اقتصادي در راستاي حل و فصل مشکلات معيشتي مردم را چگونه ميبينيد؟
من فکر ميکنم که اگر اقتصاد کشور هم نياز به جراحي داشته نه شرايط امروز کشور که تحت فشارهاي بينالمللي است براي اين جراحي مناسب بوده و نه روشي که براي اين اقدام به کار بردهاند چندان درست و قابل قبول بوده است. به نظر من از اين نوع اقدامات و تصميم گيريها اين بو استشمام ميشود که دولت درصدد است تا کسري بودجه خود را با تغيير قيمتها جبران کند و حال بخشي از آن را نيز به عنوان يارانه به مر دم بدهند. هر چند که به وضوح ميبينيم که يارانه مثل برف آب ميشود. شايد بهتر بود که اگر آقايان اعتقاد دارند که در شرايط شبه جنگ به سر ميبريم يا بعضا خودشان ميگويند در حال جنگ هستيم اقتصاد جنگي را اعمال کنند. نه مثل کشوري که همه چيز به خصوص اقتصادش در ثبات کامل است و ميخواهد قيمتها را اصلاح کند. به همين جهت است که ميتوان گفت اين رويکرد و اقدام دولت در تعارض و تداخل است.