در خصوص آرايي که در شوراي حکام عليه ايران صادر شد، چه نکاتي قابل تامل است؟
نخستين مطلبي که در خصوص قطعنامه عليه ايران بايد مدنظر داشت اين است که در شوراي حکام صرفا يک قطعنامهاي عليه ايران صادر شد که توصيه ميکرد ايران همکاري خود را با آژانس ادامه دهد و قطعنامه مهمي نبود که آراي آن تعيين کننده باشد و به همين علت کشورهاي رأي دهنده جانب احتياط را رعايت کردند تا تحت فشار غرب قرار نگيرند. مشخصا اگر قطعنامه شديدي قرار بود عليه ايران صادر شود، تعداد آراي مثبت کمتر بود. ساختار شوراي حکام به گونهاي است که برابري حقوقي اصل قرار گرفته به شکلي که رأي حقوقي کشوري همچون بورکينافاسو با کشوري همچون آمريکا برابر است. در چنين ساختاري تعيين کردهاند که اگر هر قطعنامهاي رأي دوسوم اعضا را داشته باشد، مورد تاييد قرار ميگيرد که قطعنامه عليه ايران بيش از 24 رأي مثبت داشت که موجب صدور قطعنامه شد. اتفاقي که در شوراي حکام رخ داد اين است که يک قطعنامه توصيهاي عليه ايران صادر شده اما ممکن است اين قطعنامه تبديل به يک قطعنامه الزامآور در آينده شود اما مشخصا همه موارد بستگي به رويدادهاي سياسي ماههاي آينده دارد. چند روز پيش نيز شاهد بوديم که کشورهاي حاشيه خليج فارس نيز عليه ايران بيانيه صادر کردند و صحبتهايي را مطرح کردند. در اين دو اتفاق يک کشور مشترک بود و آن امارات متحده عربي بود که در هر دو رويداد عليه ايران موضعگيري کرد که با توجه به نزديک کردن خود به ايران در هفتههاي اخير، رفتاري نامتعادل بود. به همين علت ميتوان گفت که امارات يک بازي پيچيده در قبال ايران به راه انداخته و گاهي به ايران نزديک ميشود و گاهي نيز از ايران دور ميشود تا به خواستههاي خود برسد. در شکلي ديگر نيز عمان تقريبا چنين رفتاري با ايران دارد. رفتار کشورهاي کوچک عربي مشخصا به رفتار ايران بستگي دارد و کشورهاي عربي همواره متناسب با جايگاه ايران، روابط خود را تنظيم ميکنند. بايد توجه داشت که تمامي اين کشورها حتي قطر که امروز روابط صميمي با عربستان ندارد، به نحوي دنباله رو سعوديها هستند. کشورهاي عربي بدون اجازه عربستان، آب نميخورند تا جايي که قطر با وجود اختلافات با عربستان و نزديکي با ايران، تحت تاثير فضاي عربي بيشتر پيرو عربستان ميشود. در همين راستا امارات سعي ميکند تا همسو با عربستان گام بردارد. عربستان نيز در اين برهه زماني تلاش دارد فعلا فشار را عليه ايران بيشتر کند.
آراي ممتنع در چنين نهادهايي چه پيامي دارند؟
بايد توجه داشت که آراي ممتنع در نهادهاي بينالمللي جز آراي منفي به حساب نميآيند و بيشتر جنبه مثبت دارند، هرچند اين گونه گفته ميشود که از اجماعسازي امتناع شده اما مشخصا جزء آراي منفي نيست. به اين شکل است که سه رأي ممتنع هند، پاکستان و ليبي کنار گذاشته ميشود و 2 رأي منفي در مقابل 30 رأي مثبت قرار داده ميشود و سنجش صورت ميگيرد. در اين ميان کشوري همچون پاکستان که رأي ممتنع ميدهد بايد توجه داشت که ارتش در اين کشور بيشترين قدرت را دارد و ارتش پاکستان نيز بايد بدون تعارف گفت که وامدار آمريکا و عربستان است و حتي به اين واسطه ميتواند دولت را در پاکستان نيز تحت فشار قرار دهد. دولت در پاکستان بدون اجازه ارتش اقدامي انجام نميدهد. ارتش پاکستان نيز در اين برهه زماني رابطه نزديکي با غرب دارد. به همين علت شاهد بوديم که زماني که عمران خان از ارتش فاصله گرفت، سريعا سرنگون شد و اجازه ادامه فعاليت به او ندادند و ارتش نيز از دولت حمايت نکرد. در همين راستا مشخصا چه عمران خان و چه شهباز شريف و چه هر شخص ديگري در پاکستان بر سر قدرت بود، باز هم آنها رأي ممتنع ميدادند.
نقش نيروهاي داخلي آمريکا در احياي برجام يا شکست آن به چه ميزان است؟
در اين برهه زماني در داخل آمريکا جمهوري خواهان کنگره که تمام قد و متحد ضدبرجام شدهاند. اينجا تغيير نگاه دموکراتها هم بسيار مهم است. وقتي علاوه بر سناتور چاک شومر، رهبر اکثريت دموکرات مجلس سنا شاهد رأي مثبت سناتور منندز، رئيس کميته روابط خارجي سنا به طرحها عليه ايران هستيم و انتقاد از عملکرد دولت بايدن در قبال مذاکرت وين صورت ميگيرد، يقينا اختلاف نظر داخلي در آمريکا بين دولت و کنگره پارامتر مهمي در عدم احياي برجام خواهد بود. چراکه اين نکات نشان ميدهد هر دو حزب در کنگره به اجماع جدي روي مقابله با برجام رسيدهاند. در چنين شرايطي قطعا سياست خارجي دولت بايدن هم تحت الشعاع قرار خواهد گرفت. پارامتر اصلي تعيين خطوط قرمز سياست خارجي آمريکا در دست سنا قرار دارد. درست است که رئيس سنا همان معاون اول رئيسجمهور يعني خانم کامالا هريس است و وي براي تعيين طرحهايي که آراي مساوي دارد با رأي خود ميتواند تکليف آن طرح را به سمت دموکراتها روشن کند اما فضاي کنوني در سناي آمريکا ديگر از دست دموکراتها خارج شده است. زيرا طبق قانون رهبر اکثريت سنا يعني سناتور چاک شومر روساي کميتههاي سنا را تعيين ميکند. حال اگر به آراي مثبت طرحهاي گذشته نگاه کنيد ميبينيد که حداقل پنج تن از روساي کميتههاي سنا از حزب دموکرات به اين طرح سناتور جمهوريخواه يعني سناتور لنکفورد رأي مثبت دادهاند. مجموعه آراي مثبت هم 62 رأي در برابر 33 رأي مخالف بوده است. پس قطعا دعواي سياسي در آمريکا بين کنگره و دولت ديگر يک دعواي داخلي نيست. اين اختلاف نظر ميتواند احياي برجام را به مراتب سختتر و پيچيدهتر کند.
ايران پس از اتفاقات روزهاي اخير چگونه بايد در عرصه سياست خارجي و روابط بينالملل عمل کند؟
ايران در مقابل اقدام آژانس تعدادي از دوربينهاي آژانس را از مدار خارج کرده است. امروز سياست ايران رفتار متقابل در مقابل آن چيزي است که عليه ايران صورت ميگيرد. اينکه اين روند تا کجا تداوم خواهد داشت به ظرفيت و توانايي کشور بستگي دارد. آمريکا با فشار بر ايران به دنبال اين است که توازن سياست داخلي و سياست خارجي ايران را برهم بزند. به اين شکل که آنها با تشديد تحريمها در سالهاي اخير به دنبال اين بودهاند تا ايران را تحت فشار قرار دهند. اقتصاد ايران پيش از روي کارآمدن ترامپ به مراتب بزرگتر از امروز بود. تصميمات ترامپ در آن 4 سال بيش از آنکه بر اقتصاد آمريکا تاثير گذاشته باشد بر اقتصاد ايران تاثير گذاشت. کشورها در عرصه بينالمللي جهت اينکه بتوانند اقدامي انجام دهند بايد سياست داخلي و خارجي آنها توازن داشته باشد تا ابتکار عمل داشته باشند. امروز هدف غربيها اين است که ايران را در اين عرصه در تنگنا قرار دهند تا توازن را از دست دهد. در اين برهه زماني و در چنين شرايطي بايد تصميمهاي خاص گرفته شود تا بار ديگر توازن ميان سياست داخلي و سياست خارجي ايجاد شود.
اقدام متقابل ايران در قبال توقيف نفتکشهاي يونان سبب شد تا نفت ايران عودت داده شود، چنين اقدامات متقابلي هميشه نتيجه مثبت خواهد داشت؟
اقدام متقابل ايران سبب شد تا يونان نفت ايران را پس دهد و رأي دادگاه اين کشور تغيير کند اما بايد در ساير عرصهها دقت داشت که چه اتفاقي ممکن است رقم بخورد. در برههاي از زمان قرار گرفتهايم که شرايط همچون يک مسابقه مشتزني است. طرفي در اين مسابقه برنده خواهد شد که ظرفيت بيشتري داشته باشد و ضربههاي متعدد منجر به زمين زدنش نشود. ايران تا به امروز در اين عرصه يک مقاومت بينظير داشته است و مردم ايران در اين مسير نقشي اساسي داشتهاند و تابآوري عجيبي داشتهاند. هر کشور ديگري زير اين فشار قرار ميگرفت قطعا تا به امروزتاب نميآورد و هيچ چيز از آن باقي نمانده بود اما ايران تا به امروز ايستادگي کرده و در همين راستا بايد قدردان اين مردم قوي بود. ميزان تابآوري ايران بسيار بالا بوده است. سابقه تاريخي ايران در هزارههاي گذشته سبب شده تا تاب آوري خاصي در ايران شکل گيرد و هر کشوري نتواند ايران را به زانو درآورد. به همين علت در طول تاريخ حمله مغولها، اسکندرمقدوني و اعراب در نهايت ناکام ماند و نام ايران همچنان باقي مانده است. پس از اتفاقات اخير ايران بسته سياسي براي غربيها ارسال کرده که هنوز اطلاعي در خصوص آنها وجود ندارد که اين نيز يک اقدام در اين عرصه است. ايران احتمالا پيشنهادهاي براي رسيدن به توافق ارائه داده اما بايد صبر کرد و منتظر طرفهاي مقابل ماند. ايران بر اين باور است که آمريکا بار ديگر بدعهدي خواهد کرد. در چنين شرايطي هرکدام نيز با مشکلاتي دست و پنجه نرم ميکنند. ايران با مشکلات اقتصادي مواجه شده و از سوي ديگر آمريکا نيز نگران اين است که ايران به غني سازي 90 درصد رسيده و از مرز 60 درصد عبور کند. طرفين همواره مسائل همديگر را رصد ميکنند و آگاه هستند چه اتفاقي در حال رخ دادن است. يکي از پارامترهاي مهم در تعيين فضاي مذاکرات همين فضاي سياسي اجتماعي در ايران است. اتفاقا به همين دليل است که دولت بايدن نوعي تعلل و تاخير در بازگشت به برجام را از همان ابتداي دولتش در دستور کار قرار داده بود و اکنون هم تمايل کمتري به توافق با ايران دارد .