در مورد موضوع پرونده هستهاي ايران چند اتفاق رخ داده است؛ نخست، گزارش آژانس مبني بر اينکه ايران 18 برابر سقف برجام سوخت هستهاي توليد کرده است. گزينه تلويحي آن را رسيدن به نقطه صفر تلقي کرده که ايران ميتواند از قابليت و ظرفيت لازم براي توليد غيرنظامي هستهاي برخوردار شود بنابراين سعي کرده بهگونهاي هشدار دهد. دوم، خبري است که نخستوزير رژيم صهيونيستي بهطور مستقيم رسانهاي کرده با اين ادعا که ايران تلاش کرده آژانس را فريب دهد. در واقع تاحدودي ميتوان گفت که اين دو خبر بيارتباط با يکديگر نيستند يعني اخبار تازهاي نيستند و واقعيات مشخص است بدين معنا که ايران در قالب خوداظهاري طبق پادمان نظارتي که به آژانس دارد پيشرفتهاي هستهاي خود را اعلام ميکند و اين اعلام کردن هم بهطور رسمي انجام ميشود، اما طرح آن در يک گزارش آژانس بيشتر شبيه به تله است وگرنه آژانس موضوع جديدي را اعلام نکرده است. به همين دليل ميتوان گفت آن اخباري که صهيونيستها اعلام ميکنند در همين ارتباط است يعني آنها بارها اسناد ادعايي خودشان را در اختيار آمريکاييها و هم اروپاييها و جهانيان قرار دادند تا مانع مذاکرات شوند. هدف رژيم صهيونيستي شکست مذاکرات است. عمده اسناد هم کارکرد خبري دارد که به نوعي سعي دارد روي گزارش آژانس اثرگذار باشد. آژانس هشدار داده که اگر ديپلماسي احيا نشود ممکن است بعد از اين موضوع هستهاي قابل مديريت نباشد، اما از سوي ديگر رژيم صهيونيستي در قالب دور تازهاي از تحولات، فعاليت ميکند يعني فعال شدن جريانات ضد برجامي. مجموعه شرايط نشان ميدهد که طرف ايران و آمريکا فرصت احياي برجام را از دست دادند به بيان ديگر برجام در حال احيا بود که بعد از آن تحتالشعاع منافع ديگر بازيگران قرار گرفت؛ از روسيه که اوکراين را به عنوان محل بحث مطرح ميکند تا صهيونيستها که بارها تلاش کردند با چنين گزارشهايي رخنه ايجاد کنند. اين طرفها حداقل تا دو ماه و نيم پيش در حاشيه بودند، اما در حال حاضر امکان جولان دادن پيدا کردند تا اروپايي که بيشترين دغدغهاش تأمين انرژي است. در دنياي سياست همه کشورها به دنبال فرصتهاي خودشان هستند جمهوري آذربايجان نمايشگاه بيسابقهاي را تحت عنوان اثر نفت و گاز درياي خزر در مقابله با بحران انرژيهاي دنياي امروز برگزار کرده است در واقع پشت پرده اين قضيه اين است که جمهوري آذربايجان تلاش ميکند جايگزيني را براي نفت و گاز روسيه ايجاد کند، چراکه به هر حال اروپاييها تصميم گرفتند تا 5 سال و نيم آينده حدود 60 درصد وابستگي خود را از انرژي روسيه کاهش دهند. دنيا در حال پيشبرد منافع خودش است بنابراين چيزي که الان شاهد آن هستيم به معناي از بين رفتن آخرين فرصتهاي احياي برجام است. برخي سعي ميکنند موضوع را در قالب هشدار مطرح کنند و برخي صهيونيستها فضاي جولان دادن را پيدا کردند تا هرچه بيشتر به فضاي ديپلماسي آسيب وارد کنند. در شوراي حکام بدترين گزينه ارجاع دادن پرونده هستهاي ايران به شوراي امنيت است که در حال حاضر اين امکان را ضعيف ميدانم در واقع بهانههاي فني براي اين کار وجود ندارد ضمن اينکه برجامي وجود ندارد تا ايران بخواهد تخلفي از آن داشته باشد. برجام داراي دو بخش اصلي است تعهدات آمريکا و تعهدات ايران. وقتي آمريکا در ارتباط با برجام عهدشکني کرد ايران هم پايبند نمانده است. با وجود اينکه اروپا و دولت بايدن تلاش دارند فضاي ديپلماسي را حفظ کنند امکان اينکه در شوراي حکام، پرونده ايران به شوراي امنيت برود امکان خيلي ضعيفي است، اما طرفين تلاش ميکنند در قالب بيانيه، فضا را فضاي سختي جلوه بدهند، اما واقعيتي که وجود دارد اين است که همه بازيگران اعم از اروپا و آمريکا، برجام را ديگر اولويت خودشان نميدانند يعني تحولات کنوني با تحولات دو ماه و نيم پيش بسيار متفاوت است. اگر برجام وارد مرحله اجرا ميشد الان در فضاي پيشا انتخاباتي آمريکا يعني انتخابات شش ماه آينده اين کشور که انتخابات ميان دورهاي و مهم است بر تقويت يا تضعيف بازوي اجرايي رئيسجمهور در کنگره تاثيرگذار است.