تاکنون بارها از سوی مسئولان دولتی شنیدهایم که دولت در حال جراحی اقتصادی است؛ اساسا این موضوع را چگونه ارزیابی میکنید و چه میزان میتوان به موفقیت در این موضوع امیدوار بود؟
موضوع جراحی اقتصادی وسعت خاص خود را دارد و از همه ابعاد باید بحث جراحی اقتصادی تواما شروع شود. هرچند که حتما باید ابتدائا در این قضیه هدف و ریلگذاری شود و در موضوعات مختلف برنامهریزی داشته باشند. در گذشته دولتها جسارت جراحی اقتصادی را نداشتند و اعتقاد من بر این است که آن دولتها در فضای پوپولیستی سیر میکردند و به این دلیل نمیخواستند حاشیهای برای دولت ایجاد شود، چراکه این مساله در کشورمان گویا به رویهای تبدیل شده است که دولت یک دورهای نداریم و برای همین است که دولتها دست به جراحی نمیزدند، این جسارت را نداشتند و نگران بودند که در دور دوم رأی نیاورند. ولی واقعیت امر این است که امروز دولت وارث اتفاقات اقتصادی است که در گذشته بوده است. تصمیماتی که دولتهای گذشته در مقاطعی گرفتند تبعاتش را امروز در جامعه میبینیم. مسائل اقتصادی و تنشهای اقتصادی چیزی نیست که یکباره به یک جامعهای تحمیل شود، بلکه یک فرآیند و زمانی را طی کرده و اثر نهایی خود را نشان داده است. همینطور اگر تصمیمات درست و همراه با عقلانیت و کارشناسی انجام شده باشد در آینده تبعات مثبت خود را نشان خواهد داد. لذا نتیجه میگیریم که یک تصمیم
درست و با پشتوانه کارشناسی و فرایندهای تعریف شده هم میتواند مثبت و هم منفی باشد. پس ما امروز به سمتی نرویم که بخواهیم دولت را بهطور غیرمنصفانه نقد کنیم. این دولت نیز میتوانست مثل دولتهای دیگر بهطور مقطعی همه چیز را گل و بلبل کند ولی عوارض ناشی از این مقطعی عمل کردن در آینده خود را نشان دهد. نکته دیگر اینکه جراحی اقتصادی در گذشته نیز صورت میگرفته منتها نه به معنای وسیع بلکه دولتها با مسائل اقتصادی موضعی برخورد میکردند و این موضوعی برخورد کردن تا یک مقطعی جواب میداد، اما پس از آن تخریبها مضاعف میشده است. لذا منصفانه این است که اگر بناست دردی بر جامعهای محتمل باشد این درد صرفا یکبار باشد؛ نه اینکه جامعه چندین نوبت درد بکشد و عاقبت نیز به نتیجهای نرسیم. حال اینکه دولت این تصمیم را گرفته همه باید حمایت کنیم ولی این مساله دلالت بر این امر نیست که دولت به نقدها و نظرات کارشناسان و صاحب نظران توجه نکند. دولت باید به نقطه نظرات صاحبنظران توجه داشته باشد و به گونهای گام بردارد که هر گام استحکام گام بعدی باشد. انتظار اکثریت صاحب نظران بر این است که دولت از نیروهای توانمندتر، کارآمدتر، متعهد، متخصص و
با تجربهتر در این قضیه استفاده کند. زمان آزمون و خطا برای این کشور دیگر تمام شده است. امروز کشور در شرایطی قرار گرفته که باید استفاده مطلق عقلانیت؛ تجربه و تخصص را فارغ از گروه بازی، سیاسی بازی در کنار هم بگذاریم. باید به سمتی برویم که نتیجه یک جراحی خوب باشد. به هر صورت این اصلاحات اقتصادی را هر چه نام بگذاریم در نهایت باید شاهد نتیجه خوبی باشیم. ما باید امروز به گونهای تصمیمگیری کنیم و برنامهریزی داشته باشیم که کمترین آسیب را داشته باشیم. هرجا آسیبی باشد سختیهایی به جامعه تحمیل میشود. لذا از دولت انتظار میرود که نخست؛ به نقدهای منصفانه توجه داشته باشد، دوم اینکه، نیروهای کارآمدتر، متخصص و باتجربهتر در کنار خود داشته باشد. سوم اینکه نظارت لازم را بر برنامههای خود داشته باشد و مجلس با جدیت مطالبات مردم را در این جراحی پیگیری کند. قوه قضائیه نیز با اخلاگران و مسائلی که منجر به مشکلات اقتصادی کشور میشود برخورد قاطعانه داشته باشد. مجموع اینها میتواند به یک نتیجه مثبت منتج شود.
بعضا مطرح میشود که یکدستی قوا از یک جریان سیاسی شاید نتواند آنطور که باید و شاید موجبات انتقاد سازنده در جهت توسعه و پیشرفت را فراهم آورد؛ اساسا عملکرد قوای 3 گانه را در این راستا چگونه میبینید و به ویژه مجلس چگونه میتواند در چارچوب نظارتی و تقنینی خود به درستی عمل کند؟
از ابتدایی که دولت تغییر کرد و پیش از آن خود مجلس تغییر کرده بود عدهای به این باور رسیدند که حاکمیت یکدست شده است. در حالی که بارها به این مساله اشاره کردیم که معنی حاکمیت یکدست شده را اگر مثبت بررسی کنیم منافعش برای مردم است. ولی این موضوع به این معنا نیست که هر قوهای به جهت اینکه یکدست شده در مقابل حقوق مردم سکوت کند و من اکنون شاهدم و میبینیم قوه قضائیه آنجا که باید تذکر دهد میدهد. نمایندگان در مجلس آنجا که باید مطالبهگری میکنند. لذا این اتهامی است که زده میشود که مخالفان مدعیاند حاکمیت یکدست است ولی قوا کارآیی به آن معنا را ندارند. در حالی که اینگونه نیست و هر قوه کار خودش را انجام میدهد. هرچند که هر قوهای مثل قوای مقننه و مجریه نقاط ضعف و قوتی دارند که کسی نمیتواند ادعا کند اینگونه نیست. اگر فضای نقد نباشد که اصلا پیشرفتی وجود ندارد و تلنگرهاست که برخی از مسئولان باید هوشیار باشند. دیوان محاسبات یکی از دستگاههای مالی نظارتی مجلس است و میتواند نظارت کند که هر دستگاهی بودجهای که دارد آیا آن بودجه بر اساس دستورالعملها یا آئیننامهها انجام میگیرد یا خیر. البته این نفس نظارت شخصی و گروهی
مجلسی نمیتواند باشد و آنها نیز سر جای خودش است، چراکه نمایندگان مجلس هم حق نظارت، سوال و پیگیری دارند و هر جا که مجریان کوتاهی و ضعفی دارند و ورود کنند و آنجایی هم که کارشان منطقی و خوب جلو رود تشویقشان کنند. نظارت تنها مچ گرفتن و دیدن عیبها نیست بلکه باید محسنات یک کار اجرایی را نیز مورد توجه و نظر قرار دهند. نکته مهمتر اینکه فضای مجلس باید فضای پویایی و مطالبهگری باشد. اخیرا نیز که مقام معظم رهبری با نمایندگان دیدار داشتند همین موضوعات را اشاره کردند. احیانا اگر قوه مجریه نیازمند قوانین و مقرراتی است آنها را تصویب و کمک کنند و آنجایی هم که باید تذکر دهند تذکر خود را بدهند.
با توجه به گذشت قریب به یک سال از روی کارآمدن دولت سیزدهم؛ عملکرد دولت آیتا... رئیسی را به ویژه در حوزه اقتصادی و معیشتی مردم چگونه ارزیابی میکنید؟
قضاوت در مورد عملکرد دولت باید فارغ از مباحث جناحی، تشکلی و سیاسی صورت گیرد و نظر داده شود. اینکه یکباره بخواهیم جناحی و سیاسی راجع به عملکرد دولت به ویژه در حوزه اقتصادی صحبت کنیم و بیمحابا حمایت و تکذیب کنیم منصفانه نیست. ما باید ببینیم دولتها زمانی که روی کار میآیند تحت چه شرایطی چه از نظر بعد سیاست خارجی، داخلی، بعد اقتصادی و مسائل فرهنگی و اجتماعی دولت را تحویل میگیرند. باید ببینیم که دولت گذشته چه عملکردی داشته تا بتوانیم نسبت به شرایط امروز و عملکرد دولت مستقر قضاوت کنیم. حال ما فارغ از دولت آقای رئیسی اگر بخواهیم صحبت کنیم باید نگاه کنیم فرآیند دولتهای بعد از دوران جنگ تا به امروز چگونه بوده و آنها چه مسائلی را در حوزه اقتصادی داشتند و چه اتفاقات مهمی را رقم زدند یا پیگیری نکردهاند تا به آقای رئیسی رسیده است. دولتها تاکنون طبق برنامه 5 ساله مصوب کشور عمل نکردند بلکه متأسفانه دلخواه و سلیقهای عمل کردند. میخواهم بگویم که همین موضوع یک چالش بسیار بزرگ برای دولتهای بعدی بوده است. وقتی برنامه اول را نگاه میکنیم تا برنامه ششم و اکنون که میخواهند برنامه هفتم را بنویسند باید ببینیم که چه
اتفاقاتی باعث شد که دولتها برنامهها را قبول نداشتند و راه خود را میرفتند. همین راه خود رفتنها باری را در آینده برای کشور ایجاد کرده است. یکی از هنرهای دولتها این است که تصمیماتی میگیرند که در حال فعلی و آینده اثرات خوبی از خود نشان دهد. لذا ما نگران تصمیمگیریهایی هستیم که تبعات آینده آن زیانبار باشد. چه بسا برخی از دولتها در گذشته تصمیماتی که گرفتن که دولتهای بعدی تاوان و زیان دادند. لذا تصمیمگیری هنر مدیریت است اما این هنر را نباید به گونهای هزینه کنند که تبدیل به تهدید شود. در هر صورت عدهای هستند در کشور که بدهکار همیشه طلبکارند. یعنی خودشان به واسطه عملکردهایشان بدهکارند اما همواره از زمین و زمان، دولتها، مجریان و... طلب دارند. ما باید سعی کنیم اگر میخواهیم انتقادی کنیم انتقادمان منصفانه و مبتنی بر بحث کارشناسی باشد. دولت آقای رئیسی کاستیهایی دارد و چه بسا دولتهای گذشته نیز این کاستیها را داشتند اما واقعیت امر بر این است که اقتصاد ما چون دولتی است نمیتوان چندان انتظار بالایی از کارکردهای اقتصادی داشت. تمام اشکالات امروز اقتصاد کشور سیاسی بودن و دستوری بودن آن است. مگر یک دولت چه
میزان وسعت نظارتی دارد که بتواند همه چیز را نظارت کند. این پاشنه آشیل امروز دولتهای ما از گذشته تا امروز به دلیل بزرگ بودن دولت است. یعنی اقتصادی که بیش از 80 درصد اقتصاد آن در اختیار دولت است نمیتوان از آن انتظار شقالقمر داشت. ما راهی نداریم جز اینکه قانون اساسی را اجرا کنیم. محال است که فکر کنیم میتوانیم چالشهای پیشرو را بدون برنامهریزی و کارآمدی برداریم. بله شاید بشود بهطور مسکنوار تا حدی به حل برخی مشکلات پرداخت اما این روند نیز دائمی نخواهد بود. اکنون دولت آقای رئیسی تمام تلاش خود را میکند که بتواند جلوی رانتخوارها و فرصتطلبان اقتصادی را بگیرد ولی وقتی اقتصاد دولتی باشد نمیتوان مجریان بدنه دولت را یک شبه اصلاح کرد. چه بسا افرادی در گوشه و کنار هستند که فضا را برای افراد فرصتطلب مهیا میکنند. حال تفاوتی نمیکند دولت آقای روحانی، احمدی نژاد، خاتمی یا مرحوم هاشمی تا آقای رئیسی باشد. عوامل اجرایی مهم هستند که صرفا به وزرا ختم نمیشوند. مشکل ما این است که اگر اقتصاد ما دولتی است بدنه را با چالش مواجه میکند. اینکه ما هدف و برنامهریزی داشته باشیم اما نیروی انسانی کارآمد و وفادار و متعهد
نداشته باشیم به نوعی آب در هاون کوبیدن است. اگر بناست که اقتصاد کشور به سمت خصوصی سازی و تعاونی حرکت کند در بخش نیروی انسانی باید اصلاحات انجام دهیم. پوستاندازی در عرصه مدیریتی بسیار ضعیف است و جانشینپروری به خوبی انجام نشده است. به همین دلیل هر تصمیم اقتصادی که میگیریم با مشکلات عدیده روبهرو است. ضمن اینکه گاهی میبینیم که آزمون و خطا یکی از دستاوردهای برخی از مدیران است.
با توجه به شرایط اقتصادی موجود در جامعه و نوع نگاه مردم که بعضا نارضایتیهایی در آن مشاهده میشود تحلیل شما از این شرایط چگونه است و دولت باید چه اقداماتی انجام دهد؟
امروز مردم ناراحتند، چراکه افزایش قیمتها در محصولات مختلف اصلا با درآمدها همخوانی ندارد. این مساله هم با دستور حل نمیشود که بگوییم دستور میدهیم فلان کار انجام شود. این یک چالش است که در عین حال اعتقاد دارند نه دولت آقای رئیسی بلکه دولتهای گذشته هم گاهی پیشنهاد میدادند که هم صبوری باشد هم به دولت کمک شود و صبر هم نیاز است. لذا به هر جهت دولت باید در مسائل اقتصادی تدبیری کند و در وزرای اقتصادی خود تجدیدنظر داشته باشد. اگر آقای رئیسی به این نتیجه رسیده که حتی اگر به وزیری اطمینان دارد ولی کارآمدی پایین دارد با شجاعت کنار بگذارد. مجلس نیز باید در این راه فعالانه عمل کند و اگر وزرایی کارآمدی ندارند تعارفی ندارد و سرنوشت یک دولت در گرو مدیران کارآمد است نه مدیران ناکارآمد.