افزايش يکباره گازهاي گلخانهاي در جو زمين بر اثر فرآيند صنعتي شدن کشورها، تخريب آبوهوا و گرمايش زمين را به دنبال داشته است. از بين اين گازها دياکسيدکربن نزديک به 60 درصد از کل گازهاي گلخانهاي جهان را تشکيل ميدهد که حجم زيادي از اين گاز توسط پالايشگاههاي سوخت فسيلي براي توليد فراوردههاي نفتي و صنايعي چون سيمان و کاغذسازي منتشر ميشود. پژوهشگران پيشنهاد ميکنند براي کاهش انتشار گازهاي گلخانهاي بهتر است سوختهاي زيستي نظير اتانول جايگزين سوختهاي فسيلي شود. آنها معتقدند استفاده از منابع انرژي تجديدپذير به سياست کلي يک کشور بستگي دارد. مدافعان سوختهاي فسيلي و نمايندگان کشورهايي چون عربستان مدتهاست استدلال ميکنند که تکنولوژيهايي مثل ذخيرهسازي کربن و فناوريهاي جداسازي که در آنها کربن جذب شده و بعد در زير زمين ذخيره ميشود، ميتواند به اقتصادها اجازه بدهد به سوختن فسيليها ادامه بدهند. ادعايي شبيه يک رويا؛ چراکه فرآيند ذخيرهسازي کربن در زير زمين يک بازه زماني چنددههاي را ميطلبد؛ درحاليکه بشر چنين فرصتي را براي نجات زمين ندارد. حال اگر بخواهيم به يکي از ابعاد حفظ محيط زيست اشاره کنيم به عبارت کربن صفر ميرسيم، اما از طرفي معضل اصلي در کشور ما مسيرسخت براي رسيدن به اقتصاد کم کربن است چراکه انتشار 702 مگاتن کربن در سال شاهد روشني براي وابستگي کشور به اقتصاد نفتي است. مسأله ديگر، مصرف بيش از 8 ميليون تن چوب سوخت در ايران با 300 روز آفتابي است. در شرايطي که علت اصلي انتشار بالاي گازهاي گلخانهاي از سوي ايران مصرف سوختهاي فسيلي است، سوزاندن چند ميليون متر مکعب چوب جنگلها براي تامين سوخت در برخي مناطق کشور به هيچ روي توجيه پذير نيست. طبق آمارها در سالهاي اخير کماکان قريب به هشت تا 10ميليون مترمکعب چوب براي رفع نيازهاي روزانه خانوارهاي روستايي در کشور به صورت چوب سوخت سوزانده ميشود؛ اين مساله نه تنها حجم زيادي از دي اکسيدکربن را وارد اتمسفر ميکند، بلکه جنگلها که منابع جذب دي اکسيدکربن هستند را هم از بين ميبرد. آن روي ديگر سکه اين است که با برآورد 300 روز آفتابي در کشور، بايد گفت؛ ايران در استفاده از انرژي خورشيدي چه به صورت هيبريدي و چه به صورت فوتوولتاييک نسبت به اغلب کشورهاي اروپايي شرايطي استثنايي دارد و ميتوان با صرف هزينه بسيار کمتر نسبت به کشورهاي ديگر، حجم زيادي از مصرف برق کشور را تامين کرد. ابرناکترين منطقه کشور ما که استانهاي گيلان و مازندران است، انرژي خورشيدي بيشتري در مقايسه با شهر مونيخ دريافت ميکند که بيشترين ميزان تابش آفتاب را در آلمان دارد؛ کشوري با کارنامه درخشان در بهرهگيري از انرژيهاي نو. در اين شرايط تاسف بار است که به علت ضعف مديريت در کشور، هنوز براي توليد سوخت در برخي مناطق از هيزم و چوب استفاده ميشود. گفتني است، تاکنون از منابع تجديدپذير در جهان حدود چهار ميليارد و 405 ميليون کيلووات ساعت انرژي توليد شده که اين ميزان توليد برق توانسته از انتشار 3 ميليون تن گاز گلخانهاي را بکاهد. بنابراين حرکت در مسير کاهش گازهاي گلخانهاي و رفتن به سوي اقتصاد کم کربن براي کشور ما نه تنها يک ضرورت است بلکه امري آسانتر از توليد انرژي ناشي از سوختهاي فسيلي است. اما واضح است که اقتصاد نفتي سد بزرگي براي توسعه اين نوع اقتصادند. افزون بر آن براي بهرهگيري از انرژيهاي باد و زيستتوده هم ظرفيت بالايي داريم ولي متأسفانه به آن نگاه ويژهاي نشده است.