بستن
کد خبر: ۱۰۳۵۹۱۲

خبرهای ضد و نقیض از متروپل مردم را گیج کرد

خبرهای ضد و نقیض از متروپل مردم را گیج کرد

آرمان ملي: علي اکبر قاضي‌زاده ـ روزنامه‌نگار پيشکسوت ـ تاکيد مي‌کند، مهم‌ترين راه‌حلي که در روزنامه‌نگاري بحران به کمک رسانه‌ها مي‌آيد، تشکيل يک ستاد بحران براي اطلاع‌رساني درباره‌ حوادث است. او مي‌گويد تشکيل ندادن يک ستاد خبري واحد در بحران‌ها، سبب توليد خبرهاي ضد و نقيضي مي‌شود که پيوسته تاييد و يا تکذيب مي‌شوند. اين مدرس دانشگاه در گفت‌وگويي با ايسنا اظهاراتش در بررسي عملکرد رسانه‌هاي کشور در رابطه با حادثه‌ دلخراش فرو ريختن ساختمان متروپل آبادان را با اين جملات شروع مي‌کند: موضوع سر اين حادثه بسيار بسيار اسف‌بار نيست. مي‌گويم اسف‌بار به اين جهت که به اين آقايان چندين بار اخطار داده شده بود که اين سازه ريختني و ويران‌شدني است؛ به هر صورت وارد اين بحث نمي‌شوم. قاضي‌زاده سپس تصريح مي‌کند: بارها عرض کرده‌ام، وقتي حادثه‌اي اينگونه اتفاق مي‌افتد، يک ستاد خبري که مي‌تواند از اعضاي هلال‌احمر، وزارت کشور، سپاه، نيروي انتظامي، صداوسيما يا هر نيرو، ستاد و سازماني که به اين حوادث ارتباط پيدا مي‌کند، تشکيل شود. همچنين اين ستاد مي‌تواند ترکيبي از نيروي انتظامي، وزارت کشور، هلال‌احمر و ساير افرادي باشد که مي‌آيند و وارد صحنه مي‌شوند. اين ستاد بايد وظيفه اطلاع‌رساني را بر عهده بگيرد. اين پديده در تمام دنيا مرسوم است. او با يادآوري حادثه سقوط يک هواپيما به اقيانوس عنوان مي‌کند: به‌خاطر دارم زماني که يک هواپيما در اقيانوس سقوط کرد و آخرش هم پيدا نشد، يکي از کارهاي خوب اين بود که به فاصله نيم ساعت يک ستاد خبري تشکيل شد و اين ستاد اعلاميه‌هايي را منتشر مي‌کرد؛ اعلاميه شماره يک، اعلاميه شماره دو، اعلاميه شماره سه و... . مطبوعات، مردم و رسانه‌ها، در همه جاي دنيا به اين ستاد استناد مي‌کردند. اينکه اين ستاد يا گروه خبررساني اطلاعات درست را به مردم يا افکار عمومي ‌منتقل مي‌کرد يا نه بحث ديگري است اما، يک ستاد، يک سخنگو و يک گروه واحد، مسئول اطلاع‌رساني بود. قاضي‌زاده درباره اطلاع‌رساني حادثه متروپل آبادان مي‌گويد: متأسفانه به فاصله دو روز بعد از حادثه، به قدري خبرهاي ضد و نقيض که مرتب هم تکذيب و تاييد مي‌شد، منتشر شد که مردم گيج شدند. ما اين نقص را کِي بايد رفع کنيم؟او با طرح اين پرسش که خبرگزاري‌ها و روزنامه‌ها در بحران از کجا بايد خبر بدهند؟ مي‌گويد: درستش اين است که خبرنگارهاي رسانه‌هاي مختلف حتما بايد در صحنه حضور داشته باشند. خبرنگارهاي آزموده، وارد و زرنگي هم باشند اما اين امکان‌پذير نيست. زيرا نه روزنامه و نه رسانه‌هاي ديگر، نمي‌توانند هزينه اعزام خبرنگار و عکاس را به محل حادثه متقبل شوند. سال‌هاي پيش هميشه اين اتفاق مي‌افتاد؛ خود من بارها در زلزله‌ها و سيل‌ها با يک گروه رفته‌ام و کار کردم. اما الان امکان‌پذير نيست. اگر هم خبرنگار با يک گروه به محل حادثه برود آنجا بجز آنچه که مشاهده مي‌کند چيزي گيرش نمي‌آيد. قاضي‌زاده ادامه مي‌دهد: بايد دانست چند نفر در ساختمان بودند، چند نفر کشته شده و چند نفر زنده از زير آوار بيرون آمده‌اند. اصلا مسئول اين کار کيست؟ چرا بايد به محض اينکه اتفاقي در کشور ما مي‌افتد، سيل جمعيت بيايند آستين‌ها را بالا بزنند و دخالت کنند؟ ماهر و متخصص هم که نيستند. ما اين تجربه را در «پلاسکو» داشتيم. خود من رفتم ديدم همه آمده بودند دخالت مي‌کردند. خيلي برايم جالب است که يک افسر نيروي انتظامي سر تا پا خاکي بود. اينکه اصلا وظيفه شما نيست عزيز من! شما وظيفه ديگري داري. وظيفه داري اين جمعيت را از جلوي اين آواري که در حال فرو ريختن است متفرق کني. بعد از اين هم اگر خدايي ناکرده اتفاقي بيفتد، ما به اين نياز تشکيل ستاد بحران براي اطلاع‌رساني، پاسخ نداده‌ايم. اين روزنامه‌نگار باسابقه، با بيان اينکه چندين سال است که با مطالعه نظريه‌ها نگران روي دادن حادثه‌اي بر اثر کوه دماوند است، عنوان مي‌کند: کوه دماوند درست مثل يک بمب ساعتي است؛ مشخص هم نمي‌کند. من ترس دارم که در چهار ـ پنج دهه اخير اگر حادثه‌اي بر اثر کوه دماوند اتفاق بيفتد، در تهران چه کار بايد کرد؟ تصور کنيد در تهران سه تا پل فرو بريزد، تهران قفل مي‌شود. ستادي که مي‌گويم، وظيفه و کارکردش اين است که در مرحله اول به رسانه‌ها اطلاعات دهد. رسانه وقتي اطلاعاتي ندارد چه خبري مي‌تواند منتشر کند؟ خيلي هنر کند مي‌تواند با آسيب‌ديدگان و داغداران حادثه مصاحبه کند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی