پيشتر گفته بودم که انتشار شعر در جامعه ما با فرهيختگي و روشنفکري نسبت دارد و در ادوار گذشته تاريخ تا امروز اين مسأله صادق بوده است و در دربار سلاطين هم شعرا جايگاه ويژهاي داشتند و پادشاهان شاعر نيز کم نداشتهايم. اما ماجراي شعر و مخاطب شعر پس از انتشار روزنامهها و به ويژه پس از مشروطه مسيري ديگر را در پيش گرفت. پس از دوره مشروطه شعر از برج عاج اشرافيت خود به کف کوچه و خيابان آمد و مردم در روزنامهها و مجلهها و از زبان شاعر در ميانه بازار همان شعري را ميشنيدند که دست کم دو دهه قبلش فقط يا بايد از زبان شاعران دربار ميشنيدي يا دست بالا در انجمنهاي ادبي ادبا. اما روزگار دگرگون شده مشروطه فضايي را براي اديبان و شاعران ايجاد کرد که با مخاطبان ديگري برخورد کنند. مردم نوشتهها و شعرهاي دهخدا و فرخي و عشقي و ... در کوچه و خيابان از زبان يکديگر ميشنيدند.
چاپ شعر در روزنامهها موجب شد تا اهميت شعر براي مردم و شعرا متفاوت از گذشته شود. شعر با درجهاي از روشنفکري و فرهيختگي همراه بوده و هست. اما امروزه به ويژه در چند سال اخير و با رشد و گسترش فضاهاي سايبري شاهد تنزل بيسابقه اهميت شعر و شاعر بودهايم. دليل اين مسأله به نظر من توليد انبوه شعر و البته شبه شعر است. در قبال اين همه کتاب شعر و حجم باورنکردني شعر در فضاي مجازي و شبکههاي اجتماعي هميشه نخستين پرسش اين است که آيا جامعه به اين ميزان شعر نياز دارد؟ اصلا مردم جامعه ما چقدر با شعرهاي صورتگرا و بيمحتوا ارتباط برقرار ميکنند که براي خواندن آنها پول پرداخت کنند؟ پرسش اصلي ديگر اين است که در اين روزگار، مردم آيا براي فرهيختگي پولي پرداخت ميکنند؟ اگر سرودن شعر موجب فرهيختگي است و گويندهاش را در نسبتي با فرهيختگي قرار ميدهد در مقابل خريدن کتاب شعر و به طريق اولي خواندن آن نيز بايد نسبتي با فرهيختگي برقرار کند. اما شواهد امر و گزارشهايي که از غرفههاي ناشران تخصصي شعر به گوش ميرسد و خوانده ميشود خلاف اين مسأله را نشان ميدهد.
مهمترين مسأله در چرخه توليد و نشر شعر، در کنار محتوا و آنچه به نام شعر انتشار مييايد، توزيع مناسب است. امروز چند ناشر در فرايند نشر ادبيات ما هستند که فقط شعر چاپ ميکنند و خود را با عنوان ناشر تخصصي شعر معرفي کردهاند. در بازار اقتصادي در معناي کلان، توليدکننده تخصصي هر کالايي بايد از بالاترين استانداردها در توليد کالاي خود برخوردار باشد. اما آيا در مسأله توليد و نشر کتاب شعر در تخصصيترين شکلاش، ما واجد اين استانداردها هستيم؟
اين استانداردها شامل کيفيت محتوايي شعر، کيفيت تصويري و گرافيکي اثر منتشر شده و قيمت و همچنين توزيع مناسب در سطح بازار کتاب است. امروز عمده ناشران ما وقتي با شاعري براي انتشار کتاب شعرش قرارداد ميبندند نکاتي را مطرح ميکنند که عملا به بندهايي که ممکن است شاعر از آن نفعي ببرد نخواهد رسيد. به اين معني که مثلا ناشر به شاعر ميگويد اگر اين کتاب 1000 نسخه بفروشد حق التأليف خوبي را به شاعر خواهد داد. اما عملا کتاب بيش از 200 نسخه به صورت ديجيتال منتشر نشده است که بخواهد به فروش هزارتايي برسد. از سوي ديگر در دورهاي که بنا به آمار چند ميليون نسخه کتاب شعر در بازار موجود است و تعداد کتابهاي شعر از تعداد خوانندگان بيشتر شده است نميتوان انتظار داشت که کتاب شعري به فروشي بيش از صد نسخه دست يابد. البته در اين مسأله بايد تعدادي از شاعران را استثنا کرد که بنا به دلايلي کاملا غيراقتصادي و صرفا ادبي آثار پرفروش دارند. در زمينه نشر شعر با تشکيل شوراي تخصصي بررسي کتابها پيش از چاپ ميتوانيم بخش عمدهاي از اين بحران را مهار کنيم.