احمدينژاد چه برنامهاي دارد
انتقاد به گذشته خود يا تخريب آينده؟
همه انتقادات احمدينژاد به دولت سيزدهم را ليست کرديم تا بگوييم او برخلاف همه شواهد که نشان ميدهد، رئيسي و کابينهاش بيشترين شباهت را به دولت او دارد چندان تمايلي ندارد اين شباهتها در ذهن مردم جايگاه و پايگاهي پيدا کند. خبرآنلاين نوشت؛ معلوم نيست احساس خوديتر با دولت جديد ميکند يا سَر و سِرّ ديگري در ميان است که محمود احمدينژاد با شروع به کار ابراهيم رئيسي پر و بال بيشتري گرفته است و اگر تا پيش از اين دولت، امورات رئيس دولت بهار به سخنرانيها و نهايتا اعتراض براي محکوميت خط قرمزهايش پيش ميرفت حالا پا فراتر از اين سخنرانيها گذاشته و به سفرهاي استاني و حتي خارجي و البته نامهنگاريهايي که قبلا هم مسبوق به سابقه بوده، رسيده است. با وجود باز شدن فضا براي رئيسجمهور اسبق، احمدي نژاد که در ماههاي ابتدايي دولت رئيسي سکوت نصفه و نيمهاي را در پيش گرفته بود اين روزها اما انتقادات تند و تيزي را روانه دولت کنوني ميکند.
انتقاد از پرداخت يارانه
ماجراي حذف ارز ترجيحي که اتفاقا از مواردي بود که خود او زماني در دولتش از لزوم اجرايي شدن آن سخن به ميان ميآورد حالا يکي از منتقدان آن شده است و در جريان سفر استاني که به شهرهاي جنوبي کشور داشت در جمع هوادارانش گفت: چون گران کرديد بعد دليلي ميآوريد که به شخصيت ملت توهين ميشود؛ آقايي آمده ميگويد يک کشور همسايه ما 3 ميليون تن گندم کم داشته و ميخواست از ايران قاچاق کند. براي اينکه از قاچاق جلوگيري کنيم گندم را گران کرديم! حساب کردم براي اين مقدار روزانه بايد 800 کاميون از مرز عبور کند! مگر ميشود؟!»
هشدار احمدينژاد از پارکينگ
هفته پيش بود که وبسايت دولت بهار نوشت مراسم سخنراني احمدينژاد در بوشهر در پارکينگ منزل يک شهروند بوشهري برگزار شد. احمدينژاد در اين سخنراني باز مخاطبش را دولتي قرار داد که بيشترين شباهت را به خودش داشت و گفت: «وقتي وضع موجود را به صورت مستدل نفي کرديم بايد معلوم باشد که طرح جايگزين چيست تا بتوانيم بر اجراي دقيق و درست آن نظارت داشته باشيم و هدفهاي نجات بخش آن را محقق کنيم.» احمدي نژاد اصلاحگري را يک امر مستمر، بلندمدت و واقعي توصيف کرد و افزود: «بايد باورها تغيير کند و همه بدانند که به کجا ميرويم. اگر مردم آگاه و مسئوليتشناس باشند، قرار دادن برخي در مصادر امور غيرممکن خواهد شد.» او توضيح، تبيين و آگاهيبخشي را مهمترين وظيفه همگاني برشمرد.
سياست خارجي در سيبل انتقادات
انتقادات محمود احمدينژاد به ابراهيم رئيسي و دولتش تنها محدود به سياستهاي داخلي نميشود و موضوع سياست خارجي نيز يکي از مواردي است که رئيس دولتهاي نهم و دهم به آن نقد جدي وارد ميکند. يکي از اين موارد سياست ايران در قبال طالبان بود. احمدينژاد که چند ماه پيش طالبان را به عنوان تهديد معرفي کرده بود در پيامي ويدئويي با انتقاد از سياست خارجي ايران گفت: «ملت ايران از وضعي که در افغانستان ميگذرد، ناراحت و غمخوار ملت افغانستان است. اظهارنظرها و دخالتهايي ميکنند که ربطي به ملت ايران ندارد. ملت ايران راضي نيست و اينجا بگويم که هيچ احدي حق ندارد، در اين رقابتهاي قدرت که پشتسر آن، شياطين و سلطهگران جهاني قرار دارند، هزينه کند.»
در امتداد نامهنگاريها
دست به قلم شدن احمدينژاد نه تازگي دارد و نه براي اولين بار است؛ قبلا هم براي جرج بوش، اوباما، آنگلا مرکل، سارکوزي و پاپ بنديکت نامههايي هرچند بدون جواب ارسال کرده بود. در عرصه داخلي هم چندباري نامههايي نوشته بود و خلاصه در اين عرصه دستي بر آتش دارد. او در اين يکي دو سال هم بيکار ننشست و بار ديگر قلم و کاغذ را مهيا کرد تا سلسله نامهنگاريهايش را تکميل کند. روزهاي پاياني سال 1400 بود که خبر نامه احمدينژاد به ولاديمير پوتين رئيسجمهور روسيه بر صدر اخبار نشست. او در اين نامه به پوتين هشدار داده بود که طولاني شدن دوره رياست جمهورياش منجر به ايجاد ديکتاتوري ميشود و اين روند به نفع او و کشورش نيست. هرچند نامه به پوتين آخرين نامه خارجي او در قرن 14 بود اما پايان نامهنگاريهايش نبود و در سال جديد هم بار ديگر دست به قلم شد.