اين روزها بسياري از کشورها در رقابت براي ابرقدرتي در سطح جهاني يا منطقهاي هستند. براي اين کار بهانههاي لازم را هم جور يا در ناخودآگاه خود دلايلي ميتراشند. اکنون دو ماه ميشود که جنگي ميان روسيه و اوکراين در جريان است. اوکراين براي روسيه حکم کيسه بوکس را دارد و خودش نيز دستکم در خطوط جبهه آسيب ميبيند، اما اقتصادش ويران ميشود. اروپا و آمريکا کناري ايستادهاند و با تدارک امکانات مقاومت، به ويران شدن و ويران کردن هرچه بيشتر آنان کمک ميکنند. روسيه که از درماندگي فروپاشي شوروي به پا خاسته و به اقتصاد و صنعت خود سر و ساماني داده و صدها ميليارد دلار پشتوانه ارزي ذخيره کرده، در فکر بازسازي ابرقدرتي است که از دست رفته است. اما قدرت در سايه ثروت پديد ميآيد و روسيه غافل است از اينکه بار دگر همچون شوروي در دام جنگي فرسايشي و فقرآور گير افتاده است. در آن سو عربستان که به ثروتي همراه با توسعه صنعتي دست يافته و با تزريق شبه مدرنيته به جامعهاي تازه برخاسته از سنت، در فکر ابرقدرت شدن بر پايه ثروت در منطقه است. ترکيه نيز پس از،از هم پاشيدن امپراتوري عثماني، هرگز پندار بازگشت به آن دوران را فراموش نکرده است. جنگ ايران و عراق فرصت بازرگاني سودآوري در اختيار ترکيه گذاشت که آن ثروت، توسعه صنعتي و اقتصادي کم نظيري را براي اين کشور به همراه آورد. حزب اسلامي عدالت و توسعه با بهرهمندي از احساسات و اعتقادات اسلامي ميليونها روستايي که با توسعه صنعتي به خيل کارگران شهري پيوسته بودند، توانست از پشتيباني بزرگي برخوردار شود و از شهرداري استانبول به نخست وزيري و رياست جمهوري طولاني مدت در ترکيه و نيز انباشت ثروت ملي دست يابد. بقاي در قدرت و آلودگي به ثروت، ترکان را نيز به فکر بازيابي سروري از دست رفته و انحصاري عثماني کشانده است. احساس برادر بزرگتر بودن در منطقه در امتداد کشورهاي ترک زبان گوناگوني که در منطقه وجود دارند، از يکسو و تلاش به بازيافت استيلاي سنتي در جهان عرب از سوي ديگر ترکيه را به دخالت و نمايش نظامي از ليبي تا قطر و از جمهوري آذربايجان تا عراق و سوريه کشانده، اما در عين حال هزينههاي رؤيايي ابرقدرتي، همراه با سرکوب اقوام بومي داخلي، ترکيه را از ادامه روند توسعه اقتصادي بازداشت. اکنون جنگ فقر آفرين ميان دو مشتري بزرگ کالاهاي ترک، يعني روسيه و اوکراين، ترکيه را به تکاپو براي صلح ميان آنها واداشته است. ترکيه که سياستهاي ايران را در منطقه و خصوصا در سوريه، لبنان و فلسطين مانعي بر سر راه توسعه بازرگاني خود ميداند و آن را بر نميتابد و از سويي به تجارت ايران و صادرات همه چيز و واردات گاز و خصوصا واردات پول ايرانيان که برخي ترجيح ميدهند پول خودشان را در ترکيه خرج کنند و آپارتمان بخرند تا افتخار پاسپورت قرمز ترکيه و حساب و کارت بانکي بينالمللي در جيب را هم داشته باشند، با ايران روابط غيرخصمانه کج دار و مريزي را ادامه ميدهد. اما دنياي غرب که در دو قرن اخير با انحصار توليدات صنعتي، خانگي و اتومبيل، بازارهاي وارداتي جهان را در انحصار داشته است، اکنون با نگراني از سر بر آوردن کشورهاي ثروتمند جديدي که توانمندي انساني و ثروت لازم و منابع طبيعي بيشتر در اختيار دارند، که موجب ميشود نه تنها ديگر متکي به واردات انحصاري از غرب نباشند، بلکه بتوانند رقباي جدي بازرگاني آنان در کشورهاي خودشان و در جهان بشوند، با خشنودي شاهد برخوردها و جنگهاي قومي و مذهبي ميان آنان هستند که ثروت آنان را ميبلعد و آنان را به دام فقر و آرزوهاي ابرقدرت شدنشان را نيز بر باد فنا ميدهد.