آرمانملي - محمدسياح: اقتصاد ايران گرفتار برخي مشکلات مديريتي و ساختاري است و اين وضعيت برخلاف وعدههاي داده شده سختتر ميشود. از طرفي برخي اقدامات اقتصادي اعم از توليد، صادرات و واردات، توسعه تجارت، همکاريهاي اقتصادي و سياسي با کشورهاي همسايه و دوردست و... با مشکلاتي روبه رو است. بيثباتي اقتصادي و ريسک سرمايهگذاري و بياعتمادي سرمايهداران به امنيت اقتصادي و از طرف ديگر تحريمهاي آمريکا عليه ايران در طول 4 دهه بهويژه چند سال اخير باعث شده تا قراردادهاي کلان اقتصادي جز با روسيه و چين که منافع زيادي براي طرفين دارد بسته نشود و برخي کشورها جز قراردادهاي کوچک اقتصادي روابط اقتصادي چنداني با ايران نداشته باشند. البته در کنار موانع خارجي موانع داخلي هم در اين امر موثر هستند؛ اما يکي از راههاي برداشت حداقل موانع خارجي احياي برجام است که فعلا با گذشت يکسال از شروع دور جديد مذاکرات بلاتکليف مانده است. «آرمانملي» در اين باره با هادي حقشناس، کارشناس اقتصادي گفتوگو کرده که در ادامه ميخوانيد.
اقتصاد ايران در شرايط سختي قرار دارد برخي معتقدند که دليل اين شرايط بلاتکليفي احياي برجام است، چراکه اقتصاد ايران خواه ناخواه به برجام گره خورده است؛ اين بلاتکليفي چه آثاري در اقتصاد ايران دارد؟
تا حالا به دلايل مختلفي نتوانستيم درباره برجام تصميم بگيريم، مهم اين نيست که طرف مقابل نتوانسته خواستههاي ما را برآورده کند يا ما نتوانستيم به اهدافمان برسيم. به دلايل اين اتفاق نميپردازم، اما نتيجه اين است که برجام همچنان در بلاتکليفي قرار دارد و اين اثر خودش را چه بخواهيم و چه نخواهيم بر شاخصهاي اقتصادي گذاشته است و اثبات آن هم کار مشکلي نيست. اگر روند شاخص اقتصادي را پس از امضاي برجام در سال 94 يا 95 و 96 بررسي کنيم، ميبينيم که براي اولين بار در تاريخ سالهاي بعد از انقلاب دو سال پياپي نرخ تورم يک رقمي، رشد اقتصادي دو رقمي و حجم سرمايهگذاري قابل توجهي داشتهايم. هياتهاي فراواني به تهران آمدند و به گونهاي که مشکل ظرفيت هتل ايجاد شد. اين موارد را پس از امضاي برجام در سالهاي 95 و 96 ديديم و انتظار اين بود که مثل دولت اصلاحات که وقتي با سه کشور اروپايي تفاهم انجام شد ولي آنها اين قرارداد را بههم زدند و همان دولت اصلاحات دوباره غنيسازي در اصفهان را شروع کرد، انتظار اين بود که دولت تدبير و اميد که در زمان آن، ترامپ از برجام خارج شد در زمان همان دولت هم برجام احيا ميشد. يعني ارديبهشت سال گذشته که مذاکرات به نتيجه رسيده و نياز به تصميمگيري سياسي داشت.
برخي معتقدند که برجام در روند اقتصادي کشور تاثيري ندارد و سرنوشت اقتصادي به برجام گره نخورده است؛ چقدر از اقتصاد کشور به احياي برجام وابسته است؟
يک سال گذشته و همچنان احياي برجام در ابهام قرار دارد؛ نکته اين است که برخي معتقدند برجام فاجعه ايجاد ميکند، اما واقعيت مطلب اين است که امروز نقل و انتقال پول دچار مشکل است، نميتوانيم 5/2 ميليون بشکه نفت بفروشيم، وضعيت تجارت بنادر بيانگر اين است که از ظرفيت شناورها با پرچم ايران به طور کامل استفاده نميشود و همين حالا هم نفتکشها نفت روي آب براي فروش دارند و اينها عوارض عدم احياي برجام است.
بهنظر شما برجام احيا ميشود و اينکه ايران ميتواند از نتايج اين قرارداد بهره ببرد؟
آنچه که مسلم است اينکه بالاخره برجام احيا خواهد شد، اما نکته کليدي اين است که در چه زماني؟ آيا آنقدر طولاني خواهد شد که مزاياي برجام کاملا از بين برود؟ در مقطعي که قرار گرفتهايم به دليل جنگ روسيه و اوکراين يک فرصت تاريخي هم براي جذب سرمايه در پارس جنوبي و در مناطق گازي کشور نصيب ايران شده بود تا صنعت گاز ما احيا شود؛ ميتوانستيم سهمي از اروپا را نسبت به خودمان کنيم که اين فرصت تاريخي در حال از بين رفتن است. چالشهاي سياسي جزو طبيعت جهان است. شايد امروز بتوان مثال ترکيه را مطرح کرد؛ ترکيه هم با روسيه چالش داشت، چراکه سفير روسيه در ترکيه ترور شد، ترکها هواپيماي روسيه را در آسمان سوريه زدند و يک بحران جدي بين اين دو کشور ايجاد شد ولي امروز ترکيه ميانجي صلح بين روسيه و اوکراين شده است. ترکيه با آمريکاييها هم به دليل بازداشت کشيشها مشکل جدي داشت، در پي حوادثي که در غزه اتفاق افتاد با اسرائيل وارد چالش جدي شد و اسم رژيم کودککش را به آن داد، اما امروز رئيسجمهور آنها را به کشورش دعوت ميکند! منظورم اين نيست که ترکيه ميتواند راهبرد ما را تعيين کند يا ما تمام راهبرد ترکيه را بپذيريم. کشورها براساس منافع خودشان راهبرد انتخاب ميکنند؛ بهعبارت ديگر همه کشورها چالشهاي سياسي چه با کشورهاي همسايه چه با کشورهاي دوردست دارند، اما بالاخره در مقطعي چالشهايشان را حل ميکنند و اين چالشها تبديل به چالشهاي دائمي نميشود.
اين موضوعي است که کارشناسان مختلف به آن اذعان دارند، اما بهنظر نميرسد دولتها براي رفع اين چالشها انگيزهاي داشته باشند، آيا اينطور است؟
بهنظر ميرسد که ما نميتوانيم نامحدود چالشها را ادامه دهيم، همانگونه که هم اکنون مذاکره با عربستان نيز مورد توجه دولت قرار گرفته است در واقع کشورها براساس منافع خودشان تصميم ميگيرند که با چه کشوري ارتباط داشته باشند، جز رژيم آپارتايد اشغالگر قدس با بقيه کشورهاي دنيا بايد براساس منافع تصميمگيري شود. حداقل از سال 97 تا به امروز که حدود 4 سال ميگذرد ثابت شده که کشورهاي اروپايي در برجام حلال مشکل نيستند، بهعبارت ديگر ممکن است مشکل ايجاد کنند، اما نميتوانند آن را حل کنند. همچنانکه در زمان انعقاد برجام، فرانسه نقش پليس بد را بازي کرد و برخي از کشورها هم ممکن است چنين نقشي را بازي کرده يا براي آن برنامه داشته باشند، اما همه اين کشورها در راستاي اخلال يا حل مساله موثر نيستند! نمونه آن اين است که برخلاف تلاشهايي سه کشور اروپايي از سال 97 به اين سو براي احياي برجام ؛ عملا از مزاياي آن استفاده نکرديم. بهنظر ميرسد که بايد چالشمان را با کشورها منطقه حل کنيم. تا زمانيکه برجام احيا نشود اين بهعنوان يک اخلال در روند صادرات و واردات، نقل و انتقالات پولي، تجارت، بازرگاني خارجي، جذب سرمايه خارجي و... وجود خواهد داشت و ميتوان آثار آن بر شاخصهاي کلان پولي ديد.
نقش مديران کشور را در بروز مشکلات اقتصادي چگونه ميبينيد؟
نکته آخري که بايد اضافه کنم اين است که احياي برجام به معناي رفع همه مشکلات زيرساختي، چالشهايي که امروز در زمينه آب و خاک، مسائل زيست محيطي، صندوقهاي بازنشستگي و... حل شود. بخش اصلي مشکلات اقتصاد ايران سوءتدبيريهايي است که تبلور آن را در پايين بودن بهرهوري در اقتصاد ايران ميبينيم. وقتي در برنامههاي پنج ساله گذشته بهرهوري تعيين شده 2. 5 درصد از 8 درصد رشد اقتصادي بوده ولي عملا شايد ميانگين نيم درصد اتفاق افتاده، نبايد فراموش کرد که با احياي برجام يک مانع بزرگ خارجي يا يک عامل اختلال را از سر راه اقتصاد برميداريم ولي اينکه ماشين قرار است با چه سرعتي و به سمت چه هدفي حرکت کند به نظام تدبير و مديريتي کشور بر ميگردد.