پس از حادثه 11 سپتامبر روزنامه نيويورک تايمز به انتشار ويژهنامه پر از تصاوير دلخراش از اين حادثه دست زد. عنوان اين ويژهنامه يک ملت با چالش مواجه شده بود. عناوين مقالههايي که در اين شماره منتشر شد، در نوع خود قابل توجه است. اين مطالب و تصاوير آکنده از نفرت و بيگانه ستيزي نسبت به مسلمانان، جهان اسلام و خاورميانه بود. آخرين مقاله منتشر شده در اين ويژه نامه با تصاويري از جنگهاي صليبي مزين شده بود. در همين چارچوب بود که جنگها عليه افغانستان و عراق تحت عنوان مبارزه با تروريسم و نبردهاي رهايي بخش صورت بندي و در مرحله بعد عملياتي شد. اين جنگها ديگر نقض حاکميت و استقلال کشورها يا حتي جنگهاي انتخابي نبود بلکه در قالب اثر اسطورهاي به جنگ اخلاقي و ضروري تبديل شد. حال همين اثر اسطورهاي دوباره در جنگ اوکراين توسط تصاوير انبوه رسانهاي بهکار گرفته شده است. از سالها قبل ردپاي نبرد جهان آزاد عليه دنياي اقتدارگرايان يا نبرد روشنايي عليه تاريکي در مجلات و رسانههاي مختلف بينالمللي به تصوير کشيده شد. به همين دليل هم حمله پوتين اين بار برخلاف رويه جهان غرب پس از سال 2001 نقض استقلال و حاکميت يک کشور آزاد تعريف شد. جنگ او انتخابي و غير ضروري تلقي شد و در مقابل نحوه عملکرد تحريکآميز غرب در سالهاي اخير در استقرار سيستم موشکي در جمهوري چک و لهستان، اعلام تمايل به پيوستن اوکراين و گرجستان به ناتو و انقلاب رنگي غربگرايان در کييف ناديده گرفته شد تا در نهايت چه اتفاقي بيفتد؟ روسيه با تحريمهاي بيسابقه بينالمللي به سرزمين بدون آينده تبديل شود. البته پوتين و مشاورانش نيز در تلاش بودند تا اين جنگ را در قالبهاي اسطورهاي قرار دهند. نبرد براي نجات روس زبانان اوکراين دنباله فرهنگي روسيه است و بايد به سرزمين مادري بازگردد. لذا جنگ پوتين در قالب عمليات ويژه تعريف شد، اما چنين روايتي براي مشروع جلوه دادن جنگ و اخلاقي کردن آن لازم بود اما کافي نبود. اين روايت همچون نسخه بديلاش در دنياي غرب بايد از طريق رسانه به تصوير تبديل ميشد و از اين طريق براي حوزه عمومي نه صرفا در روسيه بلکه در بعد بينالمللي به نمايش گذاشته ميشد اما لازمه رسانهاي شدن فضاي سياسي و استفاده از قدرت تصاوير براي پر کردن قوه تخيل افراد، دموکراتيزه سازي است که معمولا ذائقه سياستمداران در عالم شرق سر سازش با چنين الزاماتي را ندارد. در واقع پوتين و روسيه بهدليل مقاومت اوکراينيها، حمايت تسليحاتي غرب از کييف و يا تحريمهاي بيسابقه غرب، در صحنه تحولات ميداني جنگ دچار مشکل بنيادين نشدند بلکه آنها در درجه اول نتوانستند روايت اسطورهاي خود را از جنگ از طريق ابزار نمايش به تصاوير قدرتمند تبديل کنند و در همينجا بود که در نبرد سياسي در روزهاي ابتدايي جنگ به پيروزي نرسيدند. اگر روسيه سيانان، نيويورک تايمز و فيگارو داشت، غرب نه ميتوانست مسکو را تحريم کند و نه به اوکراينيها اسلحه برساند.