چندين هفته از توقف مذاکرات در وين ميگذرد اما اگر از سرگيري مذاکرات بيش از اين به طول بينجامد، تنها ميتوان گفت که مذاکرات به بنبست خورده است. شايد گفته شود که در اين مدت مذاکرات در فرمت ديگري دنبال و حل و فصل مسائل پيگيري شده است اما در اين فرض هم همين شکل مذاکره در طول يک ماه نتوانسته بنبستي را که به توقف مذاکرات انجاميد بشکند. امروز بنبست محتوايي در مسائل باقيمانده است که طرف ايراني تا چند وقت قبل ميگفت يکي دو مساله بيشتر نيست اما با انسداد حاصله دوباره همان خواستههاي قبلي همچون تضمينهاي قانوني و غيره مطرح ميشود که از آنها عبور شده بود. طرف آمريکايي ميگويد مسائل باقيمانده يکي دو مساله بيش نيست. به هر حال، اين گونه به نظر ميرسد که در شرايط فعلي حل و فصل مسائل باقيمانده که ايران آنها را خطوط قرمز خود ميداند و طرف مقابل آنها را فرابرجامي ميداند و در قبال موافقت با آنها شروطي مبني بر تغيير رفتار منطقهاي ايران را مطرح ميکند، چندان محتمل نيست. بن بست دوم همان جنگ اوکراين است که به اشکال مختلف سايه سنگين خود را بر مذاکرات وين گسترانيده است . شايد گفته شود با اعلام مسکو مبني بر دريافت تضمينهاي مکتوب از واشنگتن ديگر اين مانع برطرف شده است اما در اين ميان متوجه ميشويم که اولا اين تضمينها صرفا ناظر به معافيت همکاري روسيه در چارچوب برجام از تحريمهاي آمريکاست که اگر هم تضميني داده نميشد، آمريکا در اين خصوص گيري به روسيه نميداد زيرا اين همکاري روسيه عينا مطلوب آمريکاست و مشمول تحريم قرار نميگرفت. آنچه روسيه مطرح کرد، در حقيقت مصونيت کامل روابط تجاري، اقتصادي، هستهاي و نظامياش با ايران از تحريمهاي آمريکا بود. اما چه شد که روسيه از اين خواسته خود کوتاه آمد؟ پاسخ اينکه در واقع کوتاه نيامده است اما پس از سفر وزير خارجه ، ناگهان اعلام کرد که تضمينهاي مکتوب و کافي دريافت کرده است البته دولت آمريکا ماهيت اين تضمينها را تشريح کرد و در همان زمان هم اوليانوف در توئيتي گفت که تنها بخشي از خواستههاي روسيه برآورد شده است و بعد از آن، ديگر روسيه موضعي نگرفت. اين موضع روسيه در حقيقت معطوف به شکل گيري اين باور است که مسائل باقيمانده ميان ايران و آمريکا به احتمال زياد فعلا به دلايلي حل و فصل نخواهد شد، از اين رو لزومي نميبيند که خود را علنا در مظان اتهام جلوگيري از رسيدن به توافق قرار دهد که هم در عرصه جهاني هم در داخل ايران خود را زير سوال ببرد و از آن طرف هم براي دولت ايران که راهبرد تقويت روابط با شرق را دنبال ميکند، دردسرساز شود. حالا که توافق نزديک چندان محتمل نيست، به احتمال زياد احياي برجام در وضعيت تعليق قرار خواهد گرفت و بدون اعلام شکست مذاکرات اين وضعيت شايد براي چند ماه تداوم يابد. چنين موضعي هم ناظر به تبعات سخت اعلام شکست مذاکرات است اما در وضعيت تعليق، احتمالا دو طرف طي تفاهمات جزئي اعلام نشدهاي شرايط را مديريت کنند. در حقيقت رسيدن فروش نفت ايران به مقدار نزديک به دوره قبل از تحريمها در سايه چراغ سبز آمريکا و نياز آن به بازگشت اين نفت به بازارهاي جهاني براي مهار رشد قيمتها، احتمال آزادسازي بخش مهمي از اموال بلوکه شده و همچنين احتمال آزادي سه زنداني دو تابعيتي نشان از تلاشي مشترک براي مديريت مرحله آتي است.