مذاکرات وين امروز شرايطي را طي ميکند که هم مقامات کشورمان درصدد هستند که در نهايت به نتيجه برسد و هم مقامات آمريکايي به دنبال ثمر دهي آن هستند. چرا که اگر مذاکرات به جايي نرسد و تحريمها باقي بماند قطعا زيانش بيش از آمريکا متوجه ايران خواهد بود. چرا که به هر حال آمريکا از يک اقتصاد نسبتا ثابتي برخوردار است اما اقتصاد ايران چندان با ثبات نيست. چون اقتصاد کشورمان مبتني بر نفت و تک محصولي است و توليداتمان نيز بسيار وابسته به خارج از کشور است. لذا اگر سايه شوم تحريمها بر سر کشورمان باقي بماند قطعا اين اقتصاد فرجامي بدتر از اين خواهد بود. در نتيجه اقليتي که دنبال آن هستند تا مذاکرات به جايي نرسد يا مذاکرات انجام نشود گويا منافعي در اين مساله دارند و در اين راه منافع خود را منظور ميکنند که معتقدند نبايد توافقي حاصل شود. و الا اين مذاکرات در دولت آقاي روحاني به طور احسن جلو ميرفت و به اذعان همه آقاي ظريف هم مذاکرات را به خوبي مديريت ميکرد. حتي مساله خروج سپاه پاسداران از ليست تحريمهاي آمريکا داشت حل و فصل ميشد. اما متاسفانه گروه اقليت مخالف برجام اجازه نداد که دولت روحاني مساله تحريمها و مذاکرات را به خوبي به پايان برساند. دولت جديد هم از زماني که روي کارآمده صرفا در حال رفت و آمد و مذاکره است و متاسفانه روز به روز گرهها نيز بيشتر ميشود. بنابر اين دولت آقاي رئيسي بايد بيش از اينکه فکر کند هر چه سريعتر بايد به نتيجه برسد. طبيعي است که در مذاکره بايد امتيازي داده و امتيازي بگيريم. اينکه ما بگوييم در اين مذاکرات ميخواهيم صد درصد در مقابل آمريکا بايستيم به جهت ديپلماتيک حرف درستي در مذاکرات نيست. به هرصورت طبيعي است که آنها امتيازاتي را مطالبه کنند. نميشود گفت که ما هيچ امتيازي نميدهيم و فقط ميخواهيم امتياز بگيريم. بنابر اين ادبيات تند و احساسي که از بعضي روزنامهها شروع ميشود و برخي از گروهها آن ادبيات را دنبال ميکنند شايد منافعي براي اقليت داشته باشد اما هيچ منفعتي براي اکثريت ملت ايران ندارد. اينکه مردم ميخواهند سفرهشان پررنگتر شود و جيبشان خالي نباشد و تورم در کشور وجود نداشته باشد خواستهاي است که مورد اتفاق همه است. امروز هر کسي که براي خريد جنس به بازار ميرود ميبيند که قيمت امروز با ديروز فرق دارد. به ويژه چيزهايي که از مايحتاج عمومي مردم را تشکيل ميدهد. از مرغ، تخممرغ، گوشت، برنج و چيزهايي که در همه خانهها بايد سر سفرهها باشد. باعث تعجب است که دولت و مجلس شعارهاي بسياري در ضديت با تورم و گراني دادند ولي متاسفانه نه تنها هيچ چيزي حل نشده است بلکه از ابتداي روي کارآمدن دولت جديد قيمت برخي کالاهاي اساسي افزايش قيمت بالايي داشته است. در نهايت نيز گفته ميشود که اينها را بايد به گردن دولت قبل انداخت. در هر صورت عمده اشکال در دو چيز است؛ نخست اينکه مذاکرات پا در هوا مانده و از جهت رواني بسيار تاثير منفي دارد و بايد هر چه سريعتر به پايان برسد. دو اينکه تيم اقتصادي دولت نيز چندان هماهنگ عمل نکرده و بايد تغييراتي چه به لحاظ نفراتي و چه بهصورت عملکردي در آن صورت گيرد تا تصميمات و عملکردها مثبت و تاثيرگذار باشد.