آرمان ملي- عليرضا پورحسين: به نظر ميرسد که جنگ اوکراين و روسيه علاوه بر تاثيرگذاري بر سياست خارجي بسياري از کشورها از جمله ايران، اختلافات جدي نيز در ساير مناطق جهان نيز ايجاد کرده است که در جديدترين آنها برخي کشورهاي عضو اتحاديه اروپا در مقابل اوکراين ايستاده و مخالف عضويت اين کشور در اتحاديه اروپا شدهاند. اتفاقي که تعجب برخي را به دنبال داشته و اروپا را در يک دوراهي سخت قرار داده است. در راستاي بررسي اين مساله «آرمانملي» گفتوگويي با عبدالرضا فرجيراد، سفير پيشين ايران در نروژ داشته است که در ادامه ميخوانيد:
به چه علت برخي کشـــورهاي اروپايي مخالف عضويت اوکراين در اتحاديه اروپا هستند؟
مشخصا اگر اتحاديه اروپا بخواهد اوکراين را بپذيرد بسياري از اصول خود را بايد زير پا بگذارد و در صورت چنين اتفاقي ديگر کشورهاي عضو نيز خواستههاي غير قانوني خود را مطرح و به عبارتي سختگيري اروپا در اين خصوص شکسته ميشود. در اين ميان بايد توجه داشت که با اين جنگ و ويرانيها بعيد است اوکراين تا ده سال ديگر هم به وضعيت قبل از جنگ برگردد و حتي نميتواند نيمي از 31 فصل مربوط به عضويت در اتحاديه اروپا را تکميل کند. اگر اوکراين مورد پذيرش واقع شود اولين رقيب و کشور متقاضي ترکيه خواهد بود که از نظر توسعه و زير ساختي بسيار از اوکراين جلوتر است. در اين وضعيت عدم پذيرش ترکيه به مثابه مخالفت اروپا با جمعيت اکثريت مسلمان آن تلقي ميشود که براي اروپا که مدعي دموکراسي، ليبراليسم و حقوق بشر است بسيار سنگين خواهد بود و بايد توجه داشت که آلباني، مولداوي، کوزوو و صربستان هم متقاضيان ديگري هستند که همين شرايط را دارند.
در صورتي که اوکراين نتواند عضو اتحاديه اروپا شود چه سرنوشتي در انتظار آنهاست؟
بهنظر ميرسد که اوکراين خواسته اوليه يعني عضويت در ناتو را که از دست داد و شانسي هم براي عضويت فوري در اتحاديه اروپا را هم ندارد. زلنسکي تلاش ميکرد که پس از پايان جنگ يک دستاوردي به مردم اوکراين عرضه کند که مردم درگير در ويراني، بيمسکني و بدون داشتن زير ساخت و شغل را به نحوي اميدوار کند که حداقل يک امتياز بزرگ سياسي و اقتصادي بهدست آورده است اما دو دستگي در ميان اروپاييها در اين مورد کار را براي وي سخت خواهد کرد. امروز که جنگ است دشمن اصلي روسيه و توجهات بهسمت حفظ جان و امنيت است ولي جنگ که پايان يابد توجهات به سمت نيازها خواهد چرخيد و دولتي بدون دستاورد و بخشهايي از سرزمين که از دست رفته است، مورد توجه شهروندان اوکرايني قرار ميگيرد. به همين جهت است که وقتي به قسمت دوم بعد از پايان جنگ برسيم، زلنسکي که امروز تلاش ميکند خود را قهرمان ملي عرضه کند با فشارهاي مردمي روبهرو خواهد شد که چرا با عدم انعطاف قبل از جنگ، کشور و زندگي مردم را به باد داده است. اگر پوتين بتواند دنباس و بخشهاي مورد نظر در جنوب تا مرز مولداوي را هر چه سريعتر تصرف کند و ادامه جنگ نيز بر اقتصاد روسيه خيلي اثرگذار نباشد شانس ماندنش در قدرت بيشتر از زلنسکي است و ميتواند دستاوردهايي را به مردم روسيه عرضه کند.
بنابراين عقب نشيني روسيه از شمال اوکراين هدفمند صورت گرفته است؟
عقب نشيني نيروهاي روس از جبهه شمالي و کيف که روسها ناتوان از تصرف آن بودند اقدامي هوشمندانه بود هر چند در ابتداي امر يک شکست براي مسکو تلقي ميشد اما واقعيت امر اين است که پوتين و روسيه را از يک بن بست نااميد کننده خارج کرد. ضمن اينکه همين اقدام روسها باعث شد مخالفت صددرصدي اعضاي جبهه غرب هم کاهش يابد و امروز در مورد استفاده از انرژي روسيه در اروپا هم يک دوصدايي را داشته باشيم. همفکري آلمان، مجارستان، اتريش و تعدادي از کشورهاي اروپاي شرقي ميتواند چشمانداز اميدوارکنندهاي براي پوتين باشد که در صورت هر چه سريعتر پايان جنگ تا حدي بازار انرژي اروپا را البته نه مثل گذشته در اختيار داشته باشد و شايد هم بتواند با فروش انرژي ارزانتر نسبت به قيمت جهاني تا مدتي دو باره بازار را بهدست گيرد. در اين برهه زماني بعيد نيست که بسياري از رهبران اروپايي بهرغم مخالفت خود با هجوم روسيه و مشارکت در تحريمها، در دل خود آرزوي تصرف سريعتر مناطقي در شرق و جنوب اوکراين را دارند که هر چه زودتر اين جنگ به پايان برسد و خوب هم ميدانند که چون اين اتفاق خواهد افتاد و نميتوانند جلودار روسها باشند لذا از خسارات بيشتر اقتصادي جلوگيري شود. مکرون در گذشته ملاحظات انتخاباتي داشت و شکست در ميانجيگري بر انتخاب وي تاثير منفي گذاشت ولي هم اکنون بدون مانعي احتمالا نقش اصلي را بازي خواهد کرد زيرا که در انتخابات هم به مردم فرانسه قولهايي براي بهبودي وضع اقتصادي داده است. تندروي بريتانيا که هدف خود را شکست پوتين اعلام کرده به ايجاد اين فاصله کمک ميکند هر چند که نخست وزير بريتانيا هم احتمال جابهجايياش با فرد ديگري از حزب محافظه کار ميرود ولي در واقع اين حزب است که تصميم گيرنده خواهد بود و هماهنگ با ايالات متحده به پيش ميروند. اين احتمال هم وجود دارد که اتحاديه اروپايي بهويژه بعد از خروج بريتانيا بر خلاف تصورات تلاش کند با روسيه به توافقاتي برسد که نوعي توافقات اقتصادي، سياسي و امنيتي هم داشته باشند. هر چند که آمريکا و انگليس مخالفت خواهند کرد ولي غير ممکن نيست چون که جنگ اوکراين نشان داد که تيرگي روابط و ايجاد نوعي جنگ سرد بينتيجه با يک قدرت نظامي جهاني به تضعيف بيشتر اروپا و اتحاديه ميانجامد. فراموش نکنيم که اتحاديه اروپا هم يک قدرت اقتصادي است که در حال رقابت با چين و آمريکا بوده و تضعيف يورو و اقتصاد اتحاديه آنها را از چرخه رقابت دور نگه ميدارد و درون اتحاديه را با سستي روبهرو ميکند. کشورهايي همچون آلمان، اتريش و مجارستان در اروپا هستند که ميگويند هر چه با روسها نزديکتر باشيم و کار کنيم امنيت بيشتري خواهيم داشت که گرهارد شرودر صدر اعظم پيشين يکي از بانيان اين تفکر بوده است.