آرمان ملي- از زماني که دولت تشکيل شد و معلوم گرديد که چه کساني سکاندار امور دولت در حوزههاي مختلف هستند برخي از کارشناسان و صاحبنظران بر اين نکته تاکيد کردند که تيم اقتصادي دولت به ويژه وزراي اقتصادي آنچنان که بايد ت تجربه اداره امور کشور را ندارند. ادامه روند امور در چند ماهه بعد نيز همين مساله را تصديق کرد چنان که نمايندگان مجلسي که خود به وزرا راي داده بودند با جمعآوري امضاهايي بناي استيضاح برخي از وزرا را کليد زدند. نکته اينجاست که به اذعان کارشناسان با گذشت قريب به يک سال دولت هنوز هم برنامه منسجمي در حوزه اقتصادي ندارد و ديگر نه منتقدان بلکه صداي حاميان نيز در آمده است. به نظر ميرسد براي تغيير شرايط دولت بايد هر چه سريعتر فکر عاجلي براي بهبود اين شرايط بکند. در اين راستا براي بررسي شرايط فعلي جامعه و عملکرد دولت «آرمانملي» با علي صوفي، دبير کل حزب پيشرو اصلاحات و فعال سياسي اصلاح طلب به گفتوگو پرداخته است که ميخوانيد.
با گذشت حدود يک سال از روي کارآمدن دولت سيزدهم و برخي نارضايتيها عملکرد دولت را به خصوص در حوزه اقتصادي چگونه تحليل ميکنيد؟
آنچه که عملا کاربرد دارد و مردم و جامعه ميتوانند احساس کنند سازوکار موجود بر کارکردهاست که بايد فراهم شود. سازوکار مثل پيچ و مهرهاي است که اگر به هم بيايند يک کودک نيز ميتواند آن را درست کند. اما اگر اين پيچ و مهره به هم نخورند با اهرمهاي قوي هم نميتوان آن را بست و اگر هم بسته شود در نهايت پيچ و مهره هرز شده و از کار خواهد افتاد. آن چيزي که امروز در کشور ما حلقه مفقوده است اينکه اين سازوکار سيستمي وجود ندارد. در حالي که براي هر کاري سيستم و سازوکاري بايد باشد تا مديران بتوانند با استفاده از سازوکارهاي موجود و مربوط براي هر مشکلي سازوکار مناسب خود را پيدا يا طراحي و اجرا کنند و کار را پيش ببرند. امروز عدم وجود سازوکار مناسب در کشور حلقه مفقودهاي است که به نوعي به پاشنه آشيل دولت تبديل شده است. از طرف ديگر کمتجربگي برخي مديران نيز مزيد بر علت شده تا شرايط فعلي عارض شود. برخي از مديران نه دانش برخي کارها را دارند و نه تجربهاي که در گذشته اموري را گذرانده باشند و امروز از آن تجارب استفاده کنند. شخص آقاي رئيسي انسان بسيار با حسن نيتي است و آنهايي که وي را با احمدينژاد مقايسه ميکنند در اشتباه هستند. احمدينژاد از هنجارها دوري ميکرد. چنانکه اساسا هنجارهاي بينالمللي و مديريت داخلي را قبول نداشت و همه چيز را به هم ميريخت. در حالي که آقاي رئيسي اينگونه نيست و با حسن نيت است و دوست دارد که واقعا کار کند. از قضا موقعيت خوبي هم دارد چرا که الان شرايط کشور به گونهاي است که حتي اصلاحطلبان هم با شکست دولت آقاي رئيسي طرفي نخواهند بست و فرصتي بهدست نخواهند آورد که بعدا قدرت را در دست بگيرند. همه خواهان اين هستند که آقاي رئيسي موفق شود. اما برخي که آقاي رئيسي روي کار آورده نه ميتوانند که خود سازوکار تعيين کنند و نه ميتوانند سازوکار موجود را بشناسند و از آنها استفاده کنند. لذا چون نميتوانند از سازوکار درستي استفاده کنند از پس حل مشکلات بر نميآيند. چنانکه مشکلات امروز آنقدر سنگين است که درک آن هم مساله است. به نظر ميرسد که هنوز دولت عملکرد چندان موفقي نداشتهاند. چيزي که از ابتدا نيز به آن اشاره داشتيم اين بود که کار در دستگاه اجرايي و دولت با کار در قوه قضائيه به جهت ماهوي کاملا متفاوت است. امروز آقاي رئيسي رئيس هيأت دولت است که اجرائيات کشور را بر عهده دارند و بايد با برنامهريزي درست و استفاده بجا از منابع و زمان شرايط کشور را در حوزههاي مختلف بهبود ببخشند. در حالي که در دولت فعلي چنين رويکرد و عملکردي چندان متصور نيست.
بعضا انتقاداتي در خصوص عملکرد برخي وزرا يا مديران دولتي صورت ميگيرد که حتي در خصوص برخي مجلس نيز به دنبال سوال و استيضاح هستند؛ از ديدگاه شما مجموعه دولت بايد چه رويکردي نسبت به اين مساله داشته باشند؟
من خودم هم با اين مساله موافقم چرا که برخي از مديران و وزرا سابقه اجرايي ندارند و برخي از وزرا اولين تجربه کار اجرايي خود را سپري ميکنند. هر چند که تشخيص رئيسجمهور اين است که براي رسيدگي به روند امور به استانها سفر کنند و فکر ميکنند که رو در رو شدن با مردم و ديدن مردم در استانها کافي است. در حالي که اصلا اينگونه نيست و آقاي رئيسي بايد در مرکز؛ هيأت دولت را مديريت کند و برنامه داشته باشد و با برنامه جلو برود. از ابتدا نيز به اين مساله اشاره داشتيم که دولت برنامه ندارد و چون برنامه ندارد بنابر اين قطعا در ادامه روند کار با اشکال مواجه خواهد شد. مقام معظم رهبري در ديدار اخيري که با مسئولان داشتند فرمودند شما بايد حرفها را بشنويد و استفاده کنيد. خب دولت بايد حرفهاي نخبگان، منتقدان و دلسوزان و مجلس را بشنود براي اين مساله وقت کافي اختصاص دهد.
اينکه اشاره کرديد دولت سيزدهم بيشتر ناظر بر برنامه اجرايي است يا منظور شما برنامه بلند مدت پنجساله در چشم انداز بيست ساله است؟
آنچه مورد اشاره من بود برنامه پنج ساله توسعه است که اخيرا مقام معظم رهبري نيز فرمودند که برنامه هفتم قرار بود که سال گذشته تهيه و امسال اجرايي شود. يعني برنامه ششم تمام شد و اکنون امسال نه برنامه هفتمي داريم و نه خود دولت برنامهاي دارد. يعني يک سال بيبرنامه و دولت بيبرنامه داريم. لذا طبيعي و اظهر من الشمس است که اينگونه ما از عهده حل هيچ مشکلي برنميآييم. ممکن است برخي مسائل با دستور و فرمان حل شود يا وقتي برنامه داريد و احساس ميکنيد که اين برنامه بايد زودتر اجرا شود دستور فوري بدهيد يا کميتهاي براي آن بگذاريد اما زماني که برنامهاي نداريد تمامي دستورات و فرمانها نيز جزيرهاي خواهد بود. چرا که نه منابع تعريف شده و نه در بودجه ديده شده است. لذا هيچ پشتوانه عملياتي و سازو کار اجرايي براي آن پيش بيني نشده است. اين است که امروز کار را مشکل کرده است. از طرف ديگر دولت تا کنون به سياستهاي اصل 44 که مورد تاکيد مقام معظم رهبري است اشارهاي نداشته است. الان در شرايطي قرار داريم که از نظر استاندارد بينالمللي نيز در پاييني سطح هستيم.