آرمانملی: بهتازگی فیلم کوتاه امیرحسین بهاالدینی، با نویسندگی احسان معجونی و بازی او به همراه امیر آرام، حسین منفرد، امید شوندی، عباس کناریوند سر و صدای زیادی بهپا کرده و با وجود اینکه سه ماه از اتمام این اثر به نام «ناجی» میگذرد، اما در چندین جشنواره داخلی و بینالمللی حضوری فعال داشته و واکنش منتقدان را برانگیخته است. امیرحسین بهاالدینی متولد سال 1379 است و این فیلم را بر مبنای قصه یک نجات غریق ساخته که در یک استخر به تماشای دست و پا زدن و جان دادن یک فرد مینشیند و تلاش میکند تا در ابتدا خودش را از غرق شدن نجات دهد. لازم به ذکر است فیلم کوتاه ناجی تاکنون در چهار جشنواره سی و هشتمین جشنواره فیلم کوتاه تهران، نوزدهمین جشنواره تصویر سال، دوازدهمین دوره جشنواره انجمن ایسفا (خانه سینما) و چهارمین جشنواره meihodo آمریکا واقع در نیویورک حضور داشته است.
اما به بهانه ساخت این فیلم کوتاه با امیرحسین بهاالدینی، کارگردان فیلم گپی کوتاه زدیم. او به «آرمان ملی» میگوید: موضوعیت این فیلم و تمامی سکانسها درگیر موقعیت است. سعی کردهام در دکوپاژ همه چیز یکدست باشد و اتفاقاتی که رخ میدهد در کاراکتر فیلم دیده شود نه در میزانسنها و فشاری که از بیرون بر کاراکتر وارد میشود. همه سکانسها را بسته گرفتیم و با فضا سازی سعی کردیم فعالیت جهان و انفعال یک ناجی را در قبال اینهمه فعالیت و اتفاق که میتواند برای او رخ بدهد، ببینیم. من و احسان معجونی، سعی کردیم زیرمتن قوی جلو ببریم و در پوسته اول کار تمام اتفاقات را نشان ندهیم. خوشبختانه مخاطبان میگفتند که فضای فیلم آنها را گرفته و درگیر آن شدهاند. خیلی تمایل ندارم که محصول و غذایی آماده به مخاطب ارائه بدهم و دوست دارم همه آدمها بتوانند راجب آن فکر کنند و هر کسی برداشت خودش را داشته باشد.
سینما بالندگی علت و معلول است
این کارگردان جوان سینما در ادامه صحبتهایش میافزاید: به نظر من یک پروژه با تمام آدمهایی که در آن تعریف شده، بهویژه کارگردان باید بدانند که ماموریت تمام سکانسها و ماموریت فیلم چیست و برای تمامی اتفاقات و حتی کوچکترین اتفاق برداشت واحدی وجود داشته باشد. در 9 دقیقه فیلم ساختن بسیار کار سختی است، چون به نظر من بالندگی سینما، بالندگی علت و معلول است. وقتی کسی میخواهد در جشنوارههای داخلی یا خارجی فیلم خود را در معرض دید مخاطبان قرار دهد، فیلم او باید حداقل در کمترین حالت دیده و باید با خودش روبهرو شود و با متنی که نوشته است واقع بینانه برخورد نماید، اینکه این متن چقدر برای من کارایی دارد و چقدر زندگی درون آن جریان دارد، امری مهم است. حداقل کارگردان، بازیگران و خالقان این اثر باید بدانند که چه اتفاقی در حال رخ دادن است، ولی در سینمای ایران حداقل این اتفاق نمیافتد و بسیاری از کارگردانان نمیدانند که چه چیزی میسازند.
سینما بازاری شده است
وی در پاسخ به این سوال که فکر میکنید علت کار کجاست، میگوید: از دید من، ایراد از جریان سینما است، همه آنقدر تنبل شدهاند، محدودیتها بهقدری زیاد است و آنقدر همه باید سطحی به موضوعات کشور و جهان و مسائل شخصی و روابط خود فکر کنند که سمت و سوی سینمای ایران به سمت جالبی نمیرود. معدود کسانی هستند که بنشینند، فکر کنند و بخواهند خلق نمایند. متاسفانه برخلاف این جهت همه چیز بازاری شده و اکثرا به این فکر میکنند که چه چیزی (پول) نصیب آنها میشود، ولی فکر نمیکنند که فیلم در کجای تاریخ قرار خواهد گرفت. امیدوارم ذوقی که در درون من است باقی بماند و از جریانی که کل بدنه سینما را گرفته، خسته و سرخورده نشوم. امیدوارم که بتوانم انرژیام را حفظ کنم و در ایران از جوانان و کسانی که از هنرستان شروع کردهاند و توانستهاند هدف خود را پیدا کنند، کمک بگیرند. چون وضعیت آموزشی در این حیطه، امری فاجعه است و من در این چند سال جز بدی و پیشنهاد مسیرهای اشتباه چیزی ندیدم. این مهم است که بهجوانها بها بدهند. در این سینما کسانی هستند که هیچ سوادی ندارند، ولی پادشاهی میکنند. در مقابل جوانانی را میشناسم که چطور تلاش میکنند ولی حتی
یک درصد هم پاسخ تلاش خود را نمیگیرند و از این رو یا سرخورده میشوند و به این فکر میکنند که از ایران بروند یا کار نکنند یا شغلشان را عوض کنند.