ادامه از صفحه یک / جنگ با غرب راه بیندازد زیرا فکر میکند در عرصه نظامی همقدرت غرب هست. پوتین اگر خود را شکست خورده حس کند، سعی خواهد کرد حداقل اروپا را با خود به باتلاق بکشاند و برای تحقق این امر ابتدا احتمالا به یکی از مراکز اروپا یا ناتو حمله تاکتیکی میکند تا اروپا هم واکنشی متقابل نشان دهد آنوقت پوتین دست به حمله هستهای محدود در اروپا خواهد زدکه رعب و وحشت ایجاد کند و غرب وادار به تسلیم به خواستههای پوتین شود. البته بهنظر میآید غرب هم برای این سناریو دارد خود را آماده میکند و قصد ندارد تسلیم پوتین شود تا پوتین بهطور کامل در تمام جهات شکست بخورد و ابعاد روسیه بزرگ و زورگوییهایش به همسایگان نظیر گرجستان، اوکراین و بلوک شرق سابق به پایان رسد. اگر پوتین موفق شود از تعرض نظامی به اوکراین یک مدل موفق درآورد، تردیدی نیست که او و جانشینانش احساس ارباب بودن میکنند و این مدل را در آینده برای بقیه همسایگان پیرامونی خود در بلوک شرق سابق، قفقاز، آسیای مرکزی و از جمله ایران پیاده میکنند. بنابراین خاموش کردن سوخت این موتور خانمانبرانداز وظیفه جهانی است تا همه کشورهای عالم از صلح و امنیت بینالمللی برخوردار و اطمینان یابند. ممکن است برخی تصور نمایند روسیه بهقولی از اول حامی و مدافع ایران بوده و همه حملات روسیه و تحمیل عهدنامههای ترکمنچای و گلستان و سپس در دوره شوروی عهدنامههای 1921 و 1940 را عمدا به فراموشی سپردهاند، نکتهای را عرض نمایم: در بهار 1358 که مرحوم دکتر ابراهیم یزدی تازه وزیر امورخارجه شده بود تلکسی محرمانه برای دفتر نمایندگی در سازمان ملل متحد فرستاد که طی یادداشت رسمی به دبیرکل اعلام کنید دولت انقلابی اسلامی عهدنامههای 1921 و 1940 با اتحاد جماهیر شوروی را بدون بندهای 5 و 6 آن قبول دارد و این بندها از این بهبعد کانلمیکن بوده و قابل استناد در روابط دوجانبه نیست. این بندها در دو عهدنامه، مربوط به این بود که شوروی یک طرفه اعلام کرده بود هرگاه شرایط امنیتی نظامی در ایران را مخل امنیت ملی خود تشخیص دهد میتواند ورود نظامی به ایران بنماید تا رفع نگرانیاش شود. دبیرکل عینا این یادداشت را برای نمایندگی شوروی در نیویورک فرستاد و هیچگاه واکنشی از سوی شوروی مشاهده نشد که این سکوت علامت رضایت بود و خطری که امروز اوکراین را فرا گرفته با کیاست و دوراندیشی مرحوم دکتر یزدی از سر مردم ایران زدوده شد. مردم ایران انتظار دارند مسئولان امر این روحیه را در دفاع از کشور داشته باشند. سخن پایانی اینکه شکست تمامعیار، سرنوشت محتوم پوتین است. باید همواره هوشیار بود و فرصتهای پیشرو برای منافع و امنیت ملی کشور را درست بهاستخدام گرفت.