شایست- ناشایست زبان محاوره
در ادبیات داستانی
بخش دوم (پایانی)
شبنم حاتمپور
استادیار زبان و ادبیات فارسی
در کاربرد زبان گفتاری در داستان چند مشکل اساسی وجود دارد که به اختصار اشاره خواهم کرد. الف- اصرار در بازتولید لهجه با زبان گفتاری: در سالهای اخیر اعرابگذاری برای تولید لهجه در زبان گفتاری دیده میشود که بسیاری از آنها با توجه به نشانههای کلامی، حشو به شمار میآیند مانند کاربرد ضمه برای نشان دادن لهجه جنوب با وجود نشانههای زبانی آشکار دیگر: «مو سر زبانُم بود که یه چیزی بگم، اما یادم نمیآد» (صفدری، 1392: 241). با وجود واژه «مو» نیازی به گذاشتن ضمه برای «زبانم» نیست. چنانکه برای «یادم» هم ضمهای گذاشته نشده است. ب- موجزنویسی در املای واژگان: یکی از ویژگیهای پایدار زبان گفتاری موجز بودن آن است. برای مثال هنو بهجای هنوز. اما گاهی برای یک شکل گفتار چند صورت متفاوت ثبت مشاهده میشود. عبارت «این مال تو است» به زبان گفتاری میتواند ثبتهای زیر را تجربه کند: - این مال توه - این مال توئه - این مال توِ. تمام این صورتهای متفاوت، یک شیوه گفتاری را نشان میدهد؛ اما به نظر میرسد نویسندگان در ثبت آن دستورالعملی نداشتهاند و اختلاف نوشتار را رقم زدهاند. همچنین عبارت «او هست» که در زبان گفتاری ثبتهای متفاوتی
دارد: - اوه - اویه - اوئه -اونه. در نوشتن کلماتی مانند «خب»، «مو» گاهی نویسندگان از یک صامت با حرکتگذاری استفاده میکنند و به صورت «خُ» و «مُ» مینویسند که اشتباه است. در زبان فارسی واژگان بسیاری هستند که با «واو» نوشته میشوند و صدای مصوت کوتاه -ُ را دارند و از دبستان هم به کاربران زبان فارسی آموزش داده میشوند، مانند خود، خوش، نوساز. در نوشتار افعال با نشانه «می» استمرار و اخباری نیز همیشه بین داستاننویسان اختلاف سلیقه دیده میشود. گروهی بعضی از «می»ها را پیوسته و برخی دیگر را جدا مینویسند و فعل «میآید» را به شکلهای «میآد» و «میاد» ثبت کنند. در شیوه نگارش شناسه افعال نیز یک نگارش واحد وجود ندارد: «زن و بچه را برداشته برده آلمان. اقامت دائم گرفتهن.»(عبدی، 1389: 87). همین شیوه در نوشتار ضمایر متصل و صفت اشاره هم دیده میشود، مثلا در نوشتن «همه شما» در زبان محاوره گونههای نوشتار زیر ثبت میشود: همهتان، همتان، همهاتان. «همهاش حیف و میل میشد، خودمم که شخصا نمیتوانستم رسیدگی بکنم»(هدایت، 1330: 27). ج- کاربرد همزه در نوشتار زبان گفتاری: این کاربرد اشتباه را قبل از ورود به حوزه زبان گفتاری در
املای برخی کلمات دیدهایم. کلماتی که دارای دو «یای» پیوسته باشند گاهی به اشتباه یای اول با همزه کرسیدار نوشته میشود مانند: هواپیمائی، بفرمائید. «میدوئه» بهجای «میدوه» با شکل نوشتار رسمی «میدود.» کاربرد همزه در این فعل برای ایجاد میانوند اشتباه است همچنانکه «میرود» درشکل نوشتار زبان گفتاری «میروئه» به کار نمیرود و «میروه» نوشته میشود؛ که البته همین شکل نوشتار هم نیاز به تأمل دارد. برخی از نویسندگان نیز در لهجه جنوبی از این همزه به عنوان آکسان واژه استفاده میکنند. برای مثال در عبارت «از ئی خبرا نیست»، «ئی» معادل «این» به کار رفته است و گویی برای تأکید بر آغاز واژه است در حالیکه مخفف «این» به صورت «ای» همین تاکید را دارد. بنابراین کاربرد همزه در چنین مواردی نه تنها کمککننده نیست که میتواند گمراهکننده باشد؛ چون یادآور کلمات همزهدار در زبان عربی و شدت تلفظ آن است درحالیکه چنین تاکیدی در این واژه وجود ندارد. همچنانکه درنوشتار مصطلح «بفرمائید» هم تاکیدی بر همزه، هنگام ادای واژه نیست و اتفاقا دو «یا» در کنار هم با غلظت کمتر ادا میشوند. با اینکه کاربرد زبان گفتاری در داستانهای معاصر به قدمت
ادبیات داستانی ماست اما تاکنون توجه کافی برای ثبت شایستهای از شکستهنویسی نداشتهایم. همین امر سبب شده است که شاهد صورتهای مختلفی از نگارش زبان گفتاری در داستانها باشیم. گوناگونی این صورتها بدونشک به زبان فارسی لطمه میزند و چه بسا نگارش اینگونه زبانی را نیز با خلل مواجه کند و موجب سرگردانی نویسندگان جوان شود. به نظر میرسد نوشتن دستورالعمل خط فارسی با محوریت زبان گفتاری میتواند راهگشای نویسندگان و یاریرسان سبک نوشتار در زبان گفتاری باشد.
صفدری، محمدرضا، من ببر نیستم پیچیده به بالای خود تاکم، 1392، انتشارات ققنوس