در شرایطی که افزایش پوسیدگی دنــدان در ایران، نادیده گرفته میشود و بیمه هزینههای بالای آن را تقبل نمیکند، که اگر شاخصهای جهانی و ایران را مرور کنیم، ما طبق آمارها جزو کشورهای متوسط جهانی هستیم، اما این فقط نوک کوه یخ است. بهعنوان مثال در Dmst که براساس مجموع دندانهای پوسیده، دندانهای کشیده شده و دندان پرشده محاسبه میشود، اما شرایط بدی نداریم، در ایران هم مطالعات پیمایشهای ملی در گروههای مختلف برای اندازه گیری این شاخص داشتهایم. بهطور کلی میتوان گفت ایران از نظر شاخصهای پوسیدگی دندانی جزو کشورهای متوسط دنیاست. اما نگرانیها برای کشور ما در مورد افزایش شیوع پوسیدگی دندانی بالاست، زیرا به عنوان مهمترین فاکتور، رژیم غذایی که در بخش زیادی از جمعیت ایران رایج شده است، رژیم غذایی پوسیدگیزایی است که مهمترین مورد آن مواد قندی است. نکته مهم این است که مصرف مواد قندی نه تنها پوسیدگی را افزایش میدهد و روندی که در مشاهدات میدانی میبینیم نگران کننده است، بلکه در بیماریهای غیرواگیر هم تاثیرگذار است، از جمله چاقی، دیابت و بیماریهای قلبی. اینجاست که از شکر یا مواد قندی به عنوان فاکتور خطر مشترک نام میبریم زیرا فاکتوری است که احتمال وقوع بیماریهای مختلف را بالا میبرد. به طور ویژه در دانش آموزان روند افزایش پوسیدگی دندان را مشاهده میکنیم و گفته میشود دو مشکل اساسی سلامتی در دانش آموزان ایرانی پوسیدگی دندانی و چاقی است. هردوی اینها بیماریهایی متاثر از مصرف مواد قندی است. بروز پوسیدگی دندان تا حد زیادی به فاکتورهای اجتماعی، اقتصادی و رفتاری برمیگردد. جامعهای که مواد غذایی سالمتری مصرف کند، با میزان کمتری از پوسیدگی دندان مواجه خواهد شد. کما اینکه این روند را در برخی از جوامع اروپایی نیز میبینیم. برخی کشورهای اروپایی در پنجاه سال گذشته وضع بسیار بدتری از ما داشتند اما درحال حاضر در عرض چند دهه به خاطر بهبود شرایط اجتماعی و اقتصادی، رفتاری، بروز پوسیدگی در کودکان در این کشورها درحال تبدیل شدن به یک امر نادر است، به طوری که در کودکان ۱۲ساله در کشورهایی مانند سوئد یا هلند شاخص dmst به کمتر از یک رسیده است که به بهبود شاخصهای اجتماعی و اقتصادی مرتبط است. مهم این است که آیا ما به لحاظ اجتماعی میتوانیم به سمت تغذیه سالمتر حرکت کنیم یا خیر. سیاستگذاریها در این زمینه باید به گونهای انجام شود که مواد سالم که در مورد دندان کمتر پوسیدگیزا هستند در دسترستر و ارزانتر باشد. مساله نگران کننده این است که یک محصول تغذیهای در دسترس و ارزان در کشور معمولا مواد ناسالم هستند. یعنی کسی که میخواهد به شکلی شکم خودش را سیر کند، سریعترین چیزی که به دست میآورد این است که کیک و کلوچه بخرد و بخورد که هم باعث پوسیدگی دندان و هم بیماریهایی مانند چاقی خواهد شد. اگر بگوییم دولت نمیتواند بر سوپر مارکتها نظارت کند، اما آموزش و پرورش که میتواند بر بوفههای مدارس نظارت داشته باشد. ما باید در بوفه های مدارس فروش محصولات ناسالم به صورت تغذیهای را کنترل کنیم و به محصولات سالمتر سوبسید بدهیم. تردیدی نیست که خدمات دندان پزشکی نیز مانند سایر محصولات و خدمات تورم را تجربه کردهاند و ممکن است در برخی موارد تورم آن بالاتر از متوسط افزایش قیمتها نیز باشد. اما به هرحال نمیشود انکار کرد که خدمات دندان پزشکی در بسیاری از کشورهای دنیا خدمات گرانی است. مهم است که آیا دولت در برخی از گروههای حساس جمعیتی و گروههای هدف میتواند خدمات دندان پزشکی را تحت پوشش بیمه قرار دهد یا خیر. به عنوان مثال میتوان تا ۱۵ یا ۱۳ سالگی خدمات دندان پزشکی پایه و ضروری تحت پوشش بیمه قرار گیرد و دولت آن را مدیریت کند زیرا سلامت دندان جزوی از حقوق انسان هاست و اگر فردی به خاطر مشکلات مالی نمیتواند دندانهای پوسیدهاش را ترمیم کند، از حقوق اساسیاش بیبهره شده است.