یوسف مرادیان درباره ورودش به عرصه هنر و الهامگرفتن از بازیگران بزرگ دنیا سخن گفت. این بازیگر سینما و تلویزیون، درباره علاقه اولیهاش به بازیگری گفت: طبیعتا نسل ما از طریق تلویزیون دنیای جادویی را دنبال میکرد. من اولینبار که پروژکتورهای پخش فیلم را دیدم ۵ سال داشتم و از همانجا به سینما و فیلم علاقه پیدا کردم. من کار خود را از تئاتر و تلویزیون کرمانشاه آغاز کردم. در آن زمان چند مرد مسن به من پیشنهاد دادند که به پایتخت بروم و به کار هنر ادامه بدهم. مرادیان اظهارکرد: بهخاطر دارم که اولین برخورد حرفهای من با خانم پوران درخشنده بود. در آن زمان فیلمی که در آن نقشآفرینی کردم به مرحله اکران نرسید اما نهایتا با فیلم «لاکپشت» در سال ۷۳ یا ۷۴ کار خود را آغاز کردم. دقیقا پس از آن کار در فیلم اصحابکهف انتخاب شدم. متاسفانه در آن زمان قسمت نشد که به «زبان کردی» تئاتری اجرا کنم و از آنجاییکه بهطور کامل بر این گویش مسلط نیستم ترجیح میدهم که چنین اجرایی نداشته باشم. از آنجاییکه من در ونک بهدنیا آمدم و مدتی آنجا بزرگ شدم زبان کرمانشاهی را بهصورت کامل بلد نیستم اما متوجه میشوم. وی درباره شهرت پدرش در کرمانشاه
بیان داشت: جمله معروفی هست که میگوید عبادت بهجز خدمت به خلق نیست. من این را در خانواده خود دیدم که پدرم که ما او را آقا صدا میزدیم بسیار به خدا اعتقاد داشت و معتقد بود باید از مردم مراقبت کند. وی تا زمانیکه زنده بود تلاش داشت تا به مردم خدمت کند. او درباره فعالیت خود در رشته بوکس گفت: در گذشته برخی از قهرمانان آسیا و جهان بوکس در کرمانشاه بودند که متأسفانه امروز در بین ما نیستند. مردم کرمانشاه همچنان نیز به این حرفه علاقه دارند. من نیز آن زمان بسیار به بوکس علاقه داشتم و با چندی از قهرمانان کار کردم. جالب است بدانید که این ورزش به حرفه من در سینما کمک کرد. من برای کار در اثر «تکیه بر باد»، جدا از نمونهای که در «پایتخت» ساخته شد، انتخاب شدم که درباره دو بوکسور بود.
سیمرغ نقش اول مرد گرفتم
بازیگر سینما و تلویزیون ادامه داد: بعدها نیز در کارهایی مثل «لاکپشت» از آمادگی جسمانی خود استفاده کردم. بعداز «اصحاب کهف» اولین اثر سینمایی را در جایگاه نقش اول بازی کردم که «دوستان» نام داشت. بعداز آن نیز کار من در سینما بهصورت حرفهای آغاز شد. فیلم دوستان در سال ۷۸ به اکران رسید .مرادیان درباره جنگ گفت: 2 تا از برادران من دوقلو بودند که محسن و مرتضی نام داشتند. این دو در زمانیکه اوج جنگ بود و روزانه کرمانشاه بمباران میشد در سنندج سرباز بودند. مرتضی هنگام مرخصیگرفتن و برگشتن تصادف کرد و او را از دست دادیم. مرتضی بسیاری از شرایط سخت جنگ را پشتسر گذاشت اما متأسفانه آن تصادف جان او را گرفت. مرادیان درباره بازیگریاش افزود: تصور میکنم در بازیگری خوب عمل کردم و توانستم کاندیدای سیمرغ نقش اول مرد در بیستوچهارمین جشنواره را کسب کنم. همچنین چند سال پیش نیز در فیلمی حضور داشتم که نقشم در آن نزدیک به شخصیت شهید احمدی روشن، دانشمند هستهای بود که برای این نقش نیز جایزه بهترین بازیگر نقش اول را گرفتم. احساس میکنم که به سمت جلو حرکت میکنم و سعی دارم گذشته خود را جبران کنم. اعتقاد دارم خدا بر کار من نظارت
دارد و به من کمک خواهد کرد تا پیشرفت بیشتری داشته باشم. وی گفت: قبل از ورود به عرصه بازیگری با موسیقی آشنا شدم و تمرین میکردم اما ترجیح دادم که تنها در بازیگری مسیر خود را طی کنم و متمرکزتر باشم. با این وجود در حال حاضر سعی دارم آلبومی را آماده کنم که بیشتر به حالت یادگاری خواهد بود. در نهایت تمرکز من بیشتر بر بازیگری است. من ادامه تحصیل را بهدلیل سختی کار و ترجیحم به تمرکز بر بازیگری کنار گذاشتم. بازیگر سینما و تلویزیون ادامه داد: بازیگرانی وجود دارند که انسان از آنها الهام میگیرند. تمامی بازیگرانی که در حرفه خود موفق بودند و سبک خاصی داشتند تاثیر مثبتی بر من گذاشتند و از این افراد میتوانم به مارلون.براندو، آل.پاچینو و جانی.دپ اشاره کنم. در ایران نیز افراد بسیاری مانند پرویز پرستویی وجود دارند که الهامپذیر هستند.