حمله روسیه به اوکراین نشان دهنده اشکالات اساسی که در نظام حکمرانی مسکو است بود. در حقیقت آقای پوتین بیش از دو دهه است توسط یک جمع بله قربانگو احاطه شده و هر اندازه که او بیشتر احاطه میشود میان وی و واقعیتهای جامعه فاصله بیشتری میافتد. تصور او آن بود که بعد از حمله به اوکراین در همان 2 روز نخست نیروهای نظامی روسیه یکی پس از دیگری با موفقیت وارد شهرهای مختلف اوکراین میشدند و آنقدرها طول نمیکشید و ظرف همان روزهای نخستین به کییف میرسیدند. حتی اطرافیان پوتین و خود وی دچار این باور شده بودند که ممکن است روس تبارهای اوکراین و برخی از مردم این کشور به استقبال سربازان روسیه هم بیایند. او تصور میکرد که رئیسجمهور اوکراین یا همچون اشرفغنی فرار میکند یا آنکه تسلیم روسیه خواهد شد و پوتین میتواند یک دولت دست نشانده همچون لوکاشنکو رهبر بلاروس در اوکراین نیز بر سر کار آورد که در حقیقت همچون لوکاشنکو که در جهت مواضع مسکو حرکت میکند یک حکومت دست نشانده نیز در اوکراین تشکیل میشد که ظاهرش یک حکومت اوکراینی اما در حقیقت فرمانبردار پوتین باشد. اما همه محاسبات پوتین اشتباه از آب درآمد. نه تنها هیچ شهروند اوکراینی اعم از روس تبار یا غیر روس تبار استقبالی از سربازان روسیه ننمودند بلکه با تمام قوا در مقابل روسها ایستادند. اشتباه دیگر پوتین آن بود که تصور میکرد غربیها چندان کمکی به اوکراین نخواهند کرد چرا که به واسطه حضور و وابستگی به صادرات گاز روسیه بیش از حد به روسیه وابسته هستند و عملا اقدامی نخواهند کرد. از این بابت هم محاسبات پوتین اشتباه در آمد. غربیها در تحریم روسیه بسیار جدی هستند و تاسیسات تحریمها تا به همین جا بیش از آن چیزی بوده که پوتین تصور میکرد. یکی پس از دیگری محاسبات پوتین غلط از آب در آمده و حال سوال اینجاست که چگونه ممکن است که یک قدرت بزرگ اروپایی مثل روسیه اینقدر در محاسباتش اشتباه کند. آیا اطرافیان پوتین، نهادهای تحقیقاتی، پارلمان روسیه و هیات دولت در روسیه نبودند که به پوتین بگویند محاسباتش اشتباه است؟ پاسخ به ساختار روسیه باز میگردد که میان پوتین و واقعیتهای جامعه جهانی از جمله وضعیت اوکراین فاصله زیادی ایجاد کرده است. هرقدر که پوتین در محاصره بله قربانگوها فرو رفته تصور واقع بینانه و حقیقی وی از واقعیتهای کشور خودش و کشورهای دیگر و جهان این فاصله بیشتر شده است. نکته جالب دیگری که در محاسبات پوتین جایی نداشت مخالفت بسیاری از مردم روسیه با لشکر کشی به اوکراین است. باوجود سرکوب هرگونه تظاهراتی هزاران نفر از مردم روسیه به خصوص اقشار تحصیلکرده و جوانان به خیابانها آمده و علیه لشگر کشی کشورشان به اوکراین دست به اعتراض زدند. در حدود هفت هزار نفر از آنان ظرف چند روز گذشته بازداشت شدند وهمچنان ابراز مخالفت میکنند و درحقیقت معلوم نیست که اگر شرایط آزادی در روسیه وجود داشت و مردم میتوانستند با تصمیمات و سیاستهای حکومتشان مخالفت بورزند دیگر دهها هزار نمیآمدند بلکه میلیونها نفر در شهرهای مختلف روسیه به خیابانها آمده و مخالفت خود را با پوتین نشان میدادند. لذا پوتین دو راه بیشتر ندارد. اکنون که او متوجه شده بسیاری از محاسباتش اشتباه از آب درآمده یا باید آبرومندانه به سمت ترک مخاصمه برود و یا آنکه همان سیاست هولناکی را که در چچن اجرا کرد راعملی کند. ظاهرا پوتین به دنبال گزینه دوم است. اینکه موفق خواهد شود یا نه معلوم نیست اما این محاسبه پوتین نیز مثل سایر محاسباتش نادرست از آب درآید.