سالهاست به دلیل مصلحتهای سیاسی اعمال شده در برخی از پروژههای حاکمیتی بهویژه پروژههای عمرانی کشور، اعتماد عمومی به فرآیند مطالعه، تصویب، تخصیص اعتبارات و اجرای آنها به شدت کاهش یافته است، به گونهای که دولت برای کلنگ زنی پروژههای عمرانی در برخی مناطق با اعتراضات مردم در شبکههای مجازی و واقعی مواجه است. تجربه نشان داده برچیدن دیوار بیاعتمادی بین حاکمیت و مردم زمانبر است و شاید دهههای متمادی نیاز است تا با تدبیر و اصلاح ساختارهای تصمیم ساز بتوان اعتماد از بین رفته را به شرایط مطلوب باز گرداند. نمونههایی از تصمیمات و اجرای پروژههایی که باعث این بیاعتمادی شده است از این قرار هستند. ۱- سد گتوند: پس از سالها مطالعه و اعمال فشارهای مختلف و بیتوجهی به هشدار برخی کارشناسان و مشاوران دلسوز، اجرا میشود و آب زمینهای زراعی و خاکهای حاصلخیز پایین دست سد را شور میکند و حاصل آن کاهش درآمد کشاورزان منطقه و ایجاد مشکلات اجتماعی میشود. ۲- دریاچه ارومیه: مطالعه و اجرای سدهای حوزه آبریز دریاچه ارومیه باعث خشکی و ایجاد بیابانی از نمک در حواشی آن میشود. با تحصنهای مردمی دولت از ترس مسائل اجتماعی از اجرای پروژههای مطالعه شده جدید صرف نظر میکند. ۳- تالاب گاوخونی: همزمان با کاهش بارندگی با صدور مجوز و حتی تخصیص اعتبارات بلاعوض، توسعه باغات و سطح زیر کشت و انجام کشتهایی که نیاز آبی بالایی دارند و افزایش استفاده صنعتی در حوزه آبریز زاینده رود، باعث نرسیدن آب به مزارع پایین دست و خشک شدن تالاب گاوخونی شده و تبعات محیط زیستی آن گریبان حق آبهداران تاریخی پایاب حوزه آبریز را گرفته است. 4- انتقال آب: تجمع و درگیری کشاورزان اصفهان برای جلوگیری از انتقال آب به یزد برای تأمین مصارف شرب، همچنین تجمع و درگیری کشاورزان برای جلوگیری از انتقال آب از سرشاخههای کارون به حوزه زاینده رود و تجمع مردم خوزستان در همراهی با مردم چهارمحال و بختیاری. موارد فوق نمونههایی از پروژههای ناموفق و اعتراضات مردمی است که از صدها پروژه بزرگ، متوسط و کوچک اجرا شده در کشوراشاره شد. پرداختن بیشتر به این گونه پروژهها از حوصله این بحث خارج است. بیاعتمادی مردم به فرآیند تصمیمسازی برای تعریف، مطالعه، تصویب و اجرای پروژههای عمرانی، معلول سیاسی شدن برخی تصمیمات حکمرانان و کم توجهی به مسائل محیط زیستی است. در اکثر پروژههای عمرانی در حوزه مسکن، راه، نفت و گاز، پس از بهرهبرداری، آثار و تبعات اجتماعی با فاصله کوتاهی خود را به اشکال مختلف نشان میدهد، اما متأسفانه خسارات محیط زیستی در بیشتر اوقات دههها و حتی قرنها زمان نیاز دارد تا اثرات مخرب آن به قدری آشکار شود که صدای مردم درآید. با وجودی که تبعات محیط زیستی اجرای طرحهای غیرکارشناسی معمولا در میان یا بلند مدت آشکار میشود و خسارات اجتماعی ناشی از عدم رعایت مسائل محیط زیستی تا حدی افزایش یافته که جامعه اعتمادی به فرآیند تصمیمسازی از بعد فنی و کارشناسی و رعایت آن ندارد و شواهد نشان میدهد طرحهای مرتبط با این حوزه به دلیل اعمال فشار اقوام، گروهها و افراد قدرتمند باعث تصویب و اجرای برخی پروژههای غیر قابل توجیه میشود. به منظور کاهش تدریجی دیوار بلند بیاعتمادی و از بین بردن ابرچالشی که مادر همه مشکلات اجتماعی و محیط زیستی در کشور است پیشنهادات زیر مطرح میشود. ۱- برای هر چالش اصلی محیط زیستی و اجتماعی کشور جمع همه نخبگان دانشگاهی برجسته رشتههای مرتبط با موضوع که دارای مرتبه علمی استاد تمامی هستند به عنوان کانون تصمیمگیری آن چالش تعیین گردند، تا به عنوان اتاق فکر و قانونگذار ناظر ارشد پروژههای مرتبط عمل کنند. 2- به منظور وارد کردن دغدغههای بهره برداران یا ذینفعان و نگرانیهای حاکمیتی چالش محیط زیستی، دو بازوی مشورتی جدا از هم برای کانون موضوع بند یک، شامل بهره برداران یا ذی نفعان و بازوی مشورتی دیگر شامل کارشناسان دستگاههای حاکمیتی در فرآیند تصمیمسازی به کانون مشورت میدهند. ۳- بهرهگیری از رسانههای جمعی اعم از صدا و سیما، فضای مجازی، روزنامهها، سایتها و... برای فرهنگسازی درسطح جامعه برای اطلاعرسانی این موضوع که طرحها و پروژههای آن حوزه با تصویب کانون نخبگان مربوطه است نه حاکمیت، به نوعی اشاعه فرهنگ رجوع به امر کارشناس بیطرف در کشور باب خواهد شد.