بستن
کد خبر: ۱۰۳۲۶۹۳

بحران اوكراين بر مذاكرات وين سايه انداخت

بحران اوكراين بر مذاكرات وين سايه انداخت
آرمان ملی- حمید شجاعی: شاید کمتر کسی فکر می‌کرد که روس‌ها تهدید خود را عملی کنند و رسما دست به حمله نظامی به اوکراین بزنند و تا حد اشغال این کشور پیش بروند، اما ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور این کشور نشان داد که بر سر مسائل امنیت ملی روسیه با هیچ کشوری شوخی ندارد و اگر هر کشوری بخواهد سرحدات روسیه را تهدید کند یا غربی‌ها بخواهند کشورهای هم مرز با روسیه را به سمت و سوی خود متمایل کنند ساکت نخواهد نشست. کما اینکه حمله او به اوکراین موید همین مساله است و برخی معتقدند که این نگرانی وجود دارد که این لشگرکشی به اوکراین ختم نشود و پوتین بخواهد سایر کشورهای اروپای شرقی که عضو ناتو هستند را نیز با مشکل مواجه کند. همین مساله است که باعث شده برخی مطرح کنند پوتین درصدد احیای شوروی یا روسیه تزاری است. باید دید با وجود تحریم‌های گسترده آمریکا و اتحادیه اروپا علیه روسیه این کشور تا چه زمانی به مقاومت ادامه خواهد داد و پیشروی خواهد کرد. در این راستا برای بررسی ابعاد و زوایای جنگ اوکراین، تاثیر بحران اوکراین بر مذاکرات وین و تاثیر تحریم غربی‌ها بر روسیه «آرمان‌ملی» با محسن جلیلوند تحلیلگر و کارشناس مسائل بین‌الملل به گفت‌وگو پرداخته است که می‌خوانید.
با توجه به همزمانی بحران اوکراین و مذاکرات احیای برجام در وین؛ جنگ اوکراین چه میزان می‌تواند روی مذاکرات وین و توافق احتمالی تاثیر‌گذار باشد؟
فضای سیاست بین‌الملل سیال است؛ بنابراین تحولاتی که در گوشه‌ای از دنیا اتفالق می‌افتد در تحولات دیگر دنیا نیز تاثیر می‌گذارد. منتها میزان تاثیر‌گذاریش مهم است. حال اگر بخواهیم به لحاظ تئوریک بر اساس نظریه اثر پروانه‌ای نیز جلو برویم همین اتفاق در دنیای واقعی رخ می‌دهد. عرصه روابط بین‌الملل عرصه‌ای که چون کشورهای به هم پیوستگی دارند به همین خاطر هر اتفاقی که در گوشه‌ای از دنیا رخ می‌دهد بر گوشه دیگری از دنیا نیز تاثیر می‌گذارد منتها شدت و ضعف دارد. حال فرض کنیم بحران اوکراین بر مسائل اروپا خیلی تاثیر می‌گذارد، ولی طبیعتا تاثیر آن در آمریکای لاتین کمتر است اما تاثیر خود را دارد. منتها نه مثل تاثیری که در اروپا خواهد گذاشت. یا برنامه هسته‌ای‌ ایران بر خاورمیانه تاثیر خیلی زیادی می‌گذارد اما بر روی کانادا یا ژاپن خیلی تاثیر نخواهد گذاشت. بالفرض مساله کره شمالی و این موشک پرانی‌هایی که این کشور می‌کند در شرق آسیا خیلی تاثیر دارد اما روی اروپا تاثیر چندانی ندارد. در خصوص بحران اوکراین نیز همینگونه است، چراکه بازیگرانی که در مساله احیای برجام و توافق هسته‌ای درگیر هستند به جز ایران و چین در اوکراین نیز درگیرند. بنابراین هر اتفاقی که آنجا می‌افتد طبیعتا روی مناسباتشان در وین نیز تاثیر می‌گذارد. این مناسبات می‌تواند از بده بستان‌های سیاسی شروع شود تا توافقات احتمالی که می‌تواند در وین رقم بخورد.
جنگ اوکراین، حمله روسیه به این کشور و نوع موضع گیری غربی‌ها را از چه جهت تحلیل می‌کنید و اساسا غربی‌ها درصدد تحت فشار گذاشتن روسیه برخواهند آمد؟
آن‌طور که خود روس‌ها می‌گویند و البته نمی‌توان به حرف آنها اعتماد کرد من معتقدنم که روس‌ها می‌خواهند مشکل امنیتی خود را حل کنند. اگر از یک زاویه نگاه کنیم دغدغه امنیتی پوتین از نظر سیاسی قابل بحث اما از لحاظ حقوقی قابل بحث نیست. پوتین از نظر سیاسی می‌گوید مگر ما کنار مرزهای شما پیمان امنیتی بستیم که غربی‌ها در کنار مرزهای ما پیمان امنیتی می‌بندند؟ ما در دوره جنگ سرد یک پیمان ورشو داشتیم و یک پیمان ناتو در حالی که امروز هر یازده عضو کشورهای پیمان ورشو به عضویت ناتو در آمده‌اند. بنابراین روسیه یک تهدید امنیتی برای خود احساس می‌کند. اولین گروه از کشورهای بلوک شرق که عضو ناتو شدند در سال 1999 بود و در سال 2004 ناتو کلا به مرزهای روسیه رسید. یعنی ناتو آن منطقه حائلی که روسیه بین خود و غرب داشت را برچید. البته نمی‌خواهم بگویم که همه چیز تقصیر ناتو است اما به لحاظ حقوقی ولادیمیر پوتین درست نمی‌گوید، چراکه اولا قبل از جنگ جهانی دوم به معاهده بریان کلوگ در سال 1925 پیوسته که بر اساس آن معاهده کشورها متعهد شدند که از جنگ به عنوان تعقیب سیاست‌های ملی خود خودداری کنند. دوما اینکه در منشور ملل متحد نیز ما جنگ را عمل مذموم و بدی می‌دانیم و نباید برای تعقیب سیاست‌‌های ملی دست به جنگ زد. لذا روس‌ها از نظر حقوقی هیچ حرفی برای گفتن ندارند. بر روی دغدغه‌ای هم که پوتین نسبت به ناتو دارد نیز خیلی نمی‌توان حساب کرد. شما نمی‌توانید یک کشوری را مجبور کنید که عضو یک پیمانی باشد یا نباشد و این یک اصل در حقوق بین‌الملل است. اصل دیگری هم وجود دارد به عنوان اصل وفای به عهد که روسیه بریتانیا و آمریکا در دهه 90 یک قراردادی با اوکراین بستند که براساس آن اوکراین سلاح هسته‌ای خود را تحویل روسیه دهد و در عین حال این کشورها امنیتش را تضمین کنند. لذا روسیه با حمله به اوکراین زیر قرار زده، پیمان خود را شکسته و اصل وفای به عهد را در حقوق بین‌الملل از دست داده است. حال اینکه در سال 2022 به این نتیجه برسد که وارد جنگ شود و برای حفظ امنیت خود یک کشور چهل میلیونی را اشغال و به آن حمله کند جای سوال دارد و از نظر حقوقی قابل پذیرش نیست. از نظر سیاسی نیز می‌توانست مسائل را خیلی بهتر حل کند و اینکه برای حل یک مساله از زور استفاده کنید خیلی پسندیده نیست.
غربی‌ها پیش از بحران اوکراین گفته بودند کــه اگر روسیه به اوکراین حمله کند از این کشور حمایت خواهم کــرد که بسیاری این حمایت را حمایت نظامی تلقی کردند؛ در حالی که با گذشت چند روز از جنگ غربی‌ها حمایت نظامی از اوکراین نکردند؛ از دیدگاه شما این عدم حمایت از چه جهت است؟
غربی‌ها از اوکراین عقب نمی‌نشینند اما معتقدند که اگر بخواهند وارد جنگ شوند باید با روس‌ها سر شاخ بشوند به‌خاطر همین چون نمی‌خواهند با روس‌ها سر شاخ شوند وارد جنگ نمی‌شوند. ولی از یک زاویه دیگر اگر به مساله نگاه کنیم می‌بینیم که غربی‌ها کمک‌های تسلیحاتی خیلی مهمی به اوکراین می‌کنند و این کمک‌ها به اوکراین باعث شده که ارتش روسیه که فکر می‌کرد بین 24 تا 48 ساعت بتواند کی‌یف را تصرف کند در رسیدن به هدف خود موفق نباشد و در حقیقت غربی‌ها این کشور را نگه داشتند. اگر روس‌ها بخواهند از رود دنیپر رد شوند و به سمت شرق اوکراین بیایند مشکلشان بیشتر خواهد شد که البته فکر نمی‌کنم اینها به سمت شرق اوکراین حرکت کنند. ولی خب نواحی جنوبی اوکراین در دریای سیاه را تصرف می‌‌کنند و آنجا یک حکومت خود خوانده درست می‌کنند و کسی را هم در راس آن قرار داده و حکومتی تشکیل می‌دهند، اما اینکه بخواهند در دراز مدت اوکراین را داشته باشند خیلی مشکل است. از این جهت است که می‌گویم غربی‌ها پا پس نکشیده‌اند. من فکر می‌کنم همان اتفاقاتی که در سال 1956 در مجارستان افتاد، اشغال بوداپست و بعد جریان بهار پراگ در 1968 به نوعی در حال تکرار شدن است. منتهی آن زمان روس‌ها این کار را تحت عنوان پیمان ورشو انجام می‌دادند اما اکنون با عنوان دیگری این کار را انجام می‌دهند. اگر این اتفاق بیفتد حوزه امنیتی روسیه بسیار تهدید خواهد شد. حال به غیر از مسائل اقتصادی به لحاظ مسائل امنیتی نیز آنقدر به روسیه فشار می‌آورند که هزینه تسلیحاتی خود را بالا ببرد تا رشد اقتصادی روسیه کم کم متوقف شود، البته پوتین الان به پشتوانه 600 میلیارد دلار ذخیره ارزی و 180 میلیارد دلار ذخیره طلای خود وارد جنگ شده ولی معلوم نیست که این برای کشوری صد میلیونی با آن هزینه و 17 میلیون کیلومتر وسعت بتواند در میان‌مدت و بلندمدت کشش داشته باشد.
برخی معتقدند حمله پوتین به اوکراین و تهدید سایر کشورهای اروپای شرقی به این دلیل است که شاید او بخواهد اتحاد شوروی سابق را بازگرداند و دبیرکل ناتو هم گفته هدفمان از اعزام نیرو به مرزهای اوکراین جلوگیری از کشیده شدن جنگ به کشورهای عضو ناتو است؛ تحلیل شما از این مساله چگونه است؟
معتقدم بحثی که ولادیمیر پوتین می‌کند احیای اتحاد جماهیر شوروی نیست، بلکه او به یک نئو تزاریسم نگاه می‌کند. اتحاد شوروی یک وضعیت ایدئولوژیک داشت و ایدئولوژی خود را گسترش می‌داد. در حالی که پوتین به دنبال نوعی نئوتزاریسم یا ناسیونالیسم روس‌گرا است. بنابراین نگرش پوتین با احیای شوروی فرق می‌کند. البته اتحاد شوروی معمولا ابزارهایی که به کار می‌گرفت هم مثل ابزارهایی نیست که پوتین به کار می‌گیرد. درست است که یک حالت استالینیستی دارد و حمله می‌کند به یک کشوری و آن را تصرف می‌کند ولی آن موقع یک حالت ایدئولوژیک داشت و بر اساس ایدئولوژی مارکسیسم- لنینیسم جلو می‌رفتند اما الان می‌بینیم پوتین تقریبا سنت تزارها را پیاده می‌کند و من این را یک نوع نئو تزاریسم می‌دانم که فکر نمی‌کنم موفق باشد. چون اقتصاد روسیه به اندازه اقتصاد تگزاس است. یعنی سر جمع بزنید 3 درصد اقتصاد دنیا است. جنگ هم فقط نیروی نظامی نیست و باید شما توان اقتصادی را هم بگذارید. وقتی این اتفاق افتاد ناتو طبیعتا توان خود را بالا می‌برد و روسیه باید در یک رقابت تسلیحاتی بیفتد که در آن رقابت تسلیحاتی شاید آن بلایی که بر سر شوروی آمد احتمال قوی سر پوتین هم بیاید. با توجه به اینکه شوروی از اقتصاد جهانی جدا بود اما اکنون روسیه در اقتصاد جهانی ادغام شده است. به‌خاطر همین اگر پوتین در رقابت تسلیحاتی بیفتد در میان‌مدت و بلندمدت یقینا به ضرر روسیه تمام خواهد شد.
تحریم‌هایی که از جهات مختلف بر روسیه اعمال می‌شود چه میزان می‌تواند روس‌ها را تحت فشار قرار دهد که به این راحتی‌ها کمر خم نکنند؟
کمر روس‌ها که خم خواهد شد و قطعا بدانید که روسیه دچار مشکل خواهد شد. چون این کشور آنقدر توان ندارد که در مقابل این هجمه شدید اقتصادی تاب بیاورد. البته منظورم این نیست که پوتین این حساب و کتاب را نکرده است. جنگ حاصل محاسبه نیست حاصل سوء محاسبه است. هیچ جنگی تاکنون بر اساس محاسبه اتفاق نیفتاده است. از حمله هیتلر به شوروی بگیرید تا حتی جنگی که کراسوس با کوروش کرد. هر زمان هر جنگی بوده بر اساس سوء محاسبه بوده است. این سوء محاسبه در مدت زمانی است که ما در روابط بین‌الملل می‌گوییم طی مدتی مشخص می‌شود. به طور مثال سوء محاسبه صدام حسین در حمله به ایران 8 سال بعد مشخص شد. سوء محاسبه حمله آمریکا به افغانستان 20 سال بعد مشخص شد. سوء محاسبه حمله شوروی به افغانستان 8 سال بعد مشخص شد. حال تصور آقای پوتین این است که محاسباتی دقیق کرده است. بله روس‌ها از یک سال قبل داشتند روی این موضوع کار می‌کردند و کارگروه‌های مختلف تشکیل داده بودند و تحریم‌ها را بررسی کرده بودند و تمام واکنش‌هایی که غرب می‌توانسته داشته باشد را بررسی کردند و بر اساس آن تصمیم گرفتند. اما اینکه این تصمیمات و محاسباتی که انجام دادند تا چه حد دقیق باشد به نظرم دقیق نیست چراکه تاریخ نشان داده هیچ جنگی تاکنون براساس محاسبه شکل نگرفته و بر اساس سوء محاسبه بوده و در آخر هم جز بدبختی و فلاکت برای آن کسی که جنگ را شروع کرده نداشته است. نکته دیگر اینکه شما می‌توانید جنگ را شروع کنید، اما الزاما تمام کردن آن با شما نیست. ولو اینکه شما پیمان صلح یا آتش بس هم ببندید باز هم تمام کردن آن با شما نیست. در نهایت می‌رسیم به نظریه ژنرال کارل فون کلاوزویتس که می‌گفت جنگ ادامه سیاست است فقط با ابزارهای دیگر.
اخیرا پوتین گفته که اگر سایر کشورهای اروپایی دخالت بی‌جایی در مساله جنگ اوکراین داشته باشند باید منتظر مقابله نظامی روسیه باشند و از طرفی مکرون رئیس‌جمهور فرانسه نیز گفته شاید شاهد جنگی ادامه‌دار در اروپا باشیم؛ این نوع اظهارنظرات می‌تواند بیانگر احتمال سرایت جنگ به اروپا باشد؟
در خصوص صحبت آقای پوتین به نظر من بلوف می‌زند و می‌خواهد بقیه را بترساند، چراکه خودش هم می‌داند که توان نظامی را ندارد که در چند جبهه بجنگد و برایش خیلی مشکل است. از طرفی برخی از این کشورها هستند که پیمان‌های امنیتی دوجانبه هم دارند که اگر این اتفاق بیفتد به مشکل می‌خورد. یکی از پیشنهادهایی که رئیس‌جمهور اوکراین کرده این بود که من با یکی از اعضای ناتو پیمان امنیتی دوجانبه ببندم ولی آمریکایی‌ها به دلایلی قبول نکردند. لذا برخی از این کشورها پیمان امنیتی دارند و برخی عضو اتحادیه اورپا هستند. در نتیجه پوتین بلوف می‌زند. ولی اگر در حرف آقای ماکرون دقت کنیم می‌گوید که روسیه را وارد یک جنگ طولانی خواهیم کرد. پشت حرف مکرون این است و حال اینکه اینها چه سازوکاری برای این مساله تعریف کردند که جنگ پارتیزانی یا نامتقارن راه بیندازند معلوم نیست که هنوز چه اتفاقی در حال رخ دادن است. ولی عملا من تصور نمی‌کنم که پوتین با این وضعیتی که دارد اینقدر توان داشته باشد در چند جبهه بجنگد.
با توجه به کمک‌هایی که از سوی اروپایی‌ها و آمریکا به اوکراین می‌شود می‌توان اینگونه قلمداد کرد که اوکراین با حمایت غربی‌ها بتواند مقابل روسیه ایستادگی کند؟
خیر، اوکراین از نظر نظامی و توان کلاسیک در این حد نیست که بتواند در مقابل روسیه مقاومت کند. روسیه طی چند روز آینده کی‌یف را خواهد گرفت چون اکنون غرب رود دنیپر که ادارات دولتی و وزارتخانه‌ای اوکراین قرار دارند را محاصره کردند و احتمال قوی اگر از رود دنیپر رد شوند شرق کی‌یف را نیز خواهند گرفت و حتی چند شهر اصلی را می‌گیرند اما پیشروی نخواهند کرد. لذا ارتش اوکراین به صورت کلاسیک نمی‌تواند مقاومت کند اما اگر مقاومت طولانی شود و غربی‌ها مرتب اوکراین را تغذیه کنند فکر کنم که پوتین دچار یک مشکل استراتژیک خواهد شد.
انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی