اروپا امروز در وضعیتی است که به صورت غیرمستقیم میگوید چرا برای کی یف بمیریم؟ اگر قرار باشد جنگی جهانی آغاز شود، همین گونه آغاز میشود که چند روز پیش آغاز شد و اگر هم قرار باشد جلوی جنگی جهانی گرفته شود، به همین شکل جلوی آن گرفته میشود که میبینیم. مشخصا امروز اروپا پیر و ضعیف است و در بیهویتی غرق شده است. آمریکا نیز هر روز در دفاع از ارزشهایی که مدعیاش است، بیعرضهتر به نظر میرسد اما واقعیت این است که مسائل سیاسی را نمیتوان با گویشی شوالیهای خواند. عدم واکنش نظامی به روسیه رفتاری معقول است و زیرکی هوشمندانهای در پس آن نهفته است گرچه بیتردید غرب نبردگریز است. باید توجه داشت که این پیروزی رعدآسا شکستهای بزرگی را برای روسیه در پی خواهد داشت که در بلندمدت دامنش را میگیرد و به نظر میرسد غرب تعمدا روسیه را به چنین مسیری هدایت کرده. اتفاقات امروز در میانه دهه ۱۹۹۰ قابل پیشبینی بود. وقتی به کلینتون هشدار میدادند توسعه ناتو به شرق روسیه را به مسیر ناخوشایندی سوق میدهد. روسیه تا دو دهه توان نداشت این ترس هشداردهندگان را جامه عمل پوشاند. باید توجه داشت که مشکل روسیه با این تهاجم نه تنها حل نشد بلکه به گونهای گره خورد که دیگر حل نخواهد شد و در فرایندی میان مدت گریبانش را خواهد گرفت. برای اینکه بفهمیم چرا، باید صورت مسئله درست را بنویسیم. صورت مسئلهای که در رسانهها و اذهان مطرح است، صورت مسئله نادرستی است. مسئله مواجهه روسیه با غرب نیست بلکه پرسش این است که ملتهای همسایه با روسیه در میان دو میدان جاذبه شرق و غرب چه باید بکنند؟ آن چیزی که باعث توسعه ناتو به شرق شد، خواست همین ملتها بود، نه صرفا خواست آمریکا یا کشورهای ناتو. این میل همسایگان روسیه به ائتلاف نظامی با غرب، ریشه در خاطرات بدی دارد که از خودکامگیهای کرملین در ذهن دارند. بالاخره پوتین کییف را اشغال میکند، زِلِنسکی بازداشت یا متواری میشود و دولت روس دوست جدیدی شکل میگیرد که بسیار ناتوانتر و منفورتر از دولت یانوکوویچ خواهد بود. همان دولتمرد روس دوست که در جنبش یورومیدان در اوایل ۲۰۱۴ سرنگون شد. اگر تا پیش از این لشگرکشی و بمباران بیسابقه، روسیه بختی برای حفظ نفوذ سنتیاش در اوکراین داشت، از این پس فقط باید با زور سرنیزه اوکراین را حفظ کند. به دست آوردن دل اوکراینیها که تعیین کنندهترین عامل بلندمدت است، شاید دیگر محال باشد. مشخصا روسیه خطا کرد و بدترین پیام را به سایر همسایگان روسیه مخابره کرد به واسطه مداخلات اخیرش در بلاروس و قزاقستان. شاید بهتر بود اوکراین در غربگرایی میانه روی پیشه میکرد و موازنه مثبتی در مواجهه با روسیه و غرب برقرار میکرد و از ناتو نیز فاصله میگرفت اما اگر بخشی از مردم اوکراین در روسهراسیشان سازش ناپذیر عمل کردند خطای روسیه به مراتب بزرگتر، زیانبارتر و توجیه ناپذیرتر بود. در این میان غرب و اروپا با همه جنگگریزی مانند پیرمردهای زیرک، جوانی قلدر را به سوی خشونتی سرمستانه سوق دادند تا در بلندمدت زمینگیرش کند. از فردای پیروزی اوضاع به نفع روسی پوتینیستی پیش نخواهد رفت و غرب هم با جلوگیری از درگیری نظامی هزینههای خود را تا حد امکان پایین آورده است. در یک جمله غرب نمیتواند دندان این خرس سیبری را بکِشد اما خرس را مجبور کرد طعمه گوشت تلخی را به دندان بگیرد تا یا مجبور شود سریع آن را رها کند یا ناگزیر شود سالها آن را در آروارهاش بفشارد. آدم عاقل با خرس سرشاخ نمیشود، آن را در تله میاندازد.