از عزل شهابالدین عزیزی خادم از ریاست فدراسیون فوتبال با رای قاطع هیات رئیسه فدراسیون، نباید خوشحال بود، بلکه باید برای فوتبال ایران تاسف خورد که چنین روزهایی را تجربه میکند، البته نه اینکه حرف رفتن شخص خاصی باعث این ناراحتی باشد بلکه به این علت که اینقدر فوتبال ایران شلوغ شده که این اتفاقات در آن رخ میدهد. از یک نظر هم این اتفاق خوب بود که یاد گرفتهاند که میتوان از قانون بهره برد که کنترلهای بیشتری صورت میگرفت. ای کاش این اتفاق نمیافتاد تا فوتبال با آرامش بیشتری به کار خودش ادامه میداد، اما حتما صلاح دیدهاند و اتفاقاتی صورت گرفته که منجر به عزل شده است. امیدواریم هر کسی که قرار است رئیس بعدی فدراسیون فوتبال باشد بیشتر از عزیزی خادم حواسش جمع باشد، دقت بیشتری کند و مخصوصا در انتخاب مشاورها با دقت عمل کند و به هر کسی باج ندهد. از این اتفاق فوتبال ایران باید خیلی درس بگیرد. انتخاب رئیس جدید مسالهای که مهم خواهد بود اینکه مدیر باشد و مدیریت را بلد باشد، سلامت داشته باشد، خوش فکر و کار بلد باشد. فوتبالی بودن مهم نیست بلکه مدیر بودن مهم است. فردی باید به عنوان رئیس جدید فدراسیون فوتبال انتخاب شود
که تحت تاثیر باشد. برای ارزیابی یک سال حضور عزیزی خادم در فدراسیون فوتبال باید متر و معیار منصفانهای را ملاک قرار داد. از نظر فوتبالی تیمملی ما به راحتی راهی جامجهانی شد و تیمملی فوتبال زنان ما هم به جامجهانی رفت، اما تکرویهایی وجود داشت و آدمهای با فرم اطرافش نبودند. همین آدمها باعث شدند که عزیزی خادم عزل شود. در مجموع کارهای مثبتی هم داشت، باید کارهای مثبت را هم دید و عادلانه قضاوت کرد و همه را سیاه و سفید ندید. اما اگر بخواهم به دوران مدیریت او نمره بدهم، از 20 نمره 10 میگیرد. نقش مشاوران عزیزی خادم در روند کاری او که منجر به عزل شد، به وضوح لمس شد و برخی از آدمها خیلی روی تصمیمات او اثرگذار بودند. اگر چارچوبها مشخص میشد و میگفت این مشاور تا چه میتواند ورود کند کار به اینجا نمیکشید. با توجه به رفت و آمدی که به فدراسیون فوتبال دارم به وضوح دیدهام که کار به جایی رسیده بود که حتی بدنه فدراسیون هم از برخی تصمیمات ناراضی بودند.