اعتماد و بیاعتمادی دو پدیدهای هستند که بدون علت و دلیل نه درست میشوند و نه زائل میگردند. آن زمان که مردم به نظام اعتماد کردند صداقت، ایمان، اخلاص و خدمت مسئولان را دیدند. اکنون نیز که میبینیم مردم اعتمادشان نسبت به روندها و عملکردها ضعیف شده و خود مقامات نیز بدان معترف هستند که این فاصله به وجود آمده، معلول علل و عواملی است که به نظر میرسد مهمترین آن مسالهها نبود صداقت در برخی مسائل و عملکردهاست. به عبارت دیگر مردم احساس میکنند که خودشان چیزهایی میخواهند و مطالباتی دارند و مسئولان چیزهای دیگری را دنبال می کنند وقتی که کار به اینجا برسد و بیاعتمادی به وجود آید دیگر حرف، صحبت، نصیحت و موعظه برای مردم کارساز نیست بلکه آن را هم مردم حمل بر بیصداقتی میکنند. بنابراین این مساله باید ریشهیابی شود و امر بغرنجی نیست. برخی سوء استفادهها، اختلاس، حقوقها و املاک نجومی و... باعث شده تا نوع نگاه مردم مقداری تغییر کند و اعتماد آنها خدشهدار شود. البته خوشحالیم که امروز 3 قوه هماهنگ هستند و برخی کارهای مثبتی را انجام میدهند. مثلا می گویند میخواهیم کارخانههایی که سالهای سال تعطیل بوده راهاندازی کنیم که این کار بسیار خوبی است. یا مثلا حواشی ساخت و سازهای دریای خزر که مطرح میشود جلوی چشم مسئولان بوده و با مجوزی که از مسئولان اخذ شده این ساخت و سازها صورت گرفته است . اما این پرسش هنوز هم در بین مردم وجود دارد که آیا امروز هم کارهایی انجام میشود که 5 سال یا 10سال دیگر گفته شود که در گذشته کارهایی صورت گرفته که چندان صحیح نبوده و باید تصحیح شود؟ به هر صورت اعتماد مردم به دلایلی سلب شده و یکی از راهکارهای بازگشت این اعتماد صداقت و صراحت است. از طرفی تبلیغ زیاد خود مردم را به شک میاندازد و این همه که تبلیغات مختلف از سوی صداوسیما صورت میگیرد بیش از اینکه مردم را امیدوار و اعتمادشان را بازیابی کند بعضا موجب شک و تردید میشود. صداوسیما نباید تصور کند که تبلیغ زیاد میتواند دولت را موفق جلوه دهد و مردم خوشبین شوند. باید با صداقت با مردم سخن گفت و مسئولان نقاط ضعف و قوت را بیان کنند. چه اشکالی دارد که مسئولان در پیشگاه مردم از برخی عملکردهای اشتباه صحبت کرده و از مردم عذرخواهی کنند. متاسفانه هر مجموعهای که روی کار میآید خود را موفق و مسئولان قبلی را ناموفق و ناکارآمد معرفی میکنند. پیشنهاد میشود که اگر میخواهیم اعتماد مردم به مسئولان افزایش یابد، باید به مردم بازگردیم و مثل اول انقلاب مردم اصل باشند. البته شاید برخی مساله عذرخواهی یا پذیرفتن اشتباه را نوعی تضعیف قلمداد کنند اما این رویکردی اشتباه است. چرا که میان مسئولان و نظام فرق است. هر چند که عملکرد خوب، مناسب و مفید مسئولان میتواند موجبات افزایش اعتماد به نظام و امید به آینده را بیشتر کند اما از طرف دیگر عملکرد نامطلوب و ناکارآمدی یک مسئول نیز میتواند اعتماد مردم به نظام و سرمایه اجتماعی را خدشهدار کند. لذا در این صورت شاید بهتر باشد برای خدشهدار نشدن اعتماد مردم به نظام حتی مسئولی کنار گذاشته یا استیضاح شود تا اعتماد مردم به مسئولان و حاکمیت بازیابی شود.