آرمانملی: «یادتان هست پیش از انقلاب هرکسی در یک گوشهای سرش را زمین میگذاشت و میخوابید؟ الان طرف زیر پتوی گلبافت و نرمینه خوابیده، گوشی هم دستش و دوقورت و نیمش باقی است» این سخنان حسینیکیا، نماینده سنقر در مجلس شورای اسلامی است که خطاب به مردم آنها را به نوعی نمکنشناس دانسته و تاکیدکرده در قبل از انقلاب مردم سالی یکبار برنج میخوردند و نصفش هم رشته بوده. درواقع تردید وجود ندارد که یکی از دلایلی که مردم در 43 سال قبل انقلاب کردند همین ناعدالتیهای بود که در اکثر جامعه وجود داشت و ثروت و رفاه تنها به عدهای خاص تعلق داشت. بنابراین مقایسه پیش از انقلاب آنهم با گذشت بیش از 4 دهه قیاسی معالفارق بوده که بهنظر میرسد این نماینده مجلس بدون توجه به تمامی سختیهایی که مردم در یکدهه گذشته از طریق تورم 50 درصدی رشد نقدینگی و بازارسرمایه پرابهام تحمل کردهاند آن هم برای حمایت از سیاستهای نظام اینگونه تعابیر نشان از بیاهمیتی وضعیت و مشکلات مردم برای این دست از افراد و نمایندگان دارد. در این میان نکته اساسی در این نهفته است نمایندگانی که با دریافتیهای کل ماهانه 40 تا 50 میلیون تومانی بازهم در تلاشند تا از انتشار حقوق و مزایای خود طفره بروند آیا از سختیهای مردمی که بهخاطر سودجویی مافیای قدرت ناچارند هر کیلو برنج را بیش از 50 هزارتومان و هر کیلو گوشت را بیش از 160 هزارتومان خریداری کنند درک درستی دارند و آیا اساسا میدانند بیش از 30 میلیون نفر از جامعه 80 میلیون نفری زیر خطفقر قرار دارند، با چه مشکلاتی مواجهند که معتقدند کسانیکه قبل از انقلاب گرسنه بر بالین میگذاشتند که حتما همینطور بوده هماکنون که به لطف توسعه تکنولوژی از وسایل ارتباط جمعی برخوردارند اما سودجوییها بههمراه تصمیمات غلط مسئولان باعث شده تا با وجود برخورداری از ثروتهای خدادادی بازهم سر گشنه بر بالین گذارند دوقوت نیمشان باقی نیست. بلکه اعتراض آنها به عدم تحقق وعدههایی بوده که در نتیجه بیعدالتی و سیاستهای رانتزا رقم خورده است. لطفا آقای حسینیکیا برای رفع ابهامات میزان دریافتی و هزینههای یکماه خود را منتشر کنند تا مشخص شود چه کسانی زیادهخواه هستند.! در این رابطه حسینیکیا نماینده سنقر در روستای نورآباد اظهارکرد: پیش از انقلاب سالی یک مرتبه برنج میخوردیم، نصفش رشته بود، خورش هم نداشت، الان کسی هست که لااقل هفتهای یکبار برنج نخورد؟ وی افزود: وسیله نقلیهمان در روستاها برای رفتوآمد حداکثر یک مینیبوس بود و عموما برای رفتوآمد بین روستایی و زیارت امامزاده از پشت تریلی تراکتور استفاده میکردیم، امروز اکثر خانوادههای ما لااقل یکی از اعضای خانواده ماشین دارد. او ادامه داد: یادتان هست (هر شب) هرکسی در یک گوشهای سرش را زمین میگذاشت و میخوابید؟ الان طرف زیرپتوی گلبافت و نرمینه خوابیده، گوشی هم دستش و دوقورت و نیمش باقی است.