برخلاف بسیاری از تحلیلگران که معتقدند حمله به اوکراین به نفع روسیه است، این حمله را به نفع ایالات متحده میدانم، چراکه با حمله روسها به اوکراین و فتح این کشور اصطکاک میان روسیه و اروپا و جهان آزاد بیشتر خواهد شد و به طور طبیعی زمینههای محدودسازی روسها به بهانه انتقام و برخورد با آنها، امکان گسترش نفوذ آمریکا در اروپا را پایدار میسازد. در ارزیابی مناقشه اوکراین چند مولفه را باید مدنظر قرار دهیم. قدرتهای بزرگ جهانی در وضعیتی قرار دارند که تجربه سالها برخورد نظامی در کارنامه آنان دارای منافع معنادار و تعریف شدهای برای آینده نبوده است. همگی با هم هزینه پرداخت کردند و هزینههای بیشتر در این مسیر در نهایت بازی قدرت را در میان آنها در قرن گذشته چندان تغییر نداده است. جنگ جهانی اول و دوم و همچنین جنگ جهانی سوم در قرن بیستم در نهایت هزینههای گزافی را بر گردن قدرتهای بزرگ گذاشته و آن طرفی که توانسته استفاده ببرد قدرتی بوده که جنگها را به عنوان کاتالیزور و شدت بخش گسترش جریان قدرت خود مورد بهره برداری قرار داده است که کشوری جز ایالات متحده آمریکا نیست. لذا اگر روسیه از درایت تجربی برخوردار باشد احتمال جنگ
کاهش خواهد یافت. اما احتمال جنگ نیز وجود دارد چون که روسها به مرزهای رودرویی نظامی وارد شدهاند. استراتژیستها میگویند زمانی که یک جنگ آغاز میشود و از نظر استراتژیک کشورها وارد مرحله نظامی میشوند دو گام را بر میدارند: اول تهدید به کاربرد نیروی نظامی و دوم کاربرد نیروی نظامی. در این راستا میتوان گام میانی را نیز در این دو مورد در نظر داشت و سه گام را تعریف کرد: تهدید به استفاده از قدرت نظامی، نمایش استفاده از قدرت نظامی و سپس استفاده از قدرت نظامی. نمونه آن را میتوان در اقدام اوباما در سوریه دید؛ یعنی ابتدا تهدید به حمله موشکی و سپس وارد کردن نمایش آن به اریکه و در نهایت توقف حمله نظامی با رسیدن به خواستهها. در ماجرای سرنگونی پهپاد گلوبال هاوک آمریکا توسط ایران، ترامپ نیز تا مرحله نمایش استفاده از قدرت نظامی پیش رفت. مسئولان ارشد کاخ سفید و حتی رئیس مجلس نمایندگان آمریکا در کاخ سفید حاضر شدند و در ده دقیقه پایانی دستور حمله متوقف شد. این یک نمایش است؛ اوکراین نیز هم اکنون از تهدید به حمله نظامی، وارد نمایش حمله نظامی شده است. برخلاف بسیاری از تحلیلگران که معتقدند حمله به اوکراین به نفع روسیه است،
این حمله را به نفع ایالات متحده میدانم، چراکه با حمله روسها به اوکراین و فتح این کشور اصطکاک میان روسیه و اروپا و جهان آزاد بیشتر خواهد شد و به طور طبیعی زمینههای محدودسازی روسها به بهانه انتقام و برخورد با آنها، امکان گسترش نفوذ آمریکا در اروپا را پایدار خواهد کرد. شاید حتی از دید استراتژیستهای آمریکایی تشکیل اوکراین شمالی و جنوبی بد نباشد؛ چیزی شبیه به کره شمالی و کره جنوبی. تا در این حالت زائده و حفرهای استراتژیک در منطقه برای دخالت همیشگی غرب و بهانه حضور در منطقه فراهم آید. این معنا چنین احتمالاتی را افزایش میدهد و امروز شاهد آن هستیم که حتی دولت جو بایدن، دولتی که در دهههای اخیر دولت قدرتمندی در تاریخ آمریکا به شمار نمیرود، در گزارههای خود تحریک کرملین را در دستور کار قرار میدهد. امروز پوتین نمایش قدرت میدهد؛ اما این نمایش قدرت میتواند بالهای عقاب آمریکایی را برای پرواز در این منطقه باز کند.