گفته میشود هیچ رسانهای تا به امروز قادر نبوده جایگزین قطعی رسانه دیگری شود. نگاه اجمالی به رسانهها نیز تایید این ادعاست. همچنانکه بعد از تولد رادیو، روزنامهها همچنان به حیات خود ادامه دادند و بعد از تولد رسانههای دیجیتال نیز همان رادیو و تلویزیون همچنان زنده و در حال تنفس است. اینکه گرایش مردم جامعه به کدام یک از رسانهها است، یکی از سوالات مهم در پاسخ به عادت شناسی و سلیقه شناسی مردم است و امروز که مصرف رسانه انتخابی بوده و گزینههای متعددی پیش روی ماست، هر یک از رسانهها به فراخور سبک و سیاق خود میتواند کاربران خاص خود را داشته باشد. بر اساس مطالعات مرکز آمار ایران گرایش به شبکههای اجتماعی رو به افزایش بوده و روز به روز نیز با افزایش همراه میشود. ساعات صرف شده در شبکههای اجتماعی به مراتب بیشتر از مطالعه کتاب و مجلات است تا جایی که با افزایش مصرف شبکههای اجتماعی، مطالعه افراد با کاهش همراه است. تصاویر افرادی که گوشی به دست از میلههای اتوبوس و مترو آویزان شدهاند عادی است و جای تعجب ندارد. اما این تصویر خبر از شکلگیری یک سلیقه خاص در رژیم مصرف رسانه میدهد. سوال این است که چرا انتخاب ایرانیها شبکههای اجتماعی است. ؟ گروهی معتقدند کسی حال و حوصله تعمق و اندیشه را ندارد و دانستن و آگاهی به دلیل سختی که در بطن خود دارد، چندان مورد توجه ایرانیها نیست. گروهی معتقدند که ساعات طولانی کار کردن و دو یا گاها سه شغله بودن افراد موجب شده تا زمان مطالعه کتاب کاهش یافته و افراد به گردش در صفحات رنگارنگ مجازی بیشتر گرایش داشته باشند تا خم شدن در جملات یک کتاب. گروهی نیز معتقدند که سرگرمی در فضای مجازی یکی از دلایل عمده گرایش به شبکههای اجتماعی است. اینکه افراد برای دقایقی هم که شده از جدیت و مشکلات پیرامون خود به سرگرمیها پناه ببرند. اما موضوع نگران کننده گرایش گروههای سنی مختلف به این رژیم مصرف است. این موضوع به مرور زمان موجب شده تا تعمق در اخبار و اطلاعات دریافتی کاهش یابد. افسردگی و خودکم بینی به دلیل مشاهده زندگیهای شسته رفته به نمایش گذاشته شده افزایش یابد و مصرف گرایی نیز با افزایش همراه شود. از سویی به دلیل فاصله گرفتن با منابع معتبر اخبار و اطلاعات توان تحلیل اطلاعات دریافتی با اختلال همراه بوده و به سادگی اخبار کذب و اطلاعات نادرست میتواند در سطح جامعه رواج یابد. تصویر شهروندان گوشی به دست در مترو بازتاب ناتوانی در تربیت جامعه و تعریف رژیم صحیح مصرف است. گویی شهروند در مقابل جدول متنوعی از رسانهها سادهترین و دم دستیترین گزینه را انتخاب کرده و به حال خود نیز رها شده است. قیمت بالای روزنامه، کتاب و مجله و ناتوانی رسانهملی در پرداختن به سلایق مختلف به این موضوع دامن زده و هر ایرانی که به یک گوشی همراه دسترسی دارد گرفتار چرخ زدن بیهدف در شبکههای اجتماعی شده است. آیا این چرخ زدن آن هم در هر ساعتی از شبانه روز موجب نخواهد شد، خوراک از پیش تعریف شدهای به خورد اذهان ما برود؟