آرمان ملي: چهل و سه سال از پيروزي انقلاب اسلام ميگذرد و هر ساله اين پرسش مطرح شده که چه ميزان به شعارها و اهداف بهمن 57 دست پيدا کرديم. شعارهايي مثل استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي و از طرفي شعارهاي ثانويه مثل عدالت، برابري، رفاه و... اما عدهاي بر اين باورند هر سال که رو به جلو ميرويم به جاي تحقق بيشتر شعارهاي انقلاب؛ شعارهاي تحقق يافته نيز بيشتر رنگ ميبازند. از همينرو نيز چندي پيش برخي روساي جمهور پيشين و چهرههاي سياسي نشستي با محوريت احياي جمهوريت داشتند تا شايد برخي شعارها و اهداف از دست رفته يا کمرنگ شده را احيا کنند. در اين راستا براي بررسي ميزان تحقق شعارهاي انقلاب، عملکرد دولت و مجلس و اهميت نقش مردم «آرمان ملي» با حجتالاسلام مصطفي درايتي فعال سياسي اصلاحطلب و عضو حزب اتحاد ملت به گفتوگو پرداخته است که ميخوانيد.
در چهل و سومين سال پيروزي انقلاب قرار داريم؛ از ديدگاه شما طي اين سالها چه ميزان از اهداف و شعارهاي انقلاب محقق شده است؟
اگر بخواهيم معيارها و شاخصههاي اوليه انقلاب را مدنظر قرار دهيم در برخي حوزهها کمتر موفق بودهايم. در بحث استقلال آن نگاه متوازن و مفيد در کشور وجود ندارد و اگر چنين چيزي را جامعه احساس ميکرد اين اوخر خدشهدار شده است. در بحث آزادي مشکلات زيادي داريم و به نظر ميرسد که در آن بخش حداقل عميقا کار قابل قبولي در جامعه شکل نگرفته است. در بحث جمهوريت و اسلاميت نيز بايد گفت که جمهوريت کمي به حاشيه رفته و حتي در خصوص اسلاميت نيز دقيق دنبال ميشود و آن جوهره و حقيقت دين که عبارت است از عدالت، کرامت و آزادي انسان، مقيد بودن به قانون آنچنان که بايد و شايد دنبال نميشود. شايد اين چهل و سه سال زمان کمي بوده و بايد زمان بيشتري بگذرد و اگر بخواهيم انصافا شعارهاي ابتداي انقلاب را پيش روي خود قرار دهيم، به نظر ميرسد که در رسيدن به اين آرمانها حداقل در برخي حوزهها موفقيت کامل حاصل نشده است. شاخصه بسيار مهمي که اين مسير را از آنچه مردم ميخواستند، منحرف کرد از زماني شروع شد که عدهاي در کشور، نقش مردم را براي خود مزاحم تلقي کردند. زماني که مردم به حاشيه رانده شدند و سياستهايي اعمال شد که نقش، راي و خواست مردم کمتر در تصميم گيريهاي کلان اثرگذاري کند اين انحراف آغاز شد و اگر همچنان اين نگاه وجود داشته باشد، هيچ وقت در اينگونه مسائلي که آرمانهاي مردم و انقلاب بوده به نتيجه مطلوبي نخواهيم رسيد. اين عامل را بسيار مهم ميدانم و نبود آن را باعث انحراف و مشکلات قلمداد ميکنم. برخي راي، نظر و خواست مردم را تزئيني ميدانستند و فقط مردم را براي ايثاگري ميخواستند. ولي زماني که راي و نظر خود را اعمال کنند و نظر مردم را مزاحم خود ميديدند کمکم سعي کردند اين نظر و حضور را به نحوي کمرنگتر کنند طبيعتا بستر و زمينه را فراهم کردند که اين انحرافات عميقتر شود و تا وقتي که اين نگاه اصلاح نشود مطمئن باشيد که سامان قابل قبولي در کشور حاکم نخواهد شد.
حضرت امام(ره)همواره بر نقش مردم در انقلاب و اهميت آنها تاکيد داشتند اما طي سالهاي گذشته در جامعه به وضوح ديده ميشود که از نقش مردم کاسته شده و بسياري از سياسيون نيز بر اين مساله تاکيد دارند ؛ اين مساله از چه رو است؟
اگر چه شرايط در دهههاي مختلف انقلاب متفاوت بوده اما به نظر ميرسد که تغييرات جدي هم حاصل شده که برخي گويي احساس کردند اگر مردم نباشند راحتتر ميتوانند آنچه را که مد نظرشان است، پيش ببرند. بالاخره اين رويهاي شد که به فکرهاي متعدد در عرصههاي عمومي و مديريتي کشور انجاميد و حاصل آن اين شد که بين خواستهها و نظر مردم و رفتار حکومت فاصلهاي عميق افتاد و بعد به يک بياعتمادي عميق تبديل شد. طبيعي است که هيچ حاکميتي با اين شکلي که پيش آمده نميتواند توفيق قابل قبولي پيدا کند. بالاخره اين تغيير نگاه حاصل شده و حاصل اين تغيير نگاه شرايطي است که امروز در جامعه مشاهده ميکنيد. اگر اين شرايط را مطلوب ميبينيم بايد آن تغيير نگاه را نيز مطلوب قلمداد کنيم اما اگر احساس ميکنيم که امور کشور با مشکلات مختلفي روبهرو است حاصل و نتيجه به حاشيه راندن مردم از عرصههاي تصميم گيري کشور است. وقتي مردم درعرصه نباشند زمينه فراهم ميشود براي کساني که خودشان را محق ميدانند به جاي مردم تصميم بگيرند و هيچ وقت هم زير بار مسئوليت و هزينهاي که به مردم تحميل ميکنند، نباشند و طبيعي است که بستر براي هر گونه کار خلافي هم فراهم شود. اين اتفاق افتاده و اين تغيير نگاه مخصوصا پس از دهه اول، شکل جدي و عميقتري به خود گرفته است.
جامعه امروز نسبت به شرايط اقتصادي و معيشتي نارضايتيهايي را ابراز ميکند؛ از ديد شما نقش و عملکرد دولت و مجلس در اين نارضايتيها چه ميزان است؟
انتظار اين ميرفت که مجلس و دولت با توجه به اينکه دو نهاد انتخابي بودند بتوانند بخشي از آنچه که خواست مردم است را محقق کنند که البته تلاشهايي هم صورت گرفت. اما واقعيت اين است که وقتي آن نگاه مردمي بودن از اين دو نهاد کمرنگ و کمرنگتر شد کارآيي هر دو نهاد انتخابي نيز زير سوال رفت و اکنون جامعه احساس ميکند که مجلس و دولت نماد نمايندگي اکثريت مردم را ندارند. لذا نگاه ميکنيد که دغدغههاي دولت و مجلس يا در حد حرف است و يا اصلا دغدغههاي متفاوتي نسبت به جامعه دارند. به عبارت ديگر آنها يک راهي ميروند که از آنها خواسته شده و جامعه چيزهاي ديگري ميخواهد که اصلا به آنها توجه نميشود. دولت هم که به نظر ميرسد گاهي دور خود ميچرخد. پس از اين همه وعده و وعيد و اينکه حاکميت هم يکدست شده هر روز ميبينيد که وضعيت اقتصادي بهتر نشده است. طبيعي است که انتظار کار قابل قبول داشتن از چنين دولتي با چنين ترکيب، انتظار خيلي بجايي نباشد. بايد مقامات رويکرد خود را نسبت به جامعه تغيير دهند و اين را به عنوان يک اصل قرار دهند که حاکميت بايد ارتباطش با مردم ارتباط دو طرفه و تاثيرگذار باشد.