شش، هفت ماه است که آمريکاييها ميگويند چند هفته به پايان مذاکرات نمانده است اما آنچه مسلم است اين مذاکرات دو مساله اصل دارد. نخست آنکه ديگر مفهوم نقطه گريز بيمعنا شده يعني اينکه ميگويند ايران به نقطه گريز نزديک شده يا ممکن است نزديک شود بيمعنا شده چرا که ايران به سطحي از دانش و توانايي نرمافزاري دست پيدا کرده که هر آن اراده کند ميتواند به اورانيوم 90درصد برسد. لذا ديگر مثل سال 2015 نميتوانند اين مذاکرات را به يک سال برسانند. مورد دوم که خيلي بيشتر اهميت دارد وضعيت اقتصاد و شيوه معيشت مردم ايران است که مثل سال 2015 نيست. بين سالهاي 1390 تا 1400 رشد اقتصادي ايران با آمارهاي رسمي کلا صفر بوده است. هر چند که با آمارهاي غير رسمي 3درصد هم منفي بوده است. بنابر اين هر دو طرف در حال حاضر وضعيت مناسبي ندارند و بايدگذار کنند به يک شرايطي که در آن شرايط بتوانند به يک حداقلهايي دست پيدا کنند. اينکه مطرح ميکنند ما ميخواهيم تصميم سخت و سياسي بگيريم نيز چندان قابل توجيه نيست چرا که کل موضوع سياسي است. بخش فني نيز از بخش سياسي تبعيت ميکند و تا زماني که مساله در بخش سياسي حل نشود در بخش فني نيز حل نخواهد شد. اين تحليلي است که سر جمع ميتوان از شرايط فعلي مذاکرات ارائه داد اما اينکه در اين کش و قوس و رفت و برگشتها چه اتفاقي قرار است بيفتد بستگي دارد که فشار روي کدام طرف افزايش پيدا کند. يعني فشار روي آمريکا افزايش پيدا کند يا ايران. مفهوم افزايش فشار نيز اين است که سطح توان هستهاي ايران از قوه به فعل در بيايد که اين مساله به آمريکاييها فشار ميآورد. در مورد ايران نيز اين است که شب عيد در حال نزديک شدن است و معمولا در شب عيد به اقتصادهاي جهان بين يک و نيم تا دو برابر فشار ميآيد. يعني اگر در شهريور ماه ميتوانستيد با ريزش مثلا 40، 50يا 100هزار ميليارد تومان حالت متوازتي پيدا کنيد در شب عيد اين به 200 هزار ميليارد تومان ميرسد چرا که دولت بايد عيدي، پاداش و حقوقهاي کارمندان را بدهد که خودش فشار زيادي به دولت ميآورد. در اين شرايطي که قيمت سيب زميني به نزديک 20 هزارتومان رسيده و قيمت شلغم نزديک قيمت موز رسيده وضع ايران نيز چندان مناسب و مساعد نيست. لذا به نظر ميرسد که دو طرف تا شب عيد وقت دارند کاري انجام دهند و غير از آن هيچ زماني در کار نخواهد بود. آنچه مسلم است تا زماني که ايران و آمريکا روبهروي هم پاي ميز مذاکره ننشينند و از يک مشکل کوچک مثل جريان نرفتن تيمملي کشتي به مسابقات تا معضلات بزرگتر گفتوگو نکنند اين مسائل همينطور باقي ميماند. لذا تا مذاکره مستقيمي صورت نگيرد معضلات به قوت خود باقي خواهند ماند. با توجه به نظر مقام معظم رهبري که اخيرا فرمودند مذاکره با دشمن به معناي تسليم نيست به نظر ميرسد که راه تعامل از طرف ايران باز است و آمريکاييها نيز استقبال کردند که فقط بايد مذاکره صورت بگيرد تا در نهايت توافق شکل گيرد.