مقام معظــــم رهبــري ديــــدار با دستاندرکاران همايش حضرت حمزه (ع) گفتند: حقيقتاً خيلي متشکّرم از شما آقايان محترم که به اين فکر افتاديد و اين اقدام بزرگ را انجام داديد. البتّه اين يک مقدّمه است؛ يعني اين اقدام شما و اين بزرگداشت جناب حمزه (سلاما... عليه) يک زمينهسازي و منبعسازي است براي کارهاي بعدي. کار اصلي را بايستي هنر انجام بدهد و حتماً بايستي هنرهاي نمايشي، هنرهاي زباني و تجسّمي به کار برود براي اين قضيّه تا مقصود از تکريم و بزرگداشت شخصيّتي مثل جناب حمزه حاصل بشود؛ وَالّا با صِرف بزرگداشت به نتيجه نميرسد، خب حالا ممکن است چون در رسانهها پخش ميشود، يک برههاي از زمان اسم اين بزرگوار پخش بشود؛ لکن آن کاري که شما ميخواهيد انجام بدهيد و ميخواهيد فرهنگسازي بکنيد و الگوسازي بکنيد، جز با کار هنري به طور کامل انجام نميگيرد و ناقص خواهد ماند. حضرت آيتا... خامنهاي افزودند: بنابراين، کارتان بسيار خوب است. هر چه ميتوانيد همان طور که اشاره هم کرديد و درست است بر اتقان تکيه کنيد و کيفيّت را بالا ببريد؛ اين موجب ميشود که آن کسي که ميخواهد کار هنري بکند، منابع لازم و مستندات لازم را در اختيار داشته باشد ايشان فرمودند: امّا چند جملهاي درباره جناب حمزه (سلاما... عليه). واقعاً ايشان يکي از اصحاب غريب رسولا... (ص) است، آن هم با آن نقشي که ايشان داشته است. در هنگام ايمان آوردنش، آن کيفيّت ايمان آوردن اين بزرگوار است که علناً فرياد ميزند من مسلمان شدم و اعلامِ اسلام ميکند، بعد از آنکه به گفتهي ابناثير يک کتک مفصّلي به ابوجهل ميزند ــ در اُسدالغابة، ابناثير اين جوري ميگويد بعد، مسالهي هجرت، ورود در مدينه و تأثيراتي که شخصيّت ايشان داشته در بناي اين عمارت باشکوه اسلامي که پيغمبر ميخواهد در آن محيط کوچک انجام بدهد؛ بعد، بنا بر يک روايت، اوّلين سريّهاي که پيغمبر ميفرستند سريّهي جناب حمزه است که براي او پرچم ميبندند و او را ميفرستند به جنگ؛ بعد هم در جنگ بدر و آن حرکت عظيمي که ايشان و آن دو بزرگوارِ ديگر انجام دادند و بعد هم در جنگ اُحد. مقام معظم رهبري بيان کردند: وقتي که جناب حمزه ميجنگيد، يک علامتي با خودش داشت؛ در لباسش و هيأتش يک علامتي داشت ظاهراً در جنگ بدر است يکي از آن اسرا ميگويد صاحب آن علامت چه کسي بود؟ گفتند حمزةبنعبدالمطّلب بود؛ گفت هر چه به سر ما آمد به وسيلهي او آمد؛ او بود که در بدر پدر لشکر کفّار را درآورد! يعني يک چنين شخصيّتي بود؛ با اين وضعيّت، اين بزرگوار ناشناخته است، اسمش مطرح نيست، شرح حالش مطرح نيست، خصوصيّاتش مطرح نيست، ايشان واقعاً غريب است. حضرت آيت ا... خامنهاي گفتند: واقعاً خدا رحمت کند مصطفي عقّاد را و بايد تشکّر کنيم از او که در فيلم «الرّسالة» اين شخصيّت بزرگ را در قالب يک اثر فاخر انصافاً فاخر است؛ بهخصوص بخش مربوط به حمزهاش که خب بازيگرش هم بازيگر فوقالعاده معروف و مهمّي است، حقيقتاً يک جلوهاي دارد توانسته تا حدودي زندگي اين بزرگوار را به تصوير بکشد؛ البتّه تا حدودي. و اين کار بايستي انجام بگيرد. البتّه اين کار در مورد ديگر صحابهي پيغمبر هم بايد انجام بگيرد: در مورد عمّار همين کار بايد بشود؛ در مورد جناب سلمان بايد بشود؛ در مورد جناب مقداد. ايشان افزودند: مقداد را چه کسي ميشناسد؟ چه کسي ميداند که او چه کرد؟ حتّي دربارهي بعضي از اصحاب درجهي يک دارد که بعد از پيغمبر «حاصَ حَيصَة»، مگر مقداد؛ فقط او بود که هيچ تکان نخورد؛ اينها خيلي مهم است؛ اينها را بايستي زنده کرد، احيا کرد. يا جناب جعفربنابيطالب همين جور؛ بهخصوص که زندگي جناب جعفر، ظرفيّت هنري و به تعبير خودشان ظرفيّت درامياش خيلي زياد است؛ آن سفر به حبشه و کيفيّت آن و رفتن و برگشتن و مانند اينها؛ خيلي کار باکيفيّتي است و از لحاظ هنري ميشود پرداخت خوبي انجام داد. بنابراين آنچه در درجه اوّل ميشود گفت، اين است که اين بزرگوار انصافاً غريب است.
معاهده با خدا و پيغمبرش
حضرت آيتا... خامنهاي بيان کردند: علاوه بر اين کارها، به نظر من آن فرمايش اميرالمؤمنين (ع) و آن روايت دربارهي جناب حمزه که نورالثّقلين از خصال نقل ميکند من البتّه در نورالثّقلين ديدم، به خصال مراجعه نکردم روايت مهمّي است. حضرت امام باقر (ع) از اميرالمؤمنين (ع) نقل ميکند. همين عبيدةبنحارث که اصلاً کسي نميشناسد اين بزرگوار را؛ يکي از آن سه نفر بود که در جنگ بدر به ميدان رفت، بعدها هم به شهادت رسيد. هيچکس اصلاً از ايشان خبري ندارد؛ حضرت امير اسم او را ميآورد : من و عمويم حمزه و برادرم جعفر و پسر عمويم عبيده، بر يک موضوعي با هم توافق کرديم، با خدا و پيغمبرش معاهده کرديم؛ يعني نشستهاند قرار گذاشتهاند. اميرالمؤمنينِ جوان، با عموي مسنّش جناب حمزه که دو سال يا بنا به روايتي چهارسال از پيغمبر بزرگتر بوده و ضمناً برادر رضاعي پيغمبر هم هست با آن برادر و با آن پسر عمو نشستهاند و قرارداد بستهاند بر يک امري که قاعدتاً «جهاد حتّي الشهادة» است؛ يعني ما در اين راه، در اين حرکت، بيمحابا ميرويم تا لحظه شهادت.
مقام معظم رهبري اظهار کردند: خب، اينها خيلي مهم است؛ اينکه از زبان اميرالمؤمنين، اين جور شخصيّتها تمجيد بشوند و بزرگ بشوند و به رخ کشيده بشوند، نشاندهندهي عظمت اين موضوع و عظمت اين شخصيّت است. خود پيغمبر اکرم به نظر ميرسد که از همان لحظهي اوّل که ايشان شهيد شد، خواستند از او الگو درست کنند؛ اينکه پيغمبر به او لقب «سيّدالشّهدا» دادند؛ و بعد وارد مدينه شدند و ديدند زنهاي انصار گريه ميکردند، ناله ميکردند، زاري ميکردند چون در جنگ اُحد 70 نفر شهيد شدند که 4 نفر از مهاجرين بودند و 66 نفر از انصار به شهادت رسيده بودند پيغمبر يک قدري گوش کرد، بعد فرمود که حمزه گريهکننده ندارد. اين خبر به گوش زنهاي مدينه رسيد و همه گفتند که قبل از اينکه براي شهيد خودمان گريه کنيم بر حمزه گريه خواهيم کرد. پيغمبر وادارشان کرد ديگر؛ يعني وادار کرد همه مدينه را بر او گريه کنند؛ پيغمبر غوغا درست کرد همه مدينه را براي جناب حمزه. معناي اين چيست؟ اين [يعني] پيغمبر ميخواهد حمزه را برجسته کند. حضرت آيتا... خامنهاي گفتند: او سيّدالشّهدا است، و کسي است که همه بايد بر او گريه کنند. اين الگوسازي است و براي آن روز هم فقط نيست؛ براي هميشه تاريخ است و براي همه مسلمين است؛ بنابراين کار شما مربوط به داخل کشور و ايران نيست؛ کاري داريد ميکنيد که اگر انشاءا... خوب از آب دربياوريد که من اميدوار هم هستم که کارتان خوب از آب دربيايد آن وقت خدمتي خواهد بود به همه کشورهاي اسلامي؛ کشورهاي عربي، کشورهاي با زبانهاي ديگر که اينها همه بايد استفاده کنند و استفاده خواهند کرد و شايد هنرمندان آنها پيشقدم بشوند و کارهاي بزرگي را انجام بدهند.
اراده قوي و عزم راسخ عنصر تعيين کننده
ايشان خاطر نشان کردند: خب، حالا کاري که ما بايد بکنيم، اين است که عناصر تشکيلدهنده شخصيّت حمزه را بايد مشخّص بکنيم؛ يعني يکي از کارهاي بزرگ اين است که چه شد و چه خصوصيّتي بود که اين شخصيّت را در اين حد، عظمت بخشيد؛ به نظر من اين يکي از کارها است. آن وقت اينها الگو بشود براي ماها که هم خودمان و هم ديگران از آن استفاده کنيم. و به نظر من دو مورد از اين عناصر مهمّ تشکيلدهندهي شخصيّت او، يکي «عزم راسخ» است و يکي «قدرت شناخت» که اينها را ما بايستي هر چه ميتوانيم ترويج کنيم. مقام معظم رهبري بيان کردند: عزم راسخ؛ گاهي اوقات انسان از يک چيزي مطّلع است، يک چيزي را قبول هم دارد، اعتقاد هم دارد، منتها به خاطر ضعف نفْس بر طبق آن عمل نميکند؛ ارادهي قوي و عزم راسخ اينجا يک عنصر تعيينکننده است که اين آدم با عزم راسخ عمل کند. آن روزي که جناب حمزه اسلام آورد جناب حمزه سال هشتم بعثت اسلام آورد که اين، مستند به منابع معروف است؛ يعني اُسدالغابة و ديگران، سال هشتم گفتهاند جزء سختترين اوقات پيغمبر بود؛ چون اسلام علني شده بود، از اطراف و اکناف به پيغمبر حمله ميکردند، به اصحاب پيغمبر حمله ميکردند. لبتّه اين هست که جناب حمزه قبل از آنکه مسلمان هم بشود از پيغمبر به طور جدّي دفاع ميکرد؛ از اوّل دفاع ميکرد؛ و اين هست که مثلاً آن وقتي که جناب ابوطالب مشکلاتي داشت و حضرت اميرالمؤمنين را پيغمبر قبول کرد، ايشان جناب جعفر را از بچّگي به خانهي خود آورد؛ يعني از اين قبيل چيزها در زندگي جناب حمزه هست که اينها مال قبل از اسلام است. اين سختيهايي که شنيدهايم، مال همين سالها است که در يک چنين شرايطي که مسلمانها در نهايت محنت زندگي ميکنند، اين آدم در مسجدالحرام، کنار کعبه فرياد ميزند که من مسلمان شدم و همه بدانيد من به دين او ايمان آوردم. اينها خب آن شجاعت و آن عزم راسخ و تشخيص درست را نشان ميدهد و اين تشخيص درست خيلي مهم است. ياد بدهيم خودمان را و مردممان را به اينکه روي مسائل درست فکر کنيم و درست تشخيص بدهيم.
خواص جامعه همت کنند
حضرت آيتا... خامنهاي عنوان کردند: فکر نکنيم، تأمّل نکنيم، گناه است؛ قرآن اين جوري با صراحت اين را بيان ميکند. و خب حالا اين بزرگوار بنا به فرمايش اميرالمؤمنين، به نقل امام باقر (ع) مصداق «صَدَقوا ما عاهَدُوا ا...» است؛ آن وقت اين «صَدَقوا ما عاهَدُوا ا...» ــ يعني صادقانه با معاهدهي الهي رفتار کردن ــ چه جوري است؟ شکل تمام و کاملش عبارت از اين است که شخص از خودش مصداقي بسازد براي معارف الهي و براي دستورات الهي و براي راهي که خدا معيّن کرده و پيش پا گذاشته؛ يعني خودش را مصداق آن قرار بدهد؛ اين را انشاءا... ياد بگيريم. مقام معظم رهبري اظهار داشتند: اگر خواصّ جامعه همّت کنند براي توليد يک چنين شخصيّتهايي، هر يک از اينها خواهد توانست جامعه را در مواقع حسّاس نجات بدهد؛ واقعاً اين جوري است. ما اکتفا نکنيم به همين که حالا کساني را تربيت کنيم، يا موعظه کنيم، يا از اين کارها، که حالا بالاخره باريبههرجهت، يک چيزي را قبول کنند؛ نه، سعي دستگاهها بر اين باشد بحمدا... جامعةالمصطفي در اين زمينهها ميتواند مرکز فعّالي باشد؛ در قم، مراکزي که اخيراً مديريّت کارآمدِ حوزه بحمدا... به وجود آورده ميتواند يک چنين چيزهايي را تمهيد کند؛ بعضي از دستگاههاي تبليغي هم در اين زمينه خوب کار ميکنند شخصيّتهايي را درست کنيم که اين شخصيّتها خودشان مصداق باشند براي معارف الهي، معارف اسلامي و احکام اسلامي. اگر يک چنين شخصيّتهايي درست بشوند، آن وقت ديگر تشکيل تمدّن اسلامي يک چيز قطعي خواهد بود؛ يعني ديگر مورد ترديد نخواهد بود. خداوند انشاءا... به شماها اجر بدهد، شماها را موفّق کند که بتوانيد اين کار را و کارهاي بعدي را انشاءا... با بهترين وجهي انجام بدهيد. بنده هم به سهم خودم از همهي شما آقاياني که دستاندرکار اين قضيّه هستيد تشکّر ميکنم.