بستن
کد خبر: ۱۰۳۱۲۰۸

انسانیت و مجوز سیاسی

انسانیت و مجوز سیاسی
کوروش الماسی محقق و پژوهشگر
فلسفه وجــودی «قدرت مدنی» در شکل سازوکار حکمرانی، برنامه ریزی و سازماندهی تلاش یکایک شهروندان برای زیستی عاری از فقر، ناامیدی، هراس و... است. به عبارتی، «حکمرانی مدنی»، کاربردی و مشروع، حق افراد و نهادهایی است که بتوانند تلاش شهروندان برای زیستی عاری از فقر، ناامیدی، هراس، ناامنی و... را ساماندهی و محقق کنند. آمار چالش‌های اجتماعی در عرصه‌های گوناگون معیشتی، اشتغال، آرامش روح و روان، ویرانی بی‌سابقه اخلاق سیاسی، تضعیف نهاد خانواده و.... مبین این حقیقت است که کارگزاران مدیریت کلان سیاسی در تحقق اهداف، وظایف و فلسفه وجودی خود، ناکام مانده‌اند. روی سخن به سوی آن دسته از سیاسیون حاشیه‌نشینی است که معتقدند در شرایط فعلی نمی‌تواند کاری کرد و باید منتظر فرصت نشست، است. پاسخ به این دسته از به اصطلاح روشن ذهن‌های سیاسی این است که «تلاش برای تحقق زیست انسانی مجوز سیاسی یا حقوقی نمی‌خواهد.» در راستای تفهیم روشن ذهنی، تبیینی کلی و مختصر از چیستی و کارکرد اجتماعی روشن ذهنی(روشنفکری) ارائه می‌شود. به تعبیری بسیار کلی، روشن ذهن به افرادی اطلاق می‌شوند که درکی جامع، عمیق و گسترده به امور، روابط و فعل و انفعالات انسانی و اجتماعی دارند. اینکه کارکرد اجتماعی روشن ذهنی، توانایی تدبیر راهکارهایی به منظور بهبود و توسعه زیست اجتماعی انسان‌ها(شهروندان) است. تلقی روشن ذهنی(فکری) به عنوان ابزاری برای تحقق اهداف، نیازها، تمایلات، آرزوها و... فردی (یا جناحی)، حاکی از عدم درک کاربرد اجتماعی روشنفکری و نقش خرد انسانی به عنوان عامل بنیادی برای بقای زیست اجتماعی است. با توجه به انبوه و انواع چالش‌های اجتماعی و ملی که زیست اجتماعی و ملی را در معرض بی‌سابقه‌ترین مخاطرات در تاریخ ایران زمین قرار داده است، بیش از هر زمان در تاریخ پر فراز و نشیب ایران زمین، لازم است تا روشن ذهنی به عنوان ابزاری برای تحقق اهداف، نیازها، تمایلات و... فردی مورد «بازنگری اساسی» قرار گیرد. اگر بپذیریم که موجود انسانی یک پدیده اجتماعی و نه طبیعی است و اینکه اجتماعات دارای هویت خاصی(ملی) هستند، آنگاه می‌توان ادعا کرد که روشن ذهنی(فکری) به عنوان ابزاری برای تحقق اهداف، نیازها، تمایلات و آرزوهای فردی، عامل ویرانی زیست اجتماعی(ملی) است. به عبارتی، «روشن ذهنی و منافع فردی، منهای سلامت و پایداری ایران تنها نمود هوش روبایی و منویات طبیعی است.» با توجه به انبوه و انواع چالش اجتماعی و ملی که آینده‌ای بسیار مبهم را پیش روی شهروندان قرار داده است؛ «تمایلات، اهداف و آرزوهای فردی و جناحی در عرصه سیاسی و مدیریتی حاکی از اذهان ضد ملی، بی‌اخلاق، رشد(تکامل) نیافته و... است.» به بیانی پیگیری اهداف، تمایلات، آرزوهای فردی و جناحی با هر توجیه آسمانی و زمینی، «باید» در عرصه سیاسی و مدیریتی ممنوع و خطرناک(مخل امنیت ملی) تلقی شود. عرصه سیاسی باید کارزار خیر و شر، منافع فردی (جناحی) با منافع ملی(جمعی)، عدالت با بی‌عدالتی، اخلاق با بی‌اخلاقی، انسانیت با غیر انسانیت و... تلقی شود. با توجه به شرایط آشفته و بدون چشم انداز اجتماعی و ملی در همه زمینه‌ها، سیاست ورزی به منظور تحقق منافع فردی و جناحی باید هم تراز مقوله‌های شر، بی‌عدالتی، بی‌اخلاقی، غیر انسانی و... تلقی شود. نجات، پایداری و توسعه ایران به عنوان بستر وجودی آحاد شهروندان دارای شناسنامه ایرانی، «باید» تنها و تنها هدف سیاسی باشد. هر هدف، آرزو، اعتقاد، تمایل و... به‌جز نجات ایران از انبوه و انواع چالش‌ها اجتماعی و ملی «نامشروع» است. بنابراین، مطالبه و هدف زیست انسانی که بدون ثبات، توسعه و امنیت ایران ممکن و مسیر ناست، باید محور اجماع همه وطن پرستان شود. تحقق منافع ملی باید جایگزین آفت‌های روشن ذهنی(غیر بومی) چون دمکراسی، لیبرالیسم، آزادی خواهی، باورهای آسمانی و... شوند. روشن ذهن‌ها (سیاست ورزان، صاحب منصبان وطن پرست، اهالی، دنشگاها و...) اخلاقا وظیفه دارند تا به منظور تحقق زیستی انسانی به سازماندهی و مدیریت رفتار آحاد شهروندان به منظور تاثیر‌گذاری بر فرایندهای سیاست سازی، تصمیم سازی و تصمیم گیری کلان اقدامات عملی انجام دهند. روشن ذهنی در تناقض آشکار با انفعال و تسلیم است. در صورت درک کارکرد روشن ذهنی اجتماعی، هیچ شرایط سیاسی نمی‌تواند مانعی برای تلاش شهروندان به منظور تحقق زیستی انسانی در پناه ایرانی امن، باثبات، توسعه یافته و... تلقی شد.
انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی