وزیر خارجه ایران پس از بازگشت از سفر به چین در روز شنبه ٢۵ دیماه، بدون هیچگونه تشریفات و برنامه از قبل تهیه شده، اعلام مینماید اجرای سند یا برنامه و یا توافقنامه همکاری ٢۵ ساله ایران و چین آغاز شد! لذا سوالاتی از قبیل زیر به ذهن نگارنده خطور کرده که امید است، پاسخگو باشند. اگر اختلاف نظر بر سر پرونده هستهای ایران با توافق برجام در حال حل شدن بوده، شروع تهیه توافقنامه سند همکاریهای ٢۵ ساله با چین در سال ١٣٩۴ چه ضرورت داشته است؟ اگر ایران قصد جدی داشته که توافق برجام اجرا و اختلاف نظر درباره پرونده هستهای خاتمه یافته، تحریمها لغو و عرصه تعامل و همکاری با دیگر شرکتها و دولتها رقابتي گشته و منافع ایران بهتر تامین گردد؛ اصرار بر امضای سند همکاری ٢۵ ساله با چین یکیاز کشورهای پنج بهعلاوه یک چه بوده است؟ آنهم در شرایط غیر رقابتي و در زمانی که ایران شدیدا به همکاری چین نیاز دارد. به نظر میرسد انجام چنین توافقی نتواند بهطور رضایت بخشی منافع ایران را تامین نماید. در حالی که ایران مشغول مذاکرات جدی احیای برجام با طرف ۵+١ است و شرایط کشور ایجاب میکند، هر چه سریعتر توافق حاصل و تقویت امید همکاری در نزد
بقیه طرفهای مذاکره با ایران، فلسفه اعلام اجرای سند ٢۵ ساله در این زمان چه بوده است؟ آیا سند به این مهمی که ایران را ٢۵ سال در گیر خود خواهد نمود اعلام اجرای آن در یک مصاحبه ساده توسط وزیر خارجه ایران چه حکمتی دارد؟ از طرفی چنین سند یا توافقنامه و یا قراردادی برابر اصل هفتاد و هفتم قانون اساسی چرا به تایید مجلس شورای اسلامی نرسیده است؟ اکنون که سرعت تحولات در سطح جهان بسیار زیاد است اصولا نیاز به چنین توافقنامههای طولانی مدت هست. آنهم با کشوری مانند چین؟ صاحبنظران و متخصصان چندان از محتوای سند خبر ندارند. سوال جدی این است که امنیت و منافع ملی ایران رعایت شده و مکانیزم لازم برای حل اختلافات و مشکلاتی که پیش خواهد آمد با رعایت منافع طرفین پیش بینی گردیده است؟ این پرسشهایی است که پاسخ به آنها بسیاری از مسائل در این حوزه را روشن و شفاف خواهد کرد و بر همین اساس میتوان اشراف بیشتر به مسائل داشت. نکته مهم اینکه در هر مسالهای به ویژه مسائلی که به سیاست خارجی کشور مربوط میشود باید صرفا بر اساس منافع ملی عمل کرد و نگاههای دیگر را دخالت نداد.