اما در سالهای گذشتـــه این اعتراضــات گستردهتر بوده و با وعدههای بیسرانجام دولت قبل، رنگ بوی جدیتری به خود گرفته است. همانطور که در پاییز و تابستان گذشته هم شاهد یک رشته تحصنهای معلمان معترض بودیم و تنها خواسته آنها اجرای کامل طرح رتبهبندی معلمان بوده است. معلمان معترض خواهان اجرای کامل رتبهبندی، اجرای همسانسازی حقوق به ویژه همسانسازی حقوق بازنشستگان هستند. این تجمعات در تهران در مقابل ساختمان مجلس و در دیگر شهرها در مقابل ادارههای آموزش و پرورش اصفهان ، شیراز و در شهرهای استانهای کردستان و خوزستان برگزار شده است.
طرحی كه یک دهه فقط روی کاغذ آمد
طرح رتبهبندی معلمان که آنها خواستار اجرای آن هستند ده سال پیش پیشنهاد شده اما هیچگاه اجرا نشد. جزئیات این طرح سرانجام در اواخر آذرماه گذشته در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید و برای تایید به شورای نگهبان ارسال شد. در آن زمان بعد از تصویب این طرح محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس گفت که «تصویب این لایحه قریب به یک دهه طول کشید اما اکنون با رعایت مسائل قانون اساسی و بررسی دقیق، بار مالی آن تامین شده است.» بر مبنای این طرح قرار بوده که حقوق معلمان بر اساس سطح کیفی کار آنها تعیین شود. طبق این طرح، معلمان براساس «شایستگیهای عمومی، تخصصی و حرفهای، تجربیات و عملکرد رقابتی»، در پنج رتبه، به ترتیب آموزشمعلم، مربیمعلم، استادیارمعلم، دانشیارمعلم و استادمعلم قرار میگیرند. برای هر رتبه فوقالعاده حقوق در نظر گرفته میشود که در احکام کارگزینی معلمان تعیین میشود و درصدی است از مجموع حقوق ثابت و فوقالعادههای مستمر که بهطور میانگین ۲۵ درصد در نظر گرفته میشود. این فوقالعاده، مستمر و مشمول کســور بازنشستگی است. همچنین بر اساس طـــرح رتبهبندی معلمان حقوق معلمان باید ۸۰ درصد حقوق اساتید دانشگاه باشد. طبق برآورد دولت
اجرای طرح رتبهبندی معلمان به ۲۰۰ هزار میلیارد تومان بودجه نیاز دارد. این در حالی است که کل بودجه آموزش و پرورش ۱۱۰ هزار میلیارد تومان است. برخی مخالفان این طرح نیز میگویند با توجه به حقوق پایین معلمان، ابتدا باید افزایش کلی حقوق همه معلمان در دستور کار قرار بگیرد و بعد رتبهبندی آنها.
همیشه معلمان در رنج بودهاند
در این رابطه یک آسیب شناس و از فرهنگیان بازنشسته باور دارد، معلم زیاده خواه نیست و سختیهای این شغل شریف بهدرستی درک نگردیده است و همین امر موجب شده که دولتها نسبت به آنها بیتفاوت باشند. جعفر بای در ادامه به «آرمان ملی» میگوید: در طول تاریخ شکلگیری مدارس نوین، نگاه بحق و توجهی درخور شأن و پرداخت شایستهای، که بتواند پاسخگوی گوشههایی از زحمات شغل معلمی باشد، انجام نشده است. همیشه معلمان در سختی، دغدغه معیشت و مشکلات زندگی بهسر بردهاند. متاسفانه نه این دولت و نه دولتهای قبل و حتی رژیم گذشته، این امر را درک نکرده و کمترین توجه را به آنها داشتهاند. وی به سختیهای این شغل اشاره دارد که خود نیز آنها را تجربه کرده است و میافزاید: «معلم از یکسو گرفتار پرداخت اقساط و زندگی سخت است و از سوی دیگر در غم افزایش دامنه آسیبهای اجتماعی دانش آموزان بهسر میبرد. معلم از یکسو در رنج پرداخت هزینههای سرسام آور زندگی بوده، اما از سوی دیگر نگران افزایش اعتیاد و از تعداد فراگیر دانش آموزانی است که قلیان یا سیگار مصرف میکنند و در کابوس نابودی تمام زحماتی است که برای دانش آموزان میکشد. معلم از یکسو در اندیشه
افزایش اجاره مسکن خویش است و از سوی دیگر نگران فقر مردم، کمبود مواد غذایی و کمبود ویتامینهای مورد نیاز دانش آموزانش است. لااقل معلمان را دریابیم و مشکلاتشان را سیاسی جلوه ندهیم، تا بتوانند ترقی، تعالی و پیشرفت جامعه را معماری کنند. کسی نمیداند چه دستی در کار است که پس از این همه اعتراض صنفی که به طولانیترین اعتراضات صنفی تاریخ ایران بدل شده، صدای آنها به گوش هیچ مسئول، وزیر یا رئیس جمهوری نمیرسد و حداقل کاری برایشان انجام نمیشود.
مطالبه معیشتی، سیاسی نیست
این آسیب شناس با اشاره به اینکه موضوع سیاسی بودن این اعتراضات کاملا غیر منطقی است، خاطر نشان میکند: معلمان در شرایطی بار دیگر دست به اعتراض و اعتصاب زدهاند که تنها خواستهشان بهبود شرایط معیشتشان است. معلمان مطالبه بحق را متناسب با سختیها و دشواریها، وظیفه ذاتی خود میدانند که همه هم و غم خویش را صرف رشد بالندگی کودکان و نوجوانان وطن قرار دادهاند. قطعا اگر مشکلات روحی و روانی آنها که از معیشت سرچشمه میگیرد، برطرف شود، آنها میتوانند با خیال راحتتری به کار خود مشغول شوند. در نظامهای پیشرفته دنیا، معلمان بهعنوان عنصری مستقل بدون نگرانی معیشتی به سر میبرند و از جایگاه ارزشمند اجتماعی و منزلت متعالی فرهنگی برخوردار هستند. نگرش جامعه به معلم در نظامهای برتر جهان، بهعنوان یک فرد زحمتکش، تلاشگر، سازنده جامعه، پیشبرنده عناصر انسانی بهسوی تعالی و پیشرفت و ترقی است. در جوامع پیشرفته، معلم عنصر پیشرفت و تعالی جامعه است، پس معلم ارتباط معنادار و مستقلی با رشد همه جانبه جامعه دارد. باید هرچه سریعتر این قشر پرتلاش را از غم نان شب نجات داد. این روزها که کشور از لحاظ مالی توانمند است، طبقه قانع و صبور
فرهنگیان، نباید فراموش کنیم، چون هرگونه هزینه در این بخش سرمایهگذاری برای آینده محسوب میشود. تا آموزش و پرورش متحول نشود کشور روبه پیشرفت نخواهد رفت و تا نگرش درست نسبت به این نهاد اساسی پدیدار صورت نپذیرد، مردم خوشبخت و سعادتمند نخواهند شد. این آسیب شناس، در پایان صحبتهایش میگوید: اگر هرگونه سرمایهگذاری در این نهاد نجات بخش، بلند مدت صورت بگیرد کشور روبه پیشرفت خواهد رفت، اما چون سرمایهگذاری در این نهاد دیر بازده و عمر مدیریت کوتاه و تحمل آنها کم است، آموزش و پرورش همیشه از سوی دولتها فراموش میشود و معلم با این حس رها شدگی مساله جدیدی پیدا میکند. آنها برای گرفتن حق مسلم خویش باید فریاد بزنند و قطعا اگر بذر توجه به زحمات این عناصر شریف جامعه توسط مدیران انجام گیرد، هیچگاه شأن و جایگاه معلمی اجازه نمیدهد که در خیابانها فریاد بزند. شأن آنها بیش از این تجمعات اعتراضات خیابانی و صنفی است، اما وقتی معلم از یکسو و از جانب مسئولان مورد کم مهری و کم لطفی قرار میگیرد، چارهای جز مطالبهگری و حق خواهی ندارد.