بستن
کد خبر: ۱۰۲۹۵۰۳

هنوز هم مسائل فرا برجامی روند مذاکرات را مختل می‌کند

هنوز هم مسائل فرا برجامی روند مذاکرات را مختل می‌کند
آرمان ملی- علیرضا پورحسین: با وجود آنکه مذاکرات وین حول محور احیای برجام به دور هشتم خود رسیده است، اما مذاکرات بار دیگر به کندی پیش می‌رود. البته تردیدی نیست که به بار نشستن مذاکرات وین منوط به سیاست‌های احیای برجام است که چه ایران و چه غرب تلاش دارند طبق سیاست‌های خود بیشترین نتایج راهبردی را از رهگذر مذاکره در نشست‌های وین به دست آورند. در واقع همین سیاست‌های ناهمسو سبب شده است که ما شاهد تاخیر در نتایج و به بار نشستن مذاکرات باشیم. به این ترتیب و با توجه به رویکرد‌های ناهمسوی طرفین در سیاست احیای برجام، روند‌های مذاکرات در برخی موارد پیش رونده و امیدوار کننده و در برخی موارد روند کند و ناامید کننده به خود گرفته است. در خصوص چرایی این امر، «آرمان ملی» گفت‌وگویی با دکتر صلاح الدین هرسنی، تحلیلگر مسائل بین‌الملل داشته است که در ادامه می‌خوانید.
کدام عامل بیش از همه بار دیگر باعث کند شدن روند مذاکره در نشست‌های وین جهت احیای برجام شده است؟
تا قبل از شروع دور جدید مذاکرات در وین یعنی مذاکراتی که از 8 آذر ماه یعنی 29 نوامبر آغاز شده بود، دستگاه دیپلماسی ایران از زبان سخنگوی وزارت امور خارجه اعلام کرده بود که یکی از شروط ایران مسأله تضمین است، به این معنی که دولت آمریکا باید تضمین دهد که دولت بعدی آمریکا که محتملا از حزب جمهوری خواه خواهد بود نتواند رفتار‌های ترامپ بابت برجام یعنی خروج از برجام را تکرار کند. در شرایط حاضر در نگاه و باور من، یکی از عوامل بازدارنده پیش برنده مذاکرات وین، تداوم معضل تضمین است و همین تداوم معضل تضمین سبب می‌شود که ایران در مواضع و خواسته‌های برجامی خود سرسختی نشان دهد و مقاومت کند. البته مقاومت و مواضع سر سخت ایران بی‌دلیل نیز نیست، چرا که حاضر نیست دولتی از آمریکا بخواهد هزینه ایران در بهره برداری و استفاده از مزایای پیش بینی شده در برجام را افزایش دهد. در شرایط حاضر به نظر می‌رسد که تا واشنگتن و یا غرب یا همان اعضای تروئیکای اروپایی برجام، نتواند چنین تضمینی را به ایران دهد، نمی‌توان انتظار داشت که ایران بخواهد با دادن امتیاز به غرب مذاکرات وین را یک گام به هدف و نتیجه نزدیک سازد. به جرات می‌توان گفت که مسأله تضمین غرب برای ایران، کلید حل سیاست احیای برجام در دور جدید مذاکرات وین خواهد بود.
در این برهه زمانی مشکل و مسأله تضمین چگونه حل خواهد شد؟
مشکل تضمین تابعی از سازوکارهای حقوقی است. در وضعیت حاضر، وضعیت سیاسی بیشتر از وضعیت حقوقی بر برجام سایه انداخته است. به عبارت دیگر، برجام بیشتر بار سیاسی دارد تا حقوقی و در شرایط حاضر برجام فاقد جایگاه ساختاری در ایالات متحده آمریکاست. مسأله تضمین متضمن‌گذار برجام از وضعیت سیاسی به وضعیت حقوقی است. به این معنی که اگر توافقی بخواهد به وضعیت حقوقی و پایداری برسد، مستلزم تصویب آن با دو سوم آرا در مجلس سنا خواهد بود. در شرایط حاضر اغلب نمایندگان جمهوری خواه مجلس آمریکا در سنا هیچ موافقتی با برجام ندارند و در خط مقدم برجام ستیزی قرار دارند، چرا که نگرش آنها همسو با نگرش‌های ترامپ است و معتقدند که برجام بدترین توافق ممکنی بوده است که از سوی دولت دموکرات اوباما با ایران منعقد شد. سناتورهایی چون لینسی گراهام که سناتور ایالت کارولینای جنوبی است، تد کروز سناتور تگزاس و تام کاتن سناتور آرکانزاس در این دسته از سناتور‌ها قرار دارند و کارشکنی‌های آنها حول محور برجام منحصر به فرد است. افزون بر این و از بد حادثه، برخی از نمایندگان دموکرات مجلس سنا نیز با برجام مخالفت دارند. باب منندز سناتور ایالت نیوجرسی، چاک شومر سناتور نیویورک و بن کاردن سناتور مریلند در زمره سناتور‌های دموکرات مجلس سنای آمریکا قرار دارند که با برجام مخالف هستند. حال در شرایطی که سناتورهای برجام ستیزی از هر دو حزب در مجلس سنا حضور دارند، طبیعی است که برجام در شرایط گریز و ناپایداری قرار گیرد و نتواند به قانونی تبدیل شود که دولت بعدی یا دولت جانشین بتواند از آن خارج شود. بنابراین این مساله باید با یک توافق سیاسی حل و فصل شود.
آیا مشکلاتی ساختاری شبیه آنچه در آمریکا بابت احیای برجام وجود دارد، در ایران نیز مشاهده می‌شود؟
متاسفانه بله. در ایران نیز مشکل ساختاری با نگرش‌های جریان‌های محافظه کار مرتبط است. در ارتباط با نگرش‌های سلبی اصول‌گرایان در قبال برجام مسأله حائز اهمیت این است که اساسا اصول‌گرایان هیچ موافقتی با چنین توافقی نداشته و آن را مانند معاهده ترکمنچای ننگین و به مثابه دادن باج به کدخدا دانسته و می‌دانند. ضمن آنکه همین تفسیر و نگرش سبب شده است که اصول‌گرایان برجام را پروژه نفوذ غرب در کشور و بخشی از پازل سیاست‌های استعماری غرب در کشور بدانند. در واقع، برجام هراسی اصول‌گرایان از چنین نگرش‌هایی مایه می‌گیرد.
البته نگرش و سطح برداشت‌های اصول‌گرایان از برجام فقط یک بخش یا یک تکه از پازل‌های ساختاری است. ابعاد دیگر مشکلات ساختاری در ایران در سیاست احیای برجام، تصویب قانون اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها و صیانت از منافع ملت ایران است. در واقع دولت رئیسی و دستگاه دیپلماسی متبوع او چنین مصوبه‌ای را به مثابه اهرمی برای موازنه وحشت و تهدید در قبال افزون طلبی‌های واشنگتن به کار می‌گیرد که نتایج آن عقب نشینی غرب یا همان بطئی شدن روند‌های مذاکره است. البته این مشکلات ساختاری در ایران وجه سومی نیز دارد و آن مناقشه ایران با آژانس بر سر اجرای داوطلبانه پروتکل‌های الحاقی یا همان پادمان هسته‌ای است. در واقع می‌توان گفت که میان سیاست احیای برجام و اجرای داوطلبانه پروتکل‌های الحاقی یک رابطه معناداری وجود دارد. قطعا در رهگذر اتخاذ چنین مواضعی، مقامات ایران از یک طرف کاهش تعهدات برجامی را به منظور موازنه تهدید در دستور کار قرار خواهند داد و در سطح دیگر ماموریت‌های نظارتی آژانس بر فعالیت‌های هسته‌ای خود را کاهش و در نتیجه همکاری خود با آژانس را به بهانه افزون طلبی‌های غرب، به کمترین حد خود تقلیل خواهند داد. محققا این مواضع سخت برجامی نه تنها بر مناسبات تهران و تروئیکای اروپایی برجام تاثیر سو خواهد گذاشت، بلکه می‌تواند موجب فاصله گیری چین و روسیه از ایران در مناسبات برجامی شود، چرا که چه چین و چه روسیه در نزدیکی با ایران، منافع خود را در نظر می‌گیرند و اصل کلی و راهنمای عمل آنها در سیاست خارجی منافع ملی است. به ویژه روسیه که نشان داده است که اصل دشمنی‌ها و دوستی‌ها در یک ساختار آنارشیک نظام بین‌الملل پایدار نیست. وضعیت چین نیز در این قضیه همانند روسیه است و شی جینگ پنگ نشان داده است که در رابطه با همکاری با تهران، منافع خود را در نظر می‌گیرد.
فارغ از مساله تضمین، چه عوامل دیگری را در زمره عوامل بازدانده و پیش برنده احیای برجام در دور جدید مذاکرات می‌دانید؟
به نظر می‌رسد رفتارهای پارادوکسیکال غرب از یک طرف و همچنین رفتارهای پارادوکسیکال تهران، مسأله تحریم‌های آمریکا، هشدار‌های آمریکا مبنی بر ترک میز مذاکره در صورت خرید وقت از سوی تهران، خواسته‌های فرابرجامی واشنگتن و غرب از تهران و در شرایط حاضر نیز بیانیه مشترک چهار کشور کانادا، اوکراین، انگلستان و سوئد بابت سقوط هواپیمایی اوکراینی می‌تواند در زمره عوامل بازدارنده احیای برجام در دور جدید مذاکرات وین باشند.
منظور از رفتار‌های پارادوکسیکال غرب و تهران چیست؟
منظور از رفتار‌های پارادوکسیکال از طرف غرب این است که غرب و مشخصا واشنگتن از یک طرف و در راستای تحقق وعده‌های دولت بایدن میل به مذاکره با ایران دارد و چنین تمایلی را بارها از زبان وزیر امور خارجه و نماینده امور ایران یعنی آنتونی بلینکن و رابرت مالی، عنوان کرده اما همزمان به وضع جدیدی از تحریم‌ها دست می‌زند. در واقع رویکرد غرب در این زمینه سینوسی و پاندولی است و نمی‌تواند پیام سازنده‌ای را برای طرف مقابل یعنی تهران ارسال کند. از این طرف نیز تهران رفتاری مشابه رفتار غرب را در دستور کار قرار دارد. به این معنی که فعالیت موازی را در دستور کار قرار داده است. تهران با وجود آنکه در وین بر سر میز مذاکره است، ولی فعالیت‌های هسته‌ای خود را به مرحله گریز هسته‌ای رسانده و فعالیت‌های او در پروژه‌های نطنز و فردو برای غرب نگران کننده شده است. تهران آنگونه که بهروز کمالوندی سخنگوی سازمان انرژی هسته‌ای گفته است، توانسته 20 کیلو اورانیوم 60 درصدی غنی سازی کند. مسلما اقدامات همزمان ایران حامل هیچ پیام خوبی برای غرب نیست و همین مسأله بر نگرانی‌های غرب بر سر فعالیت‌های هسته‌ای ایران افزوده است.
مساله رفع تحریم‌ها و هشدارهای آمریکا چگونه منجر به روند‌های فعلی در مذاکرات وین شده است؟
تحریم‌های آمریکا علیه ایران همچنان مانعی در مذاکرات است. البته حجم تحریم‌های اعمالی مغایر با برجام به حدی است که مذاکرات بابت لغو آنها کار آسانی نخواهد بود. ایران در این ارتباط دو متن پیش نویس را ارائه داده و همین تمرکز بر لغو تحریم‌های مغایر با برجام تا میزانی روند‌های مذاکرات را کند کرده است. بابت هشدار‌های آمریکا نیز مسأله این است که رابرت مالی همین اخیرا اعلام کرده که اگر رویکرد تهران این باشد که در ازای اتلاف وقت، پیشرفت برنامه هسته‌ای خود را سرعت بخشد، آمریکا واکنش نشان خواهد داد و ممکن است فشارها بر ایران افزایش یابد. به باور من این هشدار رابرت مالی به این معنی است که مسیر باز پیش‌رو همیشگی نخواهد بود، زیرا برنامه هسته‌ای ایران یعنی خرید وقت یا اتلاف زمان، عصاره اصلی برجام را در معرض خطر می‌گذارد. همچنین رابرت مالی با این هشدار در واقع اعلام کرده است که ایران اگر متکی به خرید زمان باشد قطعا مسیر اشتباهی را انتخاب کرده، درصورتی‌که هیچ نیازی به اتخاذ راه‌های دیگری جز مذاکره مستقیم نیست.
مساله خواسته‌های فرابرجامی غرب از ایران چگونه بر روند مذاکرات جدید تاثیر می‌گذارد؟
خواسته‌های فرابرجامی غرب از ایران همان خواسته غرب از ایران بر سر جرح و تعدیل در برنامه‌های دفاعی و رفتار‌های منطقه‌ای در منطقه پر آشوب غرب آسیاست. مساله این است که تهران برنامه‌های موشکی را قابل مذاکره نمی‌داند و بیشتر آن را در پرتو دکترین‌های دفاعی و بازدارندگی به‌کار می‌گیرد. در مقابل، غرب برنامه موشکی را خطری بالقوه برای حیات سرزمینی خود و متحدان می‌داند. در بحث مرتبط با رفتار‌های منطقه‌ای، اساسا نفوذ ایران در چهار پایتخت کلیدی خاورمیانه یعنی دمشق، بیروت، صنعا و بغداد در حکم عمق استراتژیک ایران محسوب می‌شود و ایران چنین خواسته‌ای را خارج از برجام می‌داند. از آنجا که به نظر می‌رسد این خواسته‌ها در مذاکرات وین از سوی غرب از ایران مطالبه شود، به نظر نمی‌رسد که تهران بخواهد به چنین خواسته‌های غرب تن دهد. بنابراین این مساله خود می‌تواند به مثابه یک عامل بازدارنده بر روند مذاکره اثر‌گذار باشد. مشخصا غرب برای کسب امتیاز به دنبال هر بهانه‌ای می‌رود. برای مثال مساله پرونده سقوط هواپیمایی یک موضوع خارج از برجام است. همین دیروز وزرای امور خارجه چهار کشور کانادا، اوکراین، انگلستان و سوئد اعلام کرده‌اند که اگر ایران نخواهد در ماجرای سقوط هواپیمای اوکراینی شفافیت به خرج دهد و به پرداخت عادلانه غرامت بازماندگان رضایت ندهد، ممکن است واشنگتن و یکی از اعضای اروپایی برجام یعنی انگلستان همین عدم شفافیت و عدم رضایت را دستمایه تاخیر در روند‌های مذاکره کنند. البته در شرایط حاضر چهار کشور کانادا، اوکراین، انگلستان و سوئد تلاش دارند که با جوسازی و به صورت مستقیم طرف غربی را با اغوا در مذاکره با مقامات تحت تاثیر قرار دهند و آن را به مثابه اهرمی برای فشار بر ایران در بازگشت به تعهدات برجامی یا پذیرش خواسته‌های غرب کنند و صد البته که این مساله با توجه به عنوان یک موضوع غیر برجامی نمی‌تواند سبب ترغیب تهران در پذیرش خواسته‌های غرب شود. به این ترتیب و با توجه به رد پذیرش خواسته‌های غرب از سوی تهران، ما باید شاهد تاخیر در روند مذاکرات وین باشیم و شاید به همین علت توافق در ماه جاری حاصل نشود.
انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی