آرمان ملی: همه طرفهای برجام مذاکرات برجام را امیدوار کننده ارزیابی کردهاند و معتقدند که اگر اتفاق خاصی رخ ندهد میتوان نسبت به احیای برجام و رسیدن به توافق در این دور خوشبین بود. این در حالی است که برخی معتقدند هنوز اختلافات وجود دارد که باعث میشود مذاکرات فرسایشی شده و به زودی شاهد اعلام توافق از سوی طرفین مذاکره نباشیم و آنچه مسلم است توافق در صورتی انجام خواهد شد که تحریمهای ایران برداشته شود و هر حالتی جز این توافق محسوب نخواهد شد. در این راستا برای بررسی مذاکرات برجام، احتمال رسیدن به توافق و چالشهای توافق «آرمان ملی» با محسن جلیلوند کارشناس مسائل بینالملل به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
همه طرفهای برجام به سازنده بودن و امیدواری به احیای توافق ابراز خوشبینی میکنند تحلیل شما از روندهای حاکم بر مذاکرات دور هشتم چگونه است؟
کلماتی مانند سازنده، رو به جلو، اعلام مواضع، مذاکرات به موفقیت میرسد و... را در این 20 سال گذشته به اندازهای شنیدیم که دیگر خسته کننده شده است. صرف نظر از این موضوع دور هشتم مذاکرات همانطور که نماینده روسیه آقای اولیانوف گفته پیگیری همان مذاکراتی است که آقای عراقچی و تیمش انجام میدادند و دنباله همان است و چیزی بیش از آن را نمیخواهد. ایران نیز به دنبال همین امر است. در مذاکره وقتی خانهای هم بخواهید بخرید صاحب خانه با حداکثر و شما با حداقل قیمت وارد مذاکره میشوید و فرد صاحب املاک درصدد است که حد وسطی را بگیرد و موضوع را حل کند. این وظیفه اکنون در دور هشتم مذاکرات بر عهده روسیه است. اما اینکه مذاکرات دور هشتم به نتیجه برسد تابع برخی شرایط و مولفهها است و اینکه هیأت ایرانی چه چیزهایی مطرح کند. لذا من یک حالت سر درگمی در طرفین مذاکره میبینم. یعنی ایرانیها دقیقا نمیدانند که بر روی چه چیزی پافشاری کنند و طرف مقابل نیز نمیداند. در حال حاضر فضای مذاکرات یک حالت پارادوکسیکالی پیدا کرده است. در میز مذاکره شما یک منبع تهدید دارید و یک یا حد Vertical limit یا حد عمودی را مطرح میکنید تا بر روی آن حد عمود
شما همه به توافق برسند. حد عمود که غربیها میگویند ایران برای خود تعریف کرده رسیدن به توانایی ساخت سلاح هستهای است. در عین حال مقام معظم رهبری در فتوا داده که ساخت سلاح هستهای خط قرمز ماست. پس این منبع تهدید ایران که غربیها مطرح میکنند جای پرسش و تناقض است و وضعیت پارادوکسیکالی است که غربیها در آن گیر کردهاند. از طرفی ایران نیز میگوید که ما میخواهیم تحریمهای برجامی و غیر برجامی یک جا لغو شوند که این نمیشود، چرا که برجامی که ترامپ از آن خارج شده بود و به واسطه آن تحریمهایی برداشته شده بود تحریمهای برجامی بود اما بالای 70 درصد تحریمهایی که ترامپ برای ایران وضع کرده غیر برجامی است و هیچ ارتباطی به برنامه هستهای ایران ندارد و در حوزه حقوق بشر و مسائل منطقهای و... است. بنابراین ایران نیز در این تناقض گیر کرده است. بنابر این هر دو طرف در وضعیت پارادوکسیکال قرار دارند. اینکه گفته میشود آمریکا باید تضمین دهد که رئیسجمهور بعدی از توافق بیرون نیاید نیز امری پارادوکسیکال است، چراکه این مساله باید در مجلسین آمریکا تصویب شود که آنها هرگز این کار را نمیکنند. چون اگر این اتفاق بیفتد آمریکا تا ابد
منفعل میشود و نمیتواند نسبت به برجام واکنشی داشته باشد. مثل قرارداد دوستی و مودت ایران و آمریکا که از سال 1955 تاکنون هر دو کشور به آن پایبند هستند، چراکه در آن زمان مجلس شورای ملی و سنای ایران و مجلس نمایندگان و سنای آمریکا این قرارداد را تصویب کرد. لذا هیچ رئیسجمهوری نمیتواند از این قرارداد خارج شود. حتی آقای ترامپ نیز که از همه قراردادها خارج میشد نتوانست از آن خارج شود. چون خیلی سر راست و محکم بسته شده بود. حال وسط این پارادوکس باید یک حالتی پیش آید که از درون آن توافق حاصل شود. من خودم فکر میکنم که طرفین در این دور به یک توافق نصفه و نیمه راضی میشوند تا دورههای بعد به توافقی بلند مدت برسند.
نوع رویکردها و تحرکات روسیه را به عنوان یکی از طرفهای تاثیرگذار در مذاکرات چطور میبینید؟
من معتقدم که معامله را روسها مدیریت میکنند و این ضعف ایران و آمریکا است که با هم مذاکره نمیکنند. اگر ایران و آمریکا به صورت مستقیم با یکدیگر مذاکره کنند روسها به طور خودکار دیگر جایگاهی در این میان نخواهد داشت. اما چون ایران و آمریکا با هم مذاکره نمیکنند روسها مدیریت جریان را به عهده دارند. وقتی هم طرف سومی مدیریت قضیه را بر عهده میگیرد اولین کاری که میکند منافع خود را در نظر میگیرد. هر کشوری به فکر خودش است و همه طرفهای حاضر در مذاکرات نیز در این مذاکرات منافع خود را در نظر میگیرند. تروئیکای اروپا نیز گرچه به فکر منافع و دستاوردهای برجام از جمله رسیدن به بازارهای ایران هستند اما بیشتر با آمریکا هماهنگ هستند و آنها منافع خود را با آمریکا تقسیم میکنند.
از دیدگاه شما چه میزان این ابراز امیدواریها نسبت به احیای توافق میتواند جنبه عملیاتی به خود بگیرد؟
به نظر من اگر اتفاق خاصی رخ ندهد و متغیرهای دیگری بر مذاکرات تاثیر نگذارند و روند مذاکرات به همینگونه که هست پیش برود در این دور از مذاکرات طرفین با دستکاری در برخی مسائل به یک توافق کوتاه مدت و حداقلی رضایت خواهند داد تا اگر طرفین از این توافق کوتاه مدت ابراز رضایت کردند و موافق بودند مذاکرات بعدی را در مورد سایر مسائل صورت دهند که آن مذاکرات یک توافق بلندمدت را رقم زند. البته باید این مساله را نیز در نظر گرفت که ایران میتواند اهرم فشارهایی در این مذاکرات داشته باشد. مثلا مسائل منطقهای ایران خیلی میتواند اهمیت داشته باشد اما نه به صورت مستقیم بلکه به صورت غیرمستقیم. البته به نظر من فعلا چنین موضوعاتی در حاشیه است و اصل قضیه مساله برنامه هستهای است، چراکه سایر مسائل مثل برنامه هستهای از طرف غربیها تهدید فوری تلقی نمیشود و میتوان بعدا به آنها پرداخت.