مذاکرات وین در یک مسیر لغزان در حال انجام است. از طرفی ایالات متحده درگیر سیاست داخلی با توجه به برگزاری انتخابات میاندورهای کنگره و همچنین لغزندگی دولت بایدن در برابر مخالفتهای موجود است. اگرچه سیاست خارجی چندان اثری بر تصمیم رأی دهندگان در حوزه مسائل آمریکا ندارد، اما میتواند به عنوان عاملی موثر بخشی از ناکامیهای دولت بایدن را در این زمینه ترمیم کند. از طرف دیگر اسرائیل در منطقه عزمی جدی را برای ایجاد یک فضای مداخله جویانه در مذاکرات هستهای به نمایش گذاشته است که چنین عزمی موجب انعکاس پژواکی آن، در ارتباط با رفتار نظام شد. در داخل نیز شاهد نوعی لغزندگی در فضای بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی هستیم، به ویژه مسائل اقتصادی که تحریمها اثرات مخربی بر آن داشته است. ایران همچنین در یک جنگ هیبت و حیثیت با دولت یکدست شده آقای رئیسی با تفکر حاکم تحت عنوان تفکر انقلابی روبهروست که اگر بخواهد زمینههای یک نوع مبادله و سازش را با طرف مقابل فراهم آورد، مفهوم انقلابی به عنوان ستون فقراتی این دولت و رویکرد نظام حکومتی با پرسشهای جدی منتقدان و مخالفان روبهرو خواهد شد. اگر چه توافق و رفع تحریمها میتواند نسیمی را برای تودههای مردم به همراه داشته باشد ولی پس از آن میتواند به ضد خود تبدیل و زمینه انتقادهای مردم را نسبت به سیاستهای بلندمدت دهههای اخیر فراهم آورد. بههمین جهت باید عنوان کرد که لغزندگی در مذاکرات پیشرو به چشم میخورد و متن مورد مذاکره نیز از سوی طرفین نیز در چنین وضعیت مشابهی قرار دارد. وجود چنین وضعیتی بازتاب دهنده چالشهای دیگر خواهد بود: اگر بایدن بخواهد نرمشی را در قبال ایران انجام دهد در این صورت با دموکراتهای رادیکال و جمهوریخواهان فرا رادیکالی مواجه خواهد شد که از یک طرف مخالف ایران هستند و از طرف دیگر سازش احتمالی و عقبنشینی بایدن در ارتباط با تهران را به صورت پتکی بر سر او در انتخابات 2024 فرود خواهند آورد و از همینرو به نظر میرسد که در مذاکرات وضعیت فعلی تداوم یابد. در طرف دیگر یعنی اسرائیل در تلاش است تا در صورت شکست مذاکرات، اتمام مذاکره با تهران را در فرآیند پرونده هستهای رقم بزند و بدین ترتیب ماندن در وضعیت موجود برای تهران و واشنگتن را محدود کند. در چنین حالتی شاید عدم تطبیق دولتهای عربی یعنی عربستان و کشورهای همسوی آن با وضعیت فعلی احساس شود و در فضای بیرونی بیانگر نوعی آرامش در پایتختهای عربی نسبت به ایران باشد، اما در عمل هماهنگیهای بیشتر این کشورها در این زمینه با اسرائیل احساس میشود. با این وجود میتوان گفت لغزندگی مذاکرات میتواند منجر به یک تصمیم بزرگ شود: عقب نشینی تهران و یا عقب نشینی واشنگتن. یا در حالت دیگر عقب نشینی آشکار و هماهنگ دو طرف برای خروج وضعیت کنونی از بن بست. حالت بعدی میتواند مانور ظاهری آمریکا برای لغو تحریمهای حداقلی در ازای قبول درخواستهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی از سوی ایران باشد تا در این صورت زمینههای حفظ وضع موجود فراهماید.به نظر میرسد سناریوی آخر متحملتر باشد. چرا که هر دو طرف یعنی واشنگتن و تهران به راحتی نمیتوانند به یکباره بن بست کنونی را بشکنند. چرا که پیامدها و پژواکهای شکست این بن بست میتواند بر روی دولتهای ایران و آمریکا اثرات تخریبی جانبی خود را بهجا بگذارد. از همینرو به نظر میرسد تلاشها برای حفظ وضع موجود ادامه یابد و برای ماندن در پشت میز مذاکره عقب نشینیهای تاکتیکی را در آینده در حوزه ادبیات و گفتار از خود نشان دهند ولی در رفتار رویکردهای تقابل جویانه خود را تقویت کنند.