رعایت صحیح پروتکلهای بهداشتی نباید موجب نگرانی درباره بروز اختلالات وسواس فکری- عملی شود. انسان در طول دوران زندگی افکار وسواسگونه و وارسیهای نامعقول همچون «آیا اجاق گاز را خاموش کردم، آیا در و پنجرهها را قفل کردم، (در دوران شیوع کرونا) آیا دستانم را به دقت شستهام و...» را تجربه میکند. این افکار و اندیشه در ذهن انسان چرخیده و توجه انسان را جلب میکند، اما بهسرعت فراموش شده و ذهن را در درازمدت درگیر نمیکند، بنابراین بهعنوان یک اختلال ذهنی- روانی هم شناخته نمیشود. اختلال وسواس فکری- عملی از 2 جز تشکیل میشود. وسواسهای فکری که شامل افکار، تصورات و تکانههای رفتاری است وهوشیاری را اشغال میکند و وسواسهای عملی که پاسخ بیمار به وسواسهای فکری است. این افکار و اندیشه زاییده ذهن بیمار بوده و از بیرون تحمیل نمیشود. بیمار نیز درک میکند که این افکار و اعمال، افراطی و نامعقول است و سعی در سرکوب رفتار خواهد داشت. وارسیهای افراطگونه، رعایت ترتیبی خاص در برخی اعمال (همچون شستوشوی دستها) و شمارش و تکرار بیصدا و اجباری کلمات با هدف پیشگیری از وقایع ناگوار و پیشگیری از پریشانی و نگرانی از جمله این وسواسها به شمار میرود. وسواسهای فکری عمدتا به وسواسهای عملی همراه میشود، این اختلال روانی بهدلیل اتلافوقت و انرژی، فعالیتهای روزمره را نیز تحتتاثیر قرار داده و روابط اجتماعی را مختل میکند. این اختلال از علل روانشناسی متعددی برخوردار بوده و مستلزم درمانهای خاص است. برخی از بیماران این گروه بهدلیل آسیب در انتقال دهندههای عصبی (نظیر سروتونین) به این بیماری مبتلا میشوند. بعضی از بیماران هم در ارتباط با شیارهای گیجگاهی از لحاظ مغذی دچار مشکل بوده و این آسیب را تجربه میکنند. در دوران شیوع کرونا نیز بروز و تشدید اختلالات وسواسی ناشی از زمینههای بیماری در گذشته (قبل از پاندمی کرونا) بوده است. بنابراین رعایت پروتکلهای بهداشتی مقابله با کرونا نباید با نگرانی در خصوص ابتلا به اختلالات وسواسی همراه شود. دیدگاههای روانکاوانه ریشه این بیماری را در فراگیری برخی آداب دوران کودکی عنوان میکند. بهعنوان مثال، آداب سختگیرانه شستوشو در دروان کودکی سبب شخصیت نگهدارنده و بروز تعارضاتی میشود که در نهایت میتواند به وسواس بینجامد. دیدگاههای شناختی- رفتاری نیز این اختلال را آمیخته با افسردگی دانسته و بهمنظور معالجه هم درمانهای شناختی- رفتاری را پیشنهاد میدهند.