بیش از چهار دهه از پیروزی انقلاب میگذرد، انقلابی كه معلم و دانشآموز در پیروزی آن نقش مهمی در كنار همه ملت ایران داشت و پس از آن نیز در جنگ تحمیلی، دفاع هم معلم و هم دانش آموز بیشترین حضور را در جبههها به نام خود ثبت کردند. این قشر سالها بدون ادعا و در سنگر دیگر و در كلاس درس و مدرسه برای آموزش و تربیت آینده سازان کشور تلاش نمودند. معلم سالها فرق و فقر و تبعییض بیعدالتی، جولان آقازادهها و فساد را نظارهگر بود و با نجابت و درایت به دولتها و جناحهای سیاسی هشدار داد که وضعیت اقتصادی این قشر مناسب نیست، اما گوش شنوایی نبود؟! معلم امروز باز برای رسیدن به عدالت نگران است. نگران رشد بیعدالتی و تبعیض در جامعه، نگران رشد فساد، اختلاس و آقازادگی، رانت خواری، نجومی بگیری و… است. معلم بیش از در این سالها بیعدالتی و تبعیض را تحمل كرد و بعد از یک چله كشی و ریاضت سخت به ستوه آمد و برای عدالت و رفع تبعیض شاید راه و چارهای جز به اعتراض نداشت. به خیابان آمدن معلم به عنوان یک قشر فرهنگی، متفاوت است، نه شعارش ساختارشكن است و نه از خشونت و تخریب اموال عمومی خبری هست، به میدان آمدن او هم، كلاسی آموزشی است و برای مبارزهای مدنی و فرهنگی. پلاكاردش چند برگ كاغذ ساده است كه در دست دارد و مطالباتش را در آن به زبانی ساده نوشته است و به جامعه و قانونگذار نشان میدهد. «معلم بپا خیز، برای رفع تبعیض»، «معلم بیدار است، از تبعیض بیزار است» و... دانش آموزان هم در كنار معلم ایستاده و باز هم با پلاكاردی كوچك «آمدهام تا از حقوق معلمم دفاع كنم.» آیا مسئولان در دولتهای قبلی از خود پرسیدهاند که در كجا اشتباه كردهایم و به خطا رفتهایم كه باز معلم به خیابان آمده و از بیعدالتی و تبعیض گلایه دارد؟! چرا این سنگ صبور جامعه فریادش بلند شده است؟! بههر حال این حضور آرام معلم هشداری است كه برخی از مسئولان در مسیر درست و صحیح حرکت نکردهاند، در اجرای عدالت، رفع تبعییض و مبارزه با فساد خوب عمل نكردهایم كه معلم را از كلاس درس بیرون كشاندهایم. معلم از تبعیض بیزار است و او فساد، بیعدالتی را فریاد میزند. باید صدا و فریاد معلم را شنید و در آن تامل نمود. مسیر اشتباه را اصلاح کرد، مطالبات و خواستههای معلم، نه زیاد است و نه زیاده خواهی، معلم فقط عدالت میخواهد. صدای عدالتخواهانه معلم را بشنویم و برای رفع تبعیض و بیعدالتی كاری باید كرد. شاید سیاستمداران غرق در قدرت صدا و فریاد معلم را خوب نشنوند و درک نكنند، ولی باید بدانند صدای معلم صدایی متفاوت است، صدای هشدار دهنده و بیدار كننده و بهتر است قبل از آنكه این صدا به فریاد تبدیل شود، آن را شنید. بیشک جامعهای به رشد و پیشرفت و تعالی میرسد كه معلم بدون نگرانی در كلاس درس باشد، وقتی معلم نگران معیشت است، نمیتوان سخن از توسعه و پیشرفت و رفاه مردم زد.