یک طرف پیراهنها را چیده و در یک طرف بساطش که پارچه کهنهای بر روی کف پیادهرو است، کفشهای کهنه را جفت کرده است. میپرسم از کجا آوردی؟ گویی برای پاسخ واهمه داشته باشد، میگوید: «چیکار داری تو یه جفت بخر. همش خارجیه، 10 بار هم بپوشی پاره نمیشه." هر کجا تردد بیشتر است بساط کردهاند. برخی نایلون پیچ هم میکنند، به قیمتهای باورنکردنی که همه رهگذران را روی اجناس تلنبار میکند. داد میزند «خانم نایلون رو باز نکن.» باید باز نکرده و فقط جنس تا خورده را بخری. ا... و اعلم که داخل آن چیست. برخی هم لباسها را روی هم ریختهاند و داد میزنند: «بدو بدو حراج شد، 10 تومن اینور بازار.» بوی کهنگی و ماندگی و در برخی بوی مواد ضدعفونی کننده روی لباسها ماسیده است. کارشان به سایتها و پیجها هم کشیده شده است. بوی کهنگی از لباسی که روی رگال عکس آن گرفته شده و تبلیغ میشود، شنیده میشود. اما مشتری هم دارد. کفش، لباس و وسایل شخصی کهنه. همگی به قیمتهای پایین تا یک دهم قیمت مشابه جنس نو به فروش میرسد. برخی صفحات نیز اجناس با کیفیتتر به فروش میرسانند، برای گروهی که دغدغه لاکچری بودن دارند اما پولش را ندارند. اجناسی که به قول
خودشان یک یا دو بار پوشیده شده و کیفیت بالایی دارد در این صفحات به فروش میرسد. با افزایش قیمتها و ناتوانی در تنوع دادن به کالای مصرفی، استفاده از اجناس کهنه و لباسهای مندرس باب شده است. «مشتری دارد وگرنه نمیفروختیم.» این شعار تمام فروشندگان برای توجیه فروش لباس کهنه است. تاب و تب فروش لباس کهنه در کرونا کمتر نشد. به نظر میرسید مردم کمتر این طرف و آن طرف میروند. مهمانی و دور همیکمتری دارند و در نتیجه لباس کمتری نیاز خواهند داشت. اما واقعیت این بود که تب مصرف حتی در شرایط کرونا هم فروکش نکرد. این هم نظر برخی خریداران است که علاقهمند به خرید با قیمت پایین هستند. میپرسم مگر از سلامت آن مطمئن هستی؟ نمیترسی صاحب قبلی بیماری پوستی داشته باشه؟ «میشورمش بعد میپوشم. تازه جنس نو هم اونقد دستبهدست میشه که باید شستش. اینا کهنه نیست که جنس خارجیه در حد نوه. پولم کجا بود برم کاپشن چرم بدم20 تومن.» این پاسخ مانع سوالات بعدی است. فشار اقتصادی موجب شده تا قشر متوسط به سمت مصرف اجناس دست دوم خانگی و حتی لباس دست دوم بروند. بساطیها هم به این نیاز واقفند و به دلیل اینکه در شرایط کرونا خیلیها شغل و توان قبلی
اقتصادی خود را از دست دادهاند، سرمایهای در دست ندارند و قادر به اجاره مغازه نیستند، به سمت خرید و فروش کالاهای دست دوم رفتهاند. اما سوال این است که این اجناس از کجا به دست فروشندگان میرسد؟ برخی از اجناس کالاهای دست دومی است که از مرزها وارد میشود و برخی در کمال ناباوری لباس و وسایل مورد استفاده خود مردم است که به دلیل شرایط بد اقتصادی به فروش میرسد. شبکههای اجتماعی نیز فرصتی فراهم کرده تا با هویت پنهان نسبت به خرید و فروش کالاها اقدام کرد. از شخصیترین وسایل تا لوازم خانگی در سایتها و صفحات تبلیغ میشود و در معاملات این خود خریدار است که مسئولیت آن را بر عهده دارد. برخی از فروشندگان به اذعان خودشان کالای چینی استوک را خریداری و به فروش میرسانند. از لوازم برقی و الکترونیک گرفته تا لباس چرم و کالاهای زینتی. در کمال شگفتی کالای استوک چینی به کالای نو ایرانی ترجیح داده میشود و به دلیل افزایش قیمت کالاهای وارداتی و کیفیت غیر قابل قبول برخی کالاهای ایرانی موجب شده مصرف اجناس کهنه با افزایش همراه شود. در این میان برخی شهروندان به دوست و فامیل خود صفحات اجناس استوک را معرفی نیز میکنند. به مرور زمان
روحیه خجالت کشیدن در مصرف کالای دست دوم کنار گذاشته شده و برای خرید کالای مرغوب، مردم به یکدیگر خرید جنس مصرف شده خارجی را پیشنهاد میکنند. موضوعی که روند رو به افزایش داشته و از لکههای اعیان افت توان اقتصادی خانوادهها است.