آرمان ملی- حمید شجاعی: در اکثریت قریب به اتفاق جوامع که جریانهای سیاسی برای کسب قدرت رقابت میکنند همه بر یک اصل اساسی وقوف دارند و آن هم اینکه هر جریانی بتواند مردم را به سمت و سوی خود متمایل کند شانس بیشتری برای پیروزی و موفقیت در رقابتهای انتخاباتی خواهد داشت. جامعه ایران نیز جدای از اینگونه جوامع نیست و هر جریانی که بتواند مطالبات مردم را هدف قرار دهد و صدای مردم باشد؛ جامعه با آن جریان احساس نزدیکی بیشتر خواهد کرد و قدر مسلم حمایت خود را سمت آن جریان خواهد برد. اصلاحطلبان نیز به عنوان جریانی قدمتدار که بیش از دو دهه کنشگری سیاسی فعال در جامعه ر ا تجربه کردهاند امروز به این نتیجه رسیدهاند که برای کسب رضایت و حمایت مردم باید با تغییرات روزآمد جامعه و جهان، گفتمان و راهبردهای اصلاحطلبی نیز تغییر کند. اما اینکه این تحول و دگرگونی چگونه و طبق چه ضوابطی خواهد بود باید منظر ماند و دید که اصلاحطلبان چه نگرشی به این موضوع خواهند داشت.
اصلاح روزآمد اصلاحطلبی
اصلاحطلبان طی دهههای گذشته به تناوب جریان سیاسی غالب در جامعه بودند که توانستند با شعارهای نو، مردم پسند و رو به جلو جامعه را با خود همراه کنند تا در مقاطعی مدیریت امور در مناصب انتخابی را در دست بگیرند. هر چند که نمود بارز عملکردی اصلاحطلبان را میتوان در دولتهای هفتم و هشتم موسوم به اصلاحات دید که به قرائت آمارو ارقام و به گواه بسیاری دولت سید محمد خاتمی تا کنون بهترین دولت پس از انقلاب بوده است. با این حال طی مقاطع مختلف گذشته به وضوح شاهد بودیم که هر چه از خرداد 76 و آموزههای آن فاصله گرفتیم و به جلو آمدیم؛ اصلاحطلبان نیز مثل سابق نتوانستند فهم گفتمانی خود را مبتنی بر شرایط روز جامعه و آنطور که باید و شاید به جامعه عرضه کنند و همین امر باعث شده تا به رغم شعارهای اصلاحطلبان در خصوص محوریت مطالبات مردم، بازگشت به مردم و حل مشکلات مردم؛ جامعه در عمل این رویکرد را از آنها نبیند. به همین جهت نیز نیک میتوان دید که چرا مردم در انتخاباتهای مجلس یازدهم در اسفند 98 و ریاست جمهوری و شوراها در خرداد1400 شرکت نکردند و قدر مسلم اصلاحطلبان نیز با عدم شرکت مردم در انتخابات نتوانستند به موفقیتی دست پیدا
کنند. هر چند که رویکرد دیگری نیز از سوی از اصلاحطلبان مطرح میشود که اساسا عدم شرکت مردم در انتخابات به جهت رویگردانی مردم از اصلاحطلبان نبوده بلکه مردم با عدم حضور خود اعتراضشان به فرآیندهای موجود و شرایط زندگی، اقتصاد و معیشتشان را ابراز کردند. با این حال اگر این رویکرد را نیز بپذیریم اما بازهم امروز جامعه نگرش چندان مثبتی به اصلاحطلبان ندارد چرا که میداند اصلاحطلبان نیز حتی اگر در قدرت باشند برنامه مدون و مشخصی برای عبور از وضع موجود و رسیدن به وضع مطلوب ندارند و مهمتر از آن اگر برنامهای هم داشته باشند اختیاری برای انجام برنامههای خود نخواهند داشت. در این میان برخی تحلیلگران و نظریهپردازان معتقدند که اصلاحطلبان دیگر با رویکردها و راهبردهای سابق نمیتوانند به کنشسیاسی موفق و تاثیرگذار در جامعه بپردازند و ضرورت تغییر و تحول در عملکردها، راهبردها، پالایش ساختاری و گفتمانی و در نهایت اصلاحطلبی معطوف به تغییرات امروز جامعه به وفور در جریان اصلاحات احساس میشود. امری که از سید محمد خاتمی؛ رئیس دولت اصلاحات گرفته تا نظریهپردازان و فعالان سیاسی و حزبی بدان اذعان دارند که اگر میخواهیم بازهم مردم
به سمت اصلاحطلبان بیایند، بازیابی سرمایه اجتماعی به نحو مطلوبی صورت گیرد و شکاف میان مردم و اصلاحطلبان پر شود باید این بازنگری و تحول در جریان اصلاحات صورت پذیرد. نظریه پردازانی همچون محمدرضا تاجیک این استراتژی را تحت عنوان اصلاحات مستمر مطرح میکنند. به عبارتی هر لحظه در درون خود به امر اصلاح مشغولبودن و از منظر جدید، مناسبات جامعه سیاسی، قدرت و روابط نامتقارن نیروها را مورد نقد قرار دادن. حال باید دید این تغییر و تحول با چه سازوکاری و در چه موقعیت زمانی کلید خورده و انجام خواهد پذیرفت.
نمیتوان با شعار کشور را اداره کرد
رئیس بنیاد امید ایرانیان با اشاره به مأموریتهای این بنیاد در دهه دوم فعالیت خود اظهار داشت: بنیاد امید ایرانیان برای نیل به حکمرانی خوب در کشور حاضر است تمامی ظرفیتهای کارگروههای مختلف خود را در خدمت مدیران جامعه قرار دهد .هرچند در مقطع فعلی نوعی بینیازی برای استفاده از ظرفیت فکری نخبگان در بخشهای مدیریتی کشور احساس میشود. وی بر لزوم راهاندازی اندیشکده بنیاد امید ایرانیان تاکید کرد و از اعضای هیاتمدیره بنیاد خواست این اندیشکده با محوریت جوانان نخبه تاسیس شود. محمدرضا عارف با اشاره به شرایط فعلی کشور و با اظهار تأسف از احساس یاس و ناامیدی در اقشار مختلف جامعه گفت: در ادوار مختلف بعد از انقلاب اسلامی با بحرانها و شرایط سختی روبهرو بودیم اما هنر گفتمان اصلاحات حضور و انجام مسئولیت در شرایط سخت است و خوشبختانه کارنامه عملکرد جریان اصلاحات بهرغم سنگاندازیهای فراوانی که از سوی جریان مقابل که در قدرت حضور داشتند صورت میگرفت نشان از تاثیرگذاری در حوزههای مختلف جامعه بوده است. عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با تاکید براینکه گفتمان اصلاحات گفتمانی بنبست شکن است، عنوان کرد: شخصا وضعیت فعلی کشور را در
شأن مردم شریف ایران نمیدانم با شعار نمیتوان کشور را اداره کرد متاسفانه نوعی سردرگمی و بیبرنامهگی در مدیریت کشور مشاهده میشود و تداوم این سبک مدیریت فرجام نامطلوبی برای کشور در پی دارد. معاون اول رئیسجمهور در دولت اصلاحات با اشاره به وضعیت جریان اصلاحات در مقطع فعلی، بیان کرد: ما در جریان اصلاحات حتما نیازمند به یک تحول اساسی هستیم و برای ایجاد این تحول همه احزاب، گروهها و شخصیتهای تاثیرگذار این جریان باید با برنامهریزی دقیق و منطبق با شرایط جامعه بهرغم تمام محدودیتهایی که برای این جریان ایجاد کردهاند در متن جامعه حضور فعال و تاثیرگذار داشته باشند چرا که مطمئنا شرایط فعلی بر اساس خواست و اراده مردم تغییر خواهد کرد.