ادامه از صفحه اول/ درحقیقت اینها پیامرسانهای مطمئنی نیستند که بخواهند نقش پیامرسان در گفتوگوهای 1+4 را بازی کنند یا توافق سر درفتهای که ما میخواهیم انجام شود. چرا این مسیر نا مطمئن را طی میکنیم درحالی که خود آمریکاییها بارها اعلام کردهاند که بهتر است، مذاکره مستقیم انجام شود. نکته دیگر روایتها در مورد مسئله توافق بر سر برجام ژوئن است یا نه. چون مذاکرهکنندگان در ابتدا شش دور مذاکره قبلی را قبول نداشتند و آن را دارای اشکالهای زیادی میدانستند که با موضع طرفهای دیگر منجمله روسیه مواجه شد و آنها هم با کشورهای اروپایی همراه شدند که وقت و هزینه صرف شده است. بعد از آنکه آقای باقری دو پیشنهاد را در پایان دور هفتم مذاکرات داده بود، که با واکنشهای تندی مواجه شد که به معنای بازگشت به نقطه صفر تلقی میشد. اکنون با چند روایت مواجهیم: نخست به گفته آقای باقری توانستهایم روی یک درفت مشترک به توافق برسیم و از آن طرف هنوز اروپاییها میگویند که هنوز چنین اتفاقی نیفتاده. مواضع چین که اصلا نامشخص است و صحبت نمیکند. مواضع روسها یک مقدار توام با ابهاماتی است. از این تعجب میکنم که آن طرف قضیه درحالی اطلاع
رسانی میکند که شاید چندان به مذاکرات هستهای توجهی نداشته باشد و جزو مشغولیات ذهنیشان نباشد، ندارد. اما این طرف قضیه و مردم ما این همه نسبت به مسئله مذاکره حساس هستند و با هر بالا پائین شدن مذاکرات، تمام زندگی مردم دارد بالا پائین میشود اما به هیچ عنوان اطلاع رسانی درستی نمیشود.مگر میشود که یک مذاکرهکننده فقط به یک توئیت بسنده کند؟ درحقیقت اینکه به تفاهم و یک متن مشترک رسیدیم یا نه هنوز در هالهای از ابهام است. در تمام موضوعات دچار یک ابهاماتی هستیم که هم روی شرایط روانی جامعه اثر منفی دارد و هم روی شاخصهای اقتصادی در کشور ما تاثیرگذار است که امروز مشخص شده تحت تاثیر مذاکرات است، به رغم تمام وعدههایی که داده شده بود و اقتصاد کشور را به بند ناف برجام گره نخواهند زد. بنابراین درخواستم از مذاکرهکنندگان این است که حداقل مردم را محرم بدانند و اطلاعرسانی خوبی داشته باشند. مطمئن باشند اگر درست تصمیم بگیرند، مردم حتما حمایت خواهند کرد و شوکهای سیاسی و روانی به آنها وارد نخواهد شد.