مساله بزرگ مذاکرات در بخشی قرار دارد که به ایرانهراسی منجر میشود، اگر دلایل و بهانههای ایرانهراسی از میان برداشته شود، امیدوار برای رسیدن به تفاهم و احیای بزجام هستیم. ایران اعلام کرده است فقط به متن برجام وفادار هستیم، نه بیش از آن و به تعهداتمان پایبند خواهیم بود مشروط به رفع تحریمها، چنین توقعی منطقی است. اگر قرار است تعهدی یک جانبه باشد به جایی نمیرسد. پایبند بودن به تعهدات در قالب ادبیات برجام مشتمل بر دو بخش است؛ یکی تعهدات مبنی بر محدودیتهای فعالیتهای هستهای که در راستای رفع نگرانی از ادعای دستیابی ایران به سلاح هستهای است. بخش دوم تعهدات مندرج در مقدمه برجام مربوط به رعایت امنیت و ثبات منطقه است، این بخش قابل تعبیر و تفسیر و هم آثاری را بهدنبال دارد. در یکی از گفتوگوهای مقامات مسئول اعلام شد که ایران قصد حمله به هیچ کشوری در منطقه را ندارد. این اقدامی است که رسیدن به توافق را میتواند تضمین کند، به شرط اینکه فقط در گفتار باقی نماند و شامل رفع اقدامات تهدیدآمیز هم باشد. تنها مشکل و دلیل اینکه برجام پس از موفقیت و شروع به کار با خروج آمریکا در زمان ترامپ مواجه شد، همان عملیات منطقهای بود و لاغیر! رفع تهدیدات بیش از همه به نفع خود ایران است. الان چندان بنیهای برای ادامه آنگونه تحریمها باقی نمانده است. بنابراین به نفع هر دو طرف است که تنشزدایی را جایگزین تنشآفرینی کنند و رفتار همزیستی مسالمتآمیز را در پیش بگیرند. در این خصوص میتوان به تجربه آلمان بعد از جنگ جهانی دوم اشاره کرد که منجر به پیروزی آلمان در دست یافتن به وحدت و یکپارچگی شد. ادامه خصومت جز فقر و ادامه خشم ، التهاب و تنش نزد مردم دستاورد دیگری ندارد و در مقابل ایجاد آرامش، اطمینان، سرمایهگذاری، اشتغال و رفع تورمهای ناشی از بیثباتی را داریم.