ادامه از صفحه یک/برای یک فرد فقط 200 تا300 سال برای آن فرد هزینه میکند؛ تازه 30 سال هم از این فرد استفاده کرده است. پس هر فرد دو بار برای جامعه هزینه دارد: یک بار کودکی تا پایان تحصیلات و یک بار دوران پیری و بازنشستگی. حال چه باید کرد این نیرویی که هزینهاش را خانوادهاش و کشور ما داده است از میوهاش هم خانواده و هم کشور استفاده کند؟ هر ساله در کشور ما کنکور برگزار میشود. رتبههای برتر کنکور در سه رشته انسانی و تجربی و ریاضی هستند. رتبههای برتر رشته ریاضی جذب رشتههای پزشکی میشوند و بعد هم جذب بازار کار و مشکلی ندارند. رتبههای برتر رشته انسانی هم اکثرا حقوق و... میخوانند و جذب بازار کار میشوند و مشکل ندارند ولی جامعه هدف ما که بیشترین خروج را از کشور دارد رتبههای برتر رشته ریاضی هستند که باید برای آنها برنامهریزی کرد. با برگزاری کنکور و المپیادهای علمی، هر ساله رتبههای برتر در رشته ریاضی سه منطقه 1و 2 و 3 مشخص میشوند . اگر از هر منطقه 1000 نفر اول کنکور ریاضی که در هررشتهای پذیرش شدهاند را بورس کنیم با شرایط بسیار عالی و از استادی دانشگاه تا کار در کارخانههای صنعتی و ادارات دولتی جذب و
مشغول به کار شوند با حقوق و مزایای عالی دیگر دیگر اکثر اینها به فکر رفتن از کشور نمیافتند و به عنوان افراد نخبه و توانمند در کشور خودمان مشغول خواهند شد. و طبق محاسبه اگر هر 3000 نفر جذب شوند در 30 سال میشوند 90 هزار نفر ؛ یعنی کشور ما برای 90 هزار نفر نمیتواند شرایط عالی ایجاد کند؟ همین افرادی که امروز خیلی جاها مشغول هستند میتوانستیم به جای خیلی از افرادی که با سفارش جذب شدند از این نخبهها استفاده کنیم و امروز خیلی از اینها کشور را ترک نمیکردند و میتوانستیم این افراد توانمند را در کشور حفظ کنیم. به امید روزی که قانونگذاران به فکر برنامهریزی برای استفاده از این نیروهای توانمند باشند و کشور را از توانایی نخبگان برخوردار کنند.