بودجه 1401 خیلی تفاوتی با بودجههای سالهای قبل ندارد. اسکلت و به قول مهندسین عمران فونداسیون آن یکی است و بخش عمدهای از بودجه دولتی است یعنی صرف نهادها، شرکتها و سازمانهای بزرگ دولتی میشود. معمولا بیش از نیمی از بودجه همواره به سمت سازمانها، صنایع، شرکتها و موسساتی بوده است که در اختیار دولت است. همچون ایرانخودرو، ذوب آهن، پتروشیمی، هواپیمایی، راه آهن و غیره که تقریبا همه آنها زیان ده هستند. یعنی بیش از نیمی از بودجه سالیانه ما در حقیقت میرود در چاه ویل شرکتهای دولتی که یکی پس از دیگری زیانده هستند و بخش دیگری از بودجه به قول قدیمیها صرف قشون و یا مصارف نظامی میشود و همواره هم گفته میشود که لازم و واجب است، اگر امنیت نباشد چه و چه می شود. اما میتوان پرسید برای کشوری که در حال توسعه است کدام بخش بیشتر مورد نیاز است؛ به قول قدیمیها تعلیم و ترتیب یا به قول امروزیها آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، توسعه حمل و نقل درون و برون شهری، آب کشور و هزینههایی مشابه این موارد آیا بیشتر در اولویت هستند یا صنایع دیگر؟ البته همه هزینهها در بودجه منعکس نمیشود، بخش دیگری از بودجه ظرف سالهای گذشته صرف نهادها و سازمانهایی میشود که «کار فرهنگی» انجام میدادند. سوال این است که این سازمانها چقدر در جهت پیشبرد اهداف و آرمانهای اسلام موفق بودهاند؟ چقدر توانستهاند در داخل کشور میان نسلهای جدید موثر باشند؟ چقدر توانستهاند برای انقلاب اسلامی و اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی اثرگذار باشند؟ همین سوالها را میتوان در خصوص کشورهای اسلامی هم مطرح نمود، آیا ایران امروز در عراق طرفدار بیشتر دارد یا ده سال پیش؟ اینها پرسشهایی است که در ارتباط با بودجه مطرح میشود البته دولت و مجلس معتقد هستند که بودجه را بدون کسری میبندند ولی همه ما میدانیم که چنین امری تقریبا نشدنی است. حکایت بودجهای که کسری ندارد حکایت از این جیب برداشتن و به آن جیب ریختن است. چطور میشود در شرایطی که رکود در کشور حاکم است انتظار مالیات داشت و وقتی نمیتوان انتظار مالیات از کسب و کار و از درآمدها داشت چگونه میتوان به جبران صادرات نفت و سایر اقلام دیگر امید حداکثری داشت. بنابراین این بودجه هم تفاوتی با بودجه سال قبل ندارد. واقعیت آن است که اگر تحول اساسی در کشور بهوجود نیاید این دست بودجهها در حقیقت جز تغییر الفاظ و کلمات، احتمالا تحولی دیگری در راه نیست.