بیانه مشترک ناراندرا مودی نخست وزیر هند و ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه در ارتباط با پرونده هستهای ایران را چگونه ارزیابی میکنید؟
هند در زمانی که پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع داده شد به ضرر ایران رای داد، این اقدام هند تاثیر قابل توجهی در دیدگاه ایران نسبت به هند داشت. در آن زمان هندیها اعلام کردند که مجبور بودند به ضرر ایران در شورای امنیت سازمان ملل رای بدهند. در واقع در زمان ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد یک اجماعی بر سر پرونده هستهای ایران به وجود آمد که منجر به ارجاع پرونده فعالیتهای هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل شد. در حال حاضر هم یکی از موضوعات مطرح در پرونده هستهای و مذاکرات 1+4 این است که اگر ایران و اروپا نتوانند به توافق برسند بار دیگر پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل از طریق رای گیری در شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی ارجاع داده شود. روسیه هم به خوبی متوجه این موضوع است و در واقع کشورها میخواهند موضع خودشان را در این خصوص(پرونده هستهای ایران) بین همدیگر هماهنگ کنند و تبادل نظر در موضع پیدا کنند تا موضوع وخیمتر و بغرنج تر نشود. نکته بعدی این است که هندی ها خودشان را به سمت یک قدرت جهانی در واقع سوق میدهند و انتظار دارند که د ر موضوعات اصلی جهانی اعمال نظر
بکنند. میدانید که سالها است که به دنبال این هستند که به همراه آلمان اعضای جدید شورای امنیت سازمان ملل بشوند و به خاطر این موضوعات اقداماتی هم انجام دادهاند ولی زمینههای این امر هنوز فراهم نشده است و مخالفتها خصوصا از سوی چین که در مورد هند تحفظ دارد که چنین اقدامی صورت بگیرد. به هر حال هند میخواهد رفتار جهانی داشته باشد از این جهت هندیها خود را در این موضوع صاحب نظر می دانند، اما موضوع و دلیل سفر ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه به هند به خاطر رایزنی در مورد پرونده هسته ای ایران نبوده بلکه برای تبادل نظر در مورد موضوعات امنیت منطقهای و خریدهای تسلیحاتی هند از روسیه و همچنین مبادلات از جهت ارزی که به مبادلات محلی تغییر بکند یعنی از دلار بتوانند تبادلات را با ارزهای ملی خودشان انجام بدهند. این موضوعات محور اصلی روسای دو کشور بوده و تا حدود زیادی مسائل جهانی و یک بخشی هم مسائل مربوط به منطقه که شامل ایران و افغانستان هم میشود.
شما در سخنان خود به تلاش هند برای مطرح شده به عنوان یک قدرت جهانی اشاره کردید، مسئولان سیاست خارجی دولت سیزدهم بر روی نگاه به شرق تاکید ویژهای دارند، هند در نگاه به شرق ایران چه جایگاهی دارد؟
نگاه به شرق در حدود 15 سال است که در فضای سیاست خارجی ما مطرح است یعنی از زمان بر سرکار آمدن دولت آقای احمدی نژاد این موضوع مطرح شد و عملا هم روابط تجاری ایران در طول 15 سال گذشته با شرق بوده است. بر اساس آمار تجارت ایران با دنیا در دور دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی 60درصد مبادلات تجاری با کشورهای غیرغربی و شرقی بوده و همچنان هم این میزان افزوده شده و الان اکثریت روابط تجاری ایران با کشورهای شرقی است ولی روابط با کشورهای شرقی بیشتر در حوزه تجاری و مبادله کالا بوده است، سرمایه گذاری اساسی در موضوعاتی مانند نفت و گاز و یا زیرساختها متاسفانه کشورهای شرقی حاضر نشدهاند و حتی هندیها در چاه نفتی فرزاد تعهد داشتند که اقدامات خودشان را انجام بدهند اما بعد از اعمال تحریمها اعلام کردند که نمیتوانند تعهدات خودشان را انجام بدهند یا قرار بود در منطقه آزاد چهاربهار در کارخانههای آهن، آلومینیوم و آمونیاک سرمایه گذاری بکنند از همه این تعهدات شانه خالی کردهاند. قرار بود که در خط آهن چابهار به زاهدان را فاینانس بکنند که اعلام کردند به دلیل تحریمهای ایالات متحده آمریکا قادر به این کار نیستند. یعنی اینکه چه کشورهایی
مانند روسیه، هند یا ژاپن یا هر کشور دیگری اگر بخواهند وارد کارهای اساسی و اصولی بشوند به دلیل عدم تصویب لوایح مربوط به پولشوئی و FATF و موضوع تحریم های آمریکا قادر به این کار نخواهند بود و میزان مبادلات بسیار کاهش یافته است و به صورت تهاتری در آمده است مثلا شما سیب صادر کنید و آنها در مقابل موز بدهند و یا در حدی که صرافیها مبادلات مالی را انجام بدهند و البته سقف مبادلات و انتقال صرافی ها محدود است و بیش از یک مقداری را نمیتوانند جا به جا کنند. در حد این نوع مسائل با این کشورها میشود مبادله داشت ولی میزان و مبلغ که بالاتر برود ارتباطات بسته میشود.
در مورد اجازه پاکستان برای انتقال محموله دارو و گندم اهدائی هند به افغانستان از طریق پاکستان، آیا این امر میتواند منجر به کاهش تنش بین هند و پاکستان شود؟
البته پاکستانیها برای این انتقال شرط گذاشتهاند(محموله اهدائی هند به افغانستان به کامیونهای پاکستانی منتقل شود، به عبارت دیگر انتقال با استفاده از کامیونهای پاکستانی در اختیار سازمان ملل انجام شود). هندیها خیلی سال است که این درخواست را داشتهاند. نزدیکترین راه و مسیری که هند میتواند به افغانستان کالا انتقال بدهد همان مسیری است که از لاهور به سمت پیشاور و از آنجا جلال آباد و کابل منتهی میشود و خیلی از بعد مسافت کوتاه است. اما پاکستانیها به دلیل تنشی که با هندیها داشتند هیچگاه اجازه نمیدادند که هندیها از این مسیر استفاده بکنند. الان خصوصا کسانی که در کابل بر سرکار بودند خیلی از پاکستانی ها خوششان نمیآمد الان که طالبان در افغانستان بر سر کار آمدهاند و کنترل اوضاع را در دست گرفتهاند از پاکستانیها درخواست کردهاند که اجازه بدهد هندیها از این مسیر کالا به افغانستان انتقال بدهند ولی پاکستانیها دوست ندارند که یک روح روابط مثبت بین هندیها و طالبان برقرار شود لذا چون نمیتوانند مخالفت هم بکنند، شرط و شروط هم گذاشتهاند و اخیرا هم در اسلامآباد نماینده طالبان با مقامات پاکستانی مذاکره کردهاند
تا بتوانند این موضوع را حل بکنند. پاکستانیها به کامیونهای هندی اجازه تردد در داخل پاکستان را ندادهاند و همچنین در مورد هزینهها و... شرایط دیگری را هم مطرح کردهاند. من به شخصه در شروع کار خیلی نسبت به این موضوع دیدگاه مثبتی نداشتم و میگفتم که احتمال اینکه این کار نهایی بشود 50-50 است و نمیشود با اطمینان اظهار داشت که حتما انجام میشود الان هم به نظر میرسد که یکسری موانعی است حالا اگر طالبان بتوانند زور خود را بر اسلام آباد تحمیل بکنند این مسیر ممکن است برای یکبار و نه برای همه کالا، موردی برای این موضوع باز شود در غیر این صورت هندی ها مجبور هستند که مانند دفعات گذشته با استفاده از بندر چابهار ایران محموله را انتقال بدهند.
بعد از سقـــوط کابل و تسلط طالبان بر افغانستــان یکی از موضوعات مورد بحث سرنوشت ذخایر مسدود شده بانک مرکزی افغانستان است، داراییهای مسدود شده افغانستان آزاد و در اختیار طالبان قرار خواهد گرفــت؟
اگر داراییهای ایران در آمریکا در طول چهل و سه سال گذشته آزاد شده است یا نه؟ من فکر میکنم آمریکاییها این پول را به مرور و به صورت قطره چکانی و هدفمند در اختیار افغانستان خواهند گذشت از طریق N.G.O ها که کمکهای انسانی به افغانستان انتقال میدهند یا خود سازمان ملل و سازمان بهداشت جهانی و سازمانهای بینالمللی و غیربینالمللی که در زمینه کمکها فعالیت میکنند از این طریق پولها را آزاد میکنند و به راحتی پولها را در اختیار طالبان قرار نمیدهند و نخواهند داد ولی پروسه مذاکرات ادامه خواهد داشت و ممکن است بگویند مبلغ مشخصی را به عنوان پرداخت حقوق و دستمزد کارکنان فلان وزارتخانه آزاد میکنند یعنی هدفمند و مشخص ولی اینکه پول را به صورت نقد و یکجانبه در اختیار طالبان قرار بدهند من پیش بینی نمیکنم.
درگیری مرزی ایران با نیروهای طالبان را در مرزهای شرقی با افغانستان را موقتی میدانید یا احتمال تشدید درگیریها در آینده وجود دارد؟
من تصور میکنم که طالبان به دنبال درگیری با ایران نیست و ایران هم به دنبال درگیری با طالبان نیست. اما ممکن است که عناصری در بین طالبان نفوذ بکنند یا هدایت بدهند به طالبان که به یک نحوی روابط ما را در مرزها متشدد و نا امن بکنند. لذا هم مسئولان ایران و هم مسئولان آن سوی مرز(طالبان) نسبت به این گونه موضوعات هوشیار باشند. تنها موضوع مرز نیمروز مطرح نیست در مورد موضوعات و مسائل دیگر هم احتمال تکرار چنین پیشامدهایی وجود دارد، چراکه نیروهای طالبان اولا آموزش دیده نیستند، دوما سازمان دهی شده نیستند و سوما دولت مرکزی افغانستان که در تسلط طالبان است نسبت به این نیروها اشراف ندارد و به وجود آمدن برخی از درگیریها در مورد مسائل مرزی در منطقه قابل پیش بینی است و هم این طرفباید هوشیار باشد و هم قدرتمندانه بتواند پاسخ بدهد تا خیال هرگونه تشدد مرزی را از سر آنها دور کند همچنان که در این مورد اخیر توپخانه ارتش ایران با اقدامات خودشان آنها را سرجای خودشان بنشانند و آنها مجبور شدند از کابل استعلام بکنند و کابل هم اعلام کرد که این اقدامات اشتباه بوده و نبایستی این درگیریها صورت میگرفت.