در سالهای بعد از فروپاشی شوروی، روسها نفوذ قابلتوجهی را در ساختار سیاسی امنیتی و اقتصادی اوکراین حفظ کردند و به همین خاطر ناتو تمایلی برای پیوستن اوکراین به این سازمان نداشت، اما با سقوط نیروهای روسگرا در کییف عملا این شرایط بر عکس شده و ناتو به شدت به دنبال جذب و هضم این کشور در داخل خود است، پاسخ روسیه میتواند شامل سه سناریو باشد. سناریوی اول بیتفاوتی است؛ یعنی اینکه بدون توجه به سیاست در پیش گرفته شده کشورهای عضو منطقه حائل بین روسیه و غرب، تکلیف موازنه قوا را در اروپا، توازن میان تسلیحات استراتژیک دو طرف مشخص خواهد کرد و با توجه به تحولات صورت گرفته در زمینه توازن نیروهای راهبردی دو طرف طی سالهای گذشته این مهم میتواند ثبات یا بیثباتی اروپا را در دهههای آینده مشخص کند. در سناریوی دوم روسها با یک حمله فوری شرق اوکراین را تصرف کرده و حرکت خود را به سوی کییف و شمال لهستان ادامه میدهند که این حرکت ریسک مخاطرات نظامی متعددی را به دنبال دارد و حتی در صورت عدم پاسخ نظامی ناتو، میتواند بر اقتصاد روسیه فشار شدیدی را وارد کند؛ در این زمینه هزینههای نبرد در اوکراین، هزینههای اداره اوکراین بعد از نبرد به اضافه ساختار بیمار اقتصادی خود اوکراین میتواند هزینههای هرگونه عملیات نظامی را برای روسها به شدت افزایش دهد. اما سناریوی سوم جلوگیری از پیوستن اوکراین به ناتو بدون ورود به یک عملیات نظامی است؛ که چگونگی این مهم علامت سوال بزرگی را جلوی روسها قرار میدهد. این استراتژی میتواند از طریق ایجاد چالشهای نظامی و امنیتی سرزمینی برای اوکراین محقق شود؛ زیرا مطابق رویه جاری ناتو کشورهای دارای مشکلات امنیتی نظیر جداییطلبی، اختلافات مرزی و سرزمینهای تصرفشده و... به عضویت ناتو درنخواهند آمد و روسها بهخوبی از این مساله آگاه هستند. پس با تصرف کریمه و ایجاد بحران نظامی امنیتی در شرق اوکراین سعی در جلوگیری از پیوستن این کشور به ناتو دارند. به عبارت دیگر مطابق محاسبات مسکو، روسیه میتواند بدون درگیری در یک نبرد مستقیم و تمامعیار نظامی با اوکراین و احیانا ناتو، صرفا با حفظ مناطق آشوب و شورشهای جداییطلبی در بخشهای هممرز خود با اوکراین بدون نیاز به هزینههای سنگین یک نبرد نظامی تمام عیار، از پیوستن اوکراین به ناتو جلوگیری کند. روسیه به دلایل مختلف با هدف جلوگیری از پیوستن اوکراین به ناتو قصد جداسازی کامل مناطق مورد مناقشه یا باز پس دادن آنها به اوکراین را ندارد؛ بهعبارتدیگر، روسها تمایلی به پایان سریع و قاطع بحران ندارند. از طرف دیگر طرحها و نقشههایی که نشان میدهد روسیه آماده عملیات رزمی به منظور جداسازی کامل کریمه و قطع دسترسی اوکراین به دریای سیاه هست هم عموماً فاقد توجیه عملیاتی هستند؛ یعنی مناطقی که بهعنوان مناطق هدف احتمالی انتخاب شدهاند به دلیل جایگیری و به دلیل دسترسی نیروهای ناتو به آنها، در صورت درخواست کمک اوکراین و با فرضیه قبول این درخواست از جانب ناتو، توجیه عملیاتی نخواهد داشت و در نتیجه روسیه ناچار است که مناطق گستردهتری را از خاک اوکراین تصرف کند تا بتواند منطقه مورد نظر خود را در برابر یک حمله احتمالی از جانب غرب محافظت کند. در صورت پیش آمدن درگیری و حمله ناتو و اوکراین و متحدان غربی به روسیه، چه اتفاقاتی روی خواهد داد؟ اگر در نظر بگیریم که روسیه پاسخ ندهد؛ در این صورت این مسئله تفسیر به ضعف و عقبنشینی دولت روسیه خواهد شد. حال در نظر بگیریم روسیه پاسخ بدهد؛ که در این صورت نیز دو سناریو خواهیم داشت. اول پاسخ قطعی و کامل در قالب یک نبرد تمام عیار با هدف ساقط کردن دولت کییف که با توجه به هزینههایی که دارد به نظر نمیرسد یک گزینه مطلوب باشد. دوم پاسخ منعطف؛ یعنی بر مبنای حجم عملیات طرف مقابل و میزان خطری که در منطقه تشخیص میدهد، استراتژی خودش را بهروزرسانی و فعالیت نظامی خود را نیز تنظیم کند. اساسا روسیه علاقهای به عملیاتهای گسترده نظامی در محیط امنیتی پیرامونی خود ندارد؛ اما استراتژیهای غیرمستقیم و استراتژیهای نبرد محدود و نبردهای ترکیبی همیشه در دکترین نظامی روسیه وجود داشته و بهکارگیری اینچنین استراتژیهایی قابل انتظار است. در این قالب ممکن است که دست به حمایتهای گستردهتر نظامی از متحدانش در شرق اوکراین یا ایجاد کانونهای بحرانی کوچک در سایر مناطق مرتبط با شرق اروپا بزنند. بهنظر نمیرسد عملیات نظامی بزرگی را از جانب روسیه در اوکراین شاهد باشیم. احتمالا یک سری درگیریهای محدود ممکن است رخ دهد که آن هم میان ارتش اوکراین و جداییطلبان خواهد بود نه ارتشهای روسیه و اوکراین.