تقریبا از همان ابتدا هم برای بسیاری از تحلیلگران روشن بود که چیزی به نام رویکرد ضد آمریکایی در جریانی به نام طالبان وجود ندارد. طالبان صرفا در داخل افغانستان دعوایی بر سر قدرت داشتند و آنچه از جزئیات توافقنامه دوحه منتشر شده، مواضع و عملکرد آنها هم موید همین مساله است. بر اساس اظهارات معاون سخنگوی طالبان قرار بوده در مذاکرات دوحه درباره آزادسازی داراییهای مسدود شده افغانستان در آمریکا، اجرای کامل توافقنامه دوحه و برقراری روابط دیپلماتیک میان آمریکا و طالبان گفتوگو شود. در واقع شاهد هستیم که هنوز هم نگاه طالبان برای حل مسائلش به غرب است و تلاش میکند مسائلش را از طریق نگاه به غرب حل کند و این سفر را هم در همین چارچوب میتوان ارزیابی کرد. بعد از تحویل گرفتن دولت از سوی طالبان، آنها با مشکلات جدی در حکومتداری مواجه شدند. با وجود این چالشها، آنها متوجه شدند که باید به سمت قدرتهای جهانی گرایش پیدا کنند و با توجه به اینکه ساختار اقتصاد افغانستان هم پیش از این به کمکهای قدرتهای بیرونی وابسته بود، طالبان راه دیگری برای حل مشکلات خود نمیشناسد. مهم ترین چالش در شرایط فعلی برای طالبان، چالش حکومتداری است. آنها باید بتوانند با این چالش کنار بیایند و با توجه به اینکه سرمایههای اقتصادی و انسانی که میتوانستند در حل این چالش به طالبان کمک کنند، از افغانستان خارج شدهاند و طالبان امکانات کمی در اختیار دارند، امکان قرار گرفتن آنها در مسیر حکومتداری مثبت بسیار کم است. طالبان روز به روز با چالشهای جدیتری در مسیر حکومتداری مواجه خواهند شد. برخی افراد در درون طالبان برای برجسته کردن رویکرد منطقهگرایی در قبال رویکرد غربگرایی فعال شدهاند. در میان طالبان یکدستی در این رابطه وجود ندارد و شاهد گرایشهای مختلف و بعضا متضاد در درون این جریان هستیم. برخی جریانات نگاههای منطقهای و برخی دیگر نگاههای بینالمللی دارند و البته دستهای دیگر هم کلا نگاه به بیرون را منتفی میدانند. به نظر میرسد طالبان در شرایط فعلی و با توجه به مشکلات متعدد افغانستان، تلاش میکند همه امکانات موجود را بسنجد و با توجه به امکاناتی که دارد هر اقدامی را در دستور کار قرار دهد. طالبان از هیچ جریان، امکان و بازیگری چشم پوشی نخواهد کرد، در همین چارچوب است که میتوان به این نتیجه روشن رسید که رویکرد ضد غربی در درون این جریان اساسا معنا و مفهومی ندارد. مذاکرات دوحه میتواند یک قدم به پیش برای آنها محسوب شود اما نتایج آن بستگی به امتیازاتی دارد که طالبان پشت پرده به آمریکا و کشورهای اروپایی میدهد. اگر طالبان امتیازات قابل توجهی برای غرب قائل شود، شاهد برخی گشایشها خواهیم بود. خصوصا اینکه در شرایط فعلی دغدغه آمریکا، قدرت گرفتن چین از کانال پاکستان در معادلات افغانستان است و آمریکا بر منافع راهبردیاش در این زمینه تاکید خواهد کرد. بنابراین اگر طالبان بتوانند علاوه بر تضمینهای پیشین، تضمینهای لازم را در خصوص عدم همکاری با گروههای افراطگرای بینالمللی به غرب دهند و همچنین اجازه ندهند چینیها میداندار اصلی افغانستان شوند، شاید قدمی بهپیش برداشتهشود و غربیها برخی امتیازات جزئی را برای آنها قائل شوند.