بستن
کد خبر: ۱۰۲۷۳۲۷

كاهش تعهدات- پايبندي به برجام؛ اهرم موثر ايران

كاهش تعهدات- پايبندي به برجام؛ اهرم موثر ايران
آرمان ملی- علیرضا پورحسین: چند روزی است که مذاکرات احیای برجام در وین آغاز شده است که با اما و اگرهای زیادی همراه است. مذاکراتی که فارغ از تمامی مولفه‌های تاثیرگذار، صرفا تقابل ایران و آمریکاست. تقابلی که در دهه‌های اخیر به مهم‌ترین رویداد جهانی بدل شده است. در راستای بررسی این مساله «آرمان ملی» گفت و گویی با نصرت‌ا... تاجیک داشته است که در ادامه می‌خوانید.
آژانس بین المللی انرژی اتمی در ماه‌های اخیر عملا انتظارات فراپادمانی از ایران داشته است، ایران در راستای اعتمادسازی و به نتیجه رسیدن مذاکرات برجامی نیاز است تا چنین درخواست‌هایی را بپذیرد؟
مسائل ایران و آژانس یک مبحث فنی و تخصصی است که باید متخصصان آن در این خصوص نظر دهند. در ایران بعد از خرابکاری‌هایی که در تاسیسات هسته‌ای صورت گرفت نسبت به نوع دسترسی‌ها ایجاد حساسیت شد و آژانس هم باید این را برطرف کند و هم اقدامات اعتمادسازی انجام دهد تا به فعالیت فنی و تخصصی خود پرداخته و شائبه ایجاد ابزار فشار غرب شدن را از خود بزداید اما از منظر سیاسی، پس از خروج ترامپ از برجام، تبعات منفی آن فقط گریبان آمریکا و ایران را گرفت زیرا سایرین با انگیزه‌های مختلف جز نقش کاتالیزوری و بعضا منفی هیچ مجال و علاقه و انگیزه‌ای برای بازیگری نداشتند. ایران ضمن اتخاذ استراتژی درست وفاداری و اصلاح، عاقلانه، منفعت‌گرایانه و به‌رغم خواست تندروها و مخالفان داخلی و خارجی برجام، آن را آتش نزده و در برجام مانده و با استفاده از ظرفیت‌های آن، یک سال منتظر طرف‌های مقابل و مخصوصا اروپا ماند و در بی عملی نسبی آنان پس از آنکه آژانس 15 مرحله تطابق فعالیت‌های ایران با برجام را تائید کرد طبق مفاد آن و طی ۵ مرحله تعهدات هسته‌ای خود را کاهش داد. اگرچه چهار مرحله اول خیلی با حساسیت روبه‌رو نشد اما مرحله پنجم خیلی به مذاق غرب خوش نیامد. لذا ایران طبق همین برجام توان هسته‌ای خود را افزایش داد و اهرم‌هایی برای خود ایجاد کرد تا بتواند از آنها در مذاکرات استفاده کند تا با دست پر وارد مرحله بعد شود. مشخصا فعالیت‌های هسته‌ای ایران در این برهه دو ساله دو قسمت دارد. نخست آن چیزی که قابل برگشت است و دوم دانشی است که ایران بدست آورده که دیگر قابل حذف شدن نیست. این یک واقعیت ملموس و غیرقابل انکار است که ترامپ با خروج از برجام، موضع و موقعیت آمریکا در برجام را درمعرض آسیب قرار داد و ایران نیز درمقابل هوشمندانه و خوب عمل کرد. از طرفی افزایش توانمندی‌های علمی و هسته‌ای خود را متوقف نکرد و از سوی دیگر الان آمریکا را عضو برجام نمی‌داند و خواهان خسارات وارده به مردم ایران در اثر خروج ترامپ از برجام و وضع تحریم‌هاست. اینکه آمریکا نتوانست علیه ایران اجماع کند یک اتفاق بزرگ در اثر این بازی هوشمندانه ایران بود و آمریکا امروز باید آن را به شکلی جبران کند که برای مثال می‌تواند یک ضمانت برای ایران باشد. حالا این یا بصورت امتیاز جدید و مثلا رفع همه تحریم‌ها و یا تهاتر با وضعیت بخش بدون بازگشت کاهش تعهدات ایران خواهد بود. مسبب آمریکاست و این آمریکا بوده است که امروز مذاکرات را پیچیده و سخت کرده است و خود باید جبران کند. آمریکا اشتباه محاسبه‌ای استراتژیک داشته و از منظر عملیاتی هم بد بازی کرد و خود باید مابه ازای آن را بپردازد. امروز تیم ایران بیشتر تلاش می‌کند تا رفع تحریم‌ها در دستور کار قرار گیرد زیرا ایران مرتکب اشتباهی نشده است. در این میان اگر مردم ایران از برجام نفعی نبرند، دلیلی برای ماندن ایران در برجام وجود ندارد. در سال ۲۰۱۵ ایران تا حدودی از مواهب اقتصادی برجام بهره مند شد اما اقدام نابخردانه ترامپ همه چیز را برهم زد. پس موضوع رابطه ما با آژانس بیشتر به خروج ترامپ از برجام برمی‌گردد و در مجموع امروز شرایط در برجام و همکاری با آژانس به‌خاطر بدعهدی آمریکا سخت شده است اما ایران باید در کنار این مسائل با این نهاد بین‌المللی سازنده برخورد کند تا آمریکا نتواند با سوءاستفاده از این رابطه علیه ایران اجماع سازی کند.
در خصوص آینده برجام در صورت توافق احتمالی، تا چه میزان امکان دارد در سال ۲۰۲۴ یا ۲۰۲۸ این توافق از بین برود و آیا اساسا نیاز هست در این برهه زمانی به این مساله فکر شود؟
در هر مقطعی نیاز است تا نه تنها به آینده توجه ویژه شود و برنامه‌های بلندمدت مدنظر قرار گیرد بلکه اقدامات ما در یک تصویر بزرگ دیده شود و من به دومی خیلی تاکید دارم و اهمیت می‌دهم. سیاست همچون بازی شطرنج است و هر حرکتی تبعاتی دارد و باید به آینده آن حرکت و اقدام توجه شود. در وهله اول بعید به نظر می‌رسد که مذاکرات فعلی شکست خورده و از دستور کار خارج شود. از نابودی برجام هیچ دیگی برای هیچ یک از طرفین گرم نمی‌شود. فقط در این میان اسرائیل و چند کشور محدود عربی که ائتلاف عبری-عربی را تشکیل داده‌اند از برهم خوردن مذاکرات خشنود می‌شوند. البته اگر بازار نفت و معادلات توازن قدرت منطقه‌ای و بین المللی را در نظر بگیریم و توانمندی‌ها و کارت‌هایی که ایران برای بازی دارد مد نظر باشد معادله خیلی پیچیده‌تر می‌شود و حتی بعضی از دوستان و همپیمانان ما در برجام نیز چندان از بازگشت ایران به جایگاه واقعی خودش خوشحال نیستند! ایرانی که با این جمعیت جوان تحصیلکرده و جاه‌طلبی و توانمندی‌های سخت افزاری بتواند به جامعه بین المللی بازگشته و قطب جذب سرمایه و فن آوری باشد. پس حداقل این چند کشور محدود قصد دارند تا ایران را در مقابل جامعه جهانی قرار دهند و توان سیاست خارجی ایران را مستهلک کرده و مسائل داخلی ایران سخت تر شود و تحریم‌ها جدی‌تر پیگیر شود. از سوی دیگر باید توجه داشت که هم ایران و هم غرب تلاش دارند تا عامل شکست روند دیپلماتیک این مذاکرات نباشند اما با این همه همین طور که زمان می‌گذرد، به نظر می‌رسد تقریبا هیچ یک از طرفین اگرچه علاقه به وخیم‌تر شدن اوضاع ندارند اما برای احیای برجام عجله ندارند اما تمایل دارند تا برجام احیا شود و به عنوان یک قرارداد محکم باقی بماند. امروز بازنگه داشتن ایران از حرکت به سمت هسته‌ای شدن از یکسو و از طرف دیگر عصبانی نکردن ایران، مورد توجه غربی‌هاست. آنها می‌خواستند ایران به پای میز مذاکره بیاید که رفت اما امروز از میزان عجله آنها کاسته شده است. ایران به سوابق نگاه می‌کند و می‌بیند که اگر آمریکا را به عنوان یک طرف برجام بپذیرد، دولت‌های بعدی اگر از برجام خارج شوند، باز هم روال قبل تکرار می‌شود و برجام عملا نابود می‌شود. در این میان دولت آمریکا نیز تاکید دارد که نمی‌تواند ضمانت دهد. برای حل این چالش به نظر می‌رسد یکی از بهترین راه‌حل‌ها این باشد که ایران قدرت گریز خود از برجام را افزایش دهد. به این معنا که ابزاری در برجام به‌وجود آورد تا سریع تر بتواند تعهدات هسته‌ای خود را کاهش دهد. البته مولفه‌های بین الملل نیز امروز بر برجام تاثیرگذار است. مثلا در آمریکا هنوز کرونا و مسائل اقتصادی حل و فصل نشده است و اخبار خوبی از داخل آمریکا شنیده نمی‌شود. این به آن معنا نیست که آمریکا ضعیف است و می‌توان از این کشور بیشتر امتیاز گرفت بلکه به این معناست که باید محاسبه شود بایدن و تیم سیاست خارجی اش تا چه میزان می‌توانند در خصوص برجام سرمایه گذاری سیاسی کنند. آمریکا در سیاست خارجی خود تغییرات چشم‌گیری ایجاد کرده است که این تغییرات سبب شده از افغانستان و عراق تا حدی خارج شود و بیشتر متمرکز بر خاور دور و تقابل با چین شود. ایران نیز با توجه به این مولفه‌ها باید تفکر خود را استراتژیک و برنامه‌های خود را به صورت بلندمدت تدوین کند. یعنی اگر امروز آمریکا به دنبال کاهش نیروهای خود در خاورمیانه است باید بررسی شود که چه قدرتی ممکن است جایگزین آمریکا در خاورمیانه شود. آیا ایران از امروز آمادگی با رویارویی با شرایط جدید را دارد؟ آیا نقش اسرائیل تغییر می‌کند و این رژیم می‌خواهد خلأ حضور آمریکا را جبران کند. این تحلیل وجود دارد که اصرار اسرائیل برای تخریب برجام برای دوران پسا آمریکا در خاورمیانه است تا ایران به یک قدرت مضاعف دست پیدا نکند و همچنان از نظر داخلی ضعیف و درگیر تحریم‌های بین المللی و چرخ سیاست خارجی‌اش هم در گل باشد. ایران باید یک تصویر بزرگ از تحولات در پیش روی خود ترسیم کند و با توجه به این تصویر بزرگ مذاکرات را نه تنها مسئولانه ادامه دهد، بلکه با ابتکار عمل و دوربینی آن را موفق گرداند. مولفه‌های دیگر نظیر سیر رو به پائین موقعیت سیاسی دموکرات‌های آمریکا و کاهش محبوبیت جو بایدن و خیز مجدد ترامپ برای انتخابات ریاست جمهوری نیز باید در شطرنج سیاست مورد توجه ایران قرار گیرد. بنابراین ایران باید بداند که تحولات منطقه‌ای و جهانی در سال های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۸ به چه شکل خواهد بود تا با توجه به آن روند تحولات برجام طراحی و مذاکرات وین پیش رود و تلاش کنیم که نتیجه مطلوب بدست آید. ایران به دنبال امتیازگیری است و باید مورد سنجش قرار دهد که امتیازی که قصد اخذ آن را دارد چه چیزی باید در مقابل آن پرداخت کند. بنابراین مولفه‌های مختلف برای میان مدت و بلندمدت باید مورد توجه ایران باشد.
آیا اساسا آمریکا از ایران هراس دارد که یک توافق‌ بلندمدت با ایران شکل نمی‌دهد و مدام برخی جناح‌های آمریکا صحبت از پاره کردن برجام می‌زنند؟
در هر دو کشور تیم‌های مخالف اعم از سیاسیون و نخبگان و جناح‌های سیاسی وجود دارند و از این قبیل مخالفت‌ها با برجام حتی در کشورهای ثالث نیز وجود دارند. خودداری ایران از مذاکره مستقیم با تیم سیاست خارجی بایدن که در اثر بد عهدی آمریکا و سوابق عملکرد این کشور در مقابل ایران به‌وجود آمده، شاید یکی ‌از چالش‌ها در این عرصه باشد که به پیچیدگی اوضاع کمک کرده است. اینکه گفته می‌شود بایدن با ترامپ تفاوتی ندارد، حداقل در مورد برجام خیلی درست نیست. در آمریکا چند راهبرد اساسی در رابطه با ایران مورد اجماع جناح‌های مختلف آمریکا از جمله محافظه کاران، نئو محافظه کاران، جریان ترامپ و دموکرات‌ها وجود دارد. این جریان‌ها در‌خصوص‌ کنترل فعالیت‌های موشکی و سیاست‌ها و فعالیت‌های منطقه‌ای ایران با یکدیگر اختلاف نظری ندارند. برجام مشخصا چرتکه نیست که طبق آن محاسبه شود چه داده‌ایم و چه گرفته‌ایم. برجام نقشه راهی بود که حکومت به آن تن داد تا ایران با هنجارهای بین المللی ضمن حفظ اصول خود، کنار بیاید و کار کند. ترامپ با روش رادیکال خود این روند را معیوب کرد اما ایران تا به امروز در عرصه سیاست خارجی در قبال برجام خوب عمل کرده است. امروز بایدن رویکرد نظامی گری همچون ترامپ ندارد و به مذاکره آمده تا امتیازاتی بدهد و خیال خود را از خارج از آمریکا راحت کند تا در سه سال آینده به مسائل داخل آمریکا بپردازد. بایدن به دنبال تخریب ساختارهای سیاسی ایران نیست برخلاف چیزی که ترامپ دنبال می‌کرد. اینکه ترامپ عنوان می‌کرد که دنبال تغییر رفتار دولت ایران است، صحت نداشت و قصد داشت تا در ایران حکومت را تغییر دهد حتی به قیمت فروپاشی و تجزیه ایران. نئومحافظه کاران و تیم سیاست خارجی و امنیت ملی ترامپ این سیاست را به این جهت دنبال می‌کردند که بر این باور بودند ایران تبدیل به یک قدرت با یک حکومت مرکزی قوی شده است که حتی مدرن ترین پهپادهای آمریکایی نیز زمانی که وارد خاک این کشور شده، ساقط می شوند. بنابراین اینکه گفته می‌شود ایران با آمریکا مذاکره مستقیم نمی‌کند تا آمریکا را تحقیر کند یک شوخی است. مشخصا تحقیر کردن آمریکا برای مردم ایران فایده‌ای ندارد و تاثیر مثبتی بر اقتصاد و توسعه کشور نمی‌گذارد که هیچ بلکه تاثیر مخرب هم گذاشته است. درست است که این مذاکره غیرمستقیم به‌دلیل اینکه ایران آمریکا را عضوی از برجام نمی‌داند یک فشار روانی به آمریکا وارد می‌کند اما این همه موضع نیست و به نظر ایران این مساله را با هوشمندی و حسابگری که دارد باید حل کند و منافع دراز مدت خود را در نظر بگیرد و با ارائه پیشنهاد و اخذ یک بسته تشویقی این دست برتر خود را که دائمی نیست تثبیت کند. بین ایران و آمریکا به علت اینکه گفت و گوی مستقیم در سایر عرصه‌ها وجود ندارد یک فضایی به‌وجود آمده است که اجازه هم اندیشی میان نخبگان طرفین را نمی‌دهد و فضا میان دو کشور به شکل‌خاص و غیرمنطقی درآمده است. به گونه‌ای که مخالفین و دشمنان و رقبای منطقه‌ای ایران از این وضعیت الان سوءاستفاده کرده و دست برتر خود را در توازن منطقه‌ای تثبیت می‌کنند. از سوی دیگر بایدن نیز قاطعیتی برای مقابله با لابی‌های صهیونیستی و مخالفین برجام از خود نشان نداده است تا به ایران اطمینان دهد که اگر مذاکره مستقیم شکل گیرد، ایران حاصل بیشتری بدست می‌آورد. از آنجا که در ادبیات سیاسی جهان ایران را یک کشور منافع محور و حسابگر می‌شناسد اما تاکنون دولت آمریکا اقدامی انجام نداده است تا نشان دهد که این ویژگی ایران را مدنظر قرار داده است. امروز ایران و آمریکا باید ظرفیتی ‌ایجاد کنند تا یک گفتمان غالب شکل گیرد و این گفتمان حداقل امنیتی نباشد و حول محور سیاست شکل گیرد. طبق این گفتمان طرفین حداقل‌های سیاسی را پذیرفته تا از فضای تخاصم فاصله گیرند. فضای تخاصم امروز به علت عدم همین گفت و گوها و افزایش بی‌اعتمادی به سبب اقدامات آمریکا علیه ایران در دهه‌های گذشته رخ داده است. برای اینکه یک تعامل بلندمدت میان ایران و آمریکا به‌وجود آید باید فضایی ترسیم شود که در آن هم دغدغه‌های ایران و هم دغدغه‌های آمریکا مورد توجه قرار گیرد و هم مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی ذیل آن تعریف شوند. تعریف چنین بستری می‌تواند زمینه ساز ایجاد یک توافق بلندمدت با آمریکا شود. منافع منطقه‌ای و بین المللی ایران که تاثیرات داخلی فراوانی دارد در این است که برخوردهای بین المللی خود و مخصوصا با آمریکا را کم و بی خطر کنیم تا بتوانیم به الگوی توسعه داخلی خود بپردازیم.
بهترین مسیر برای خروج از این وضعیت چیست؟
یکی از اشتباهات آمریکا این است که منافع سیاست خارجی ایران را سریعا امنیتی می‌کنند. ایران همچون سایر کشورها در عرصه‌های منطقه ای و بین المللی منافعی دارد که جزو اهداف سیاست خارجی اش است و نباید این موارد امنیتی شوند. آمریکا امروز باید با روش عاقلانه قدرت ایران را به رسمیت شناخته تا تعامل راحت تر صورت گیرد. ایران هم نیاز دارد با مسئولیت پذیری و درک منافع بلندمدت خود از موقعیت برجام استفاده کرده و یک فضای گفتمانی منافع محور از طریق کسب منافع اقتصادی با آمریکا بسازد. ایران حتی اگر به قدرت آمریکا اعتقاد نداشته باشد، حداقل می‌داند آمریکا دارای قدرت تخریبی است. حتی اگر قائل به این باشیم که آمریکا دشمن همیشگی ایران است، باید زهر آمریکا را گرفت و قدرت تخریبی این کشور‌ را مهار‌ کرد تا روند توسعه در ایران سرعت گیرد و موانع کنار زده شود. ایران برای سامان دادن اوضاع داخلی خود نیاز به تعامل و یا خنثی کردن آمریکا دارد. ایران در مساله اقتصاد سیاسی خود را آسیب پذیر کرده است و عملا وابسته به فروش نفت شده‌ایم که این امر باید در پرتو استراتژی تنش صفر و استفاده از فن آوری و سرمایه گذاری خارجی و پیوند زدن منافع مشترک ایران و کشورهای علاقمند اصلاح شود.
انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی